برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

تاریخ زندگی حضرت آدم (ع) در قرآن

سرگذشت حضرت آدم (ع) در قرآن کریم، به‌ عنوان سرآغاز تاریخ انسان است. باید توجه داشت شیوه قرآن کریم در بیان تاریخ یک شیوه نو و آموزنده است و جنبه‌های تربیتی در آن مورد توجه قرار می‌گیرد. تاریخ زندگی حضرت آدم (ع) در قرآن کریم نیز نکات بسیار آموزنده‌ای دارد که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت. به‌ عنوان مثال:

  • معرفی انسان به‌ عنوان خلیفه به فرشتگان 
  • تعلیم اسماء الهی به حضرت آدم (ع) توسط خداوند متعال
  • فرمان سجده بر حضرت آدم (ع) به فرشتگان
  • ورود حضرت آدم و حوا (ع) به بهشت و سکونت در آن
  • و…

ابتدا چکیده مطالب ارائه می‌شود:

خلاصه زندگی حضرت آدم:

آیات متعددی از قرآن کریم به داستان حضرت آدم (ع) پرداخته است.

داستان حضرت آدم (ع) در قرآن چند برهه دارد:

– اعلام خداوند به فرشتگان برای آفرینش خلیفه در زمین.
– آفرینش آدم و تعلیم اسماء به او.
– فرمان سجده به فرشتگان و تمرد ابلیس.
– راندن ابلیس از بهشت و درخواست مهلت او از خدا برای گمراه کردن انسان.
– قرار دادن همۀ نعمتها برای آدم و حواء و نهی از یک چیز.
– وسوسۀ آنها توسط ابلیس و فریب دادن آنها برای نزدیک شدن به شجرۀ ممنوعه.
– فریب خوردن آنها و هبوط از بهشت.
– بازگشت و طلب آمرزش از خدا.
– بخشش آدم و سکونت یافتن در زمین.

خداوند پس از ذکر داستان حضرت آدم (ع) در قرآن رو به فرزندان ایشان کرده و آنها را با عنوان «یا بَنی آدَم» چهار بار مورد خطاب قرار داده است. در واقع این خطابها، درس عبرتهایی است که از زندگی حضرت آدم (ع) در قرآن باید آموخت تا گرفتار گناه و خطا نشد.

خطاب نخست دربارۀ لباس آنها است. شیطان با وسوسۀ آدم در پی برهنه کردن او بود. کارکرد لباس، پوشاندن عیوب است. لباس ظاهری، عیوب ظاهری را می‌پوشاند و لباس باطنی (تقوا)، عیوب باطنی را (رذایل نفسانی).

خطاب دوم تکمیل موضوع نخست (برهنگی) است. یکی از شیوه‌های مهم ابلیس در رسوا کردن انسانها برهنه کردن آنها است؛ اعم از برهنگی ظاهری و باطنی.

خطاب سوم: هر چند آدم به علت سرپیچی از فرمان خدا از بهشت هبوط کرد و به مشکلات فراوانی گرفتار شد؛ اما باید دانست ترک دنیا و چشم‌پوشی از لذتهای آن راه گرفتار نشدن به گناه نیست؛ بلکه خدای متعال بیشتر چیزها را حلال کرده و حرامها مشخص و محدود است.

خطاب چهارم: آمادگی برای آمدن پیامبران و بیان سرنوشت موافقان و مخالفان انبیاء است.

نکته: آنچه بیان می‌شود داستان حضرت آدم (ع) در قرآن کریم است. اما داستان حضرت آدم (ع) در کتب عهدین، تحریف شده است.


اما محور بحث ما پرداختن به زندگی اولین انسان، حضرت آدم (ع) در قرآن کریم می‌باشد خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم به داستان این پیامبر بزرگ اشاره می‌کند. به فرازهایی از زندگی ایشان، برگرفته از آیات مختلف قرآن با ترتیب و تنظیمی که قاعدتاً به این شکل اتفاق افتاده است اشاره می‌کنیم.

الف ـ اعلام پیدایش آدم به فرشتگان

اولین نکته در بررسی سرگذشت حضرت آدم (ع)‌ در قرآن کریم، این است که خداوند متعال به فرشتگان خود اعلام کرد که می‌خواهم در روی زمین خلیفه قرار دهم. در سوره بقره اینگونه آمده است:

﴿وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَهً﴾ [1]

یاد کن از زمانی که پروردگار تو خطاب به ملائکه فرمود: من در روی زمین خلیفه‌ای قرار می‌دهم.

این اعلام اولیه خداوند بود، مبنی بر ‌این‌که خداوند تصمیم دارد که انسان را به عنوان خلیفه بر روی زمین قرار دهد.

نمودار زندگی حضرت آدم (ع)

ب ـ خلقت حضرت آدم (ع) در قرآن

نکتۀ دوم در بررسی آیات مربوط به سرگذشت حضرت آدم (ع) در قرآن کریم، خلقت حضرت آدم (ع) و حضرت حوا است که خداوند این دو انسان را آفرید. یک مرد و یک زن برای ‌این‌که بتوانند در کنار هم به آرامش برسند.

﴿هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْکُنَ إِلَیْها﴾ [2]

او خدایی است که شما را از یک نفس آفرید و همسر او را از جنس خود او قرار داد برای این که با او آرامش گیرد.

آیا حوّا از استخوان سینه حضرت آدم آفریده شده؟

البته باید به نکته‌ای توجه داشت که برخی از روایات غیر قابل قبول، نقل‌های ضعیف که عمدتاً اسرائیلیات است و از کتاب‌های تحریف شدۀ یهودیان به درون برخی از کتاب‌های ضعیف روایی نفوذ کرده دلالت می‌کند بر ‌این‌که حضرت حوا از استخوان قفسۀ سینۀ حضرت آدم (ع) ساخته شد. چنین چیزی در قرآن وجود ندارد و روایات ما این معنا را تأیید نمی‌کنند. خداوند حضرت آدم (ع) و حضرت حوا را از گل آفرید، در گل آن‌ها دمید و آن‌ها انسان‌های زنده‌ای شدند و سپس آن‌ها را در بهشت ساکن کرد.

سرگذشت حضرت آدم (ع) در قرآن کریم این‌گونه آمده:

﴿وَ قُلْنا یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهَ﴾ [3]

ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن بشوید.

البته ‌این‌که این بهشت کدام بهشت بوده؟ آیا همان بهشت ابدی و یا باغی از باغ‌های زیبای دنیا بوده است، مرحوم علامه طباطبائی معتقد بودند باغی از باغ‌های دنیا بوده است.

سپس خداوند متعال اسماء را به آدم آموخت.

﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها﴾ [4]

و خداوند آن نامها را به تمامی به آدم آموخت.

آدم توانایی یادگیری و توانایی تعلم دارد. استعداد و توانمندی برای فرا گرفتن مطالبی در وجود او قرار داده شده است. امکان رشد برای او وجود دارد. خداوند همۀ اسماء را که شاید اشاره به ویژگی‌های عالم هستی باشد به آدم آموخت. سپس ملائکه را مورد ارزیابی قرار داد و ملائکه اعتراف کردند که چیزی از آنچه که آدم می‌داند آن‌ها نمی‌دانند. آنها فهمیدند که خلافت در زمین حکمتهایی دارد که از آن آگاه نبودند.

ج ـ فرمان سجده و استکبار ابلیس

فراز بعد در سرگذشت حضرت آدم (ع)‌ در قرآن کریم، مسألۀ فرمان سجده و استکبار ابلیس است.

﴿وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ﴾ [5]

و (به یاد آر) هنگامى که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید و خضوع نمایید. همه سجده کردند جز ابلیس که سرباز زد و تکبر ورزید و او از کافران بود.

بعد از این ماجرا خداوند متعال به ابلیس فرمود: چرا سجده نکردی؟ ابلیس گفت: خدایا من را از آتش آفریده‌ای، انسان را از خاک آفریده‌ای و خداوند متعال ابلیس را از بهشت بیرون کرد.

﴿قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فیها فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرینَ﴾ [6]

گفت: پس فرو شو از آن (از بهشت یا از آسمان یا از میان فرشتگان یا از آن مقام و منزلت)، زیرا که تو را نرسد که در آنجا خود بزرگ‌‏بینى کنى؛ پس بیرون رو که مسلما تو از زبونان و خوارشدگانى.

ابلیس از خداوند درخواست کرد، گفت: خدایا به من مهلت بده تا انسان را گمراه کنم، خواهی دید که انسان هم آن‌گونه که تو تصور می‌کنی سجده کردنی نیست. به دلیل حسادتی که از همان آغاز در وجود ابلیس شعله‌ور بود می‌خواست کاری کند که انسانی که خداوند امر کرد بر او سجده کن را در نظر خداوند متعال تخریب کند. به خیال خود می‌خواست کاری کند که به خدا اثبات کند که انسان شایستۀ مسجود بودن ملائک نیست. به خدا عرض کرد خدایا به من مهلت بده.

﴿قَالَ رَبّ‏ِ فَأَنظِرْنىِ إِلىَ‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ * اِلىَ‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم‏﴾ [7]

گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى که آنها (بنى آدم) برانگیخته مى‌‏شوند مهلت ده. خدا گفت: تو از مهلت‌‏یافتگانى. (اما نه تا قیامت بلکه) تا روز وقتى معین.

آن زمان مشخص و معین به حسب روایات ما تا زمان ظهور امام زمان (ع) است. در آن زمان دیگر سیطرۀ دولت باطل از بین می‌رود و دولت حق سیطرۀ کامل پیدا می‌کند.

د ـ توطئه‌ شیطان در مورد حضرت آدم و حوا (ع)

در هر صورت شیطان از خداوند متعال برای فریب دادن انسان مهلت گرفت. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿فَقُلْنا یا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَکَ وَ لِزَوْجِکَ فَلا یُخْرِجَنَّکُما مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقى‏﴾ [8]

پس گفتیم: اى آدم، همانا این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست، پس مبادا شما را از این بهشت بیرون کند پس در رنج و زحمت افتى.

خداوند به حضرت آدم (ع) اعلام کرد در بهشت و در این باب از همۀ نعمت‌ها می‌توانید بهره‌مند شوید.

درخت ممنوعه

﴿وَ کُلا مِنْها رَغَداً حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمینَ﴾ [9]

و گفتیم: اى آدم، تو و همسرت در این باغ ساکن شوید و از (میوه و نعمت‏هاى) آن به فراوانى از هر جاى آن که خواهید بخورید، و به این درخت (گندم یا انگور یا انجیر) نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود.

می‌بینیم که خداوند متعال همه چیز را حلال کرده و فقط یک چیز را حرام کرده است و اتفاقاً ابلیس سراغ انسان می‌آید و انسان را به سمت همان چیزی که حرام است سوق می‌دهد. در دعاها می‌خوانیم:

﴿اللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِحَلَالِکَ عَنْ حَرَامِکَ﴾ [10]

خداوندا من را به وسیله حلال‌هایت از حرام‌هایت بی‌نیاز کن.

آن‌قدر حلال در اختیار انسان است که با همان حلال‌ها نیاز انسان برطرف می‌شود اما ابلیس کاری می‌کند که حرام در نظر انسان جلوه پیدا کند و انسان تصور کند که اگر این حرام را انجام دهد چه خواهد شد؟

گناه حضرت آدم

در ادامه سرگذشت حضرت آدم (ع)‌ در قرآن کریم، خداوند در آیات 20 تا 22 سورۀ اعراف به این اشاره می‌کند که ابلیس که از خداوند مهلت گرفته است کینۀ آدم را در دل قرار داده و حسادت آدم در وجود او شعله‌ور است و می‌خواهد از آدم انتقام بگیرد. شیطان شروع به وسوسه کردن آدم و حوا کرد. هدف او این بود که آن‌ها را از وسایل انسانی عاری کند و آبروی آن‌ها را ببرد. قرآن می‌فرماید:

﴿فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما﴾

پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورت‏هایشان بر آنها پوشیده بود آشکار سازد.

می‌خواست عیوب آن‌ها را که پوشیده شده بود آشکار کند. شروع کرد به آن‌ها دروغ گفتن:

﴿وَ قالَ ما نَهاکُما رَبُّکُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَهِ إِلاَّ أَنْ تَکُونا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونا مِنَ الْخالِدینَ﴾

و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد مگر آنکه مبادا دو تا فرشته شوید یا از زمره جاودانان (در این جا) گردید.

خدا می‌خواست شما در این باغ جاودانه نشوید به همین دلیل به شما گفت که از این درخت تناول نکنید. در حالی که دقیقاً عکس بود، خداوند دوست داشت که آدم (ع) در آن باغ بماند. به آدم (ع) فرمود: به این درخت نزدیک نشو مبادا شیطان تو را بفریبد و از بهشت بیرون کند. شیطان دقیقاً عکس آن چیزی را که خداوند متعال برنامه‌ریزی کرده به دروغ به حضرت آدم (ع) القاء می‌کند.

﴿وَ قاسَمهما إِنِّی لَکُما لَمِنَ النَّاصِحِینَ‏﴾

و براى آن دو سوگند مؤکد یاد کرد که حتما من براى شما از خیرخواهانم.

نکتۀ قابل توجه این که برای رسیدن به هدفش قسم یاد می‌کند

﴿فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ﴾

پس به فریب و نیرنگ، آنها را (از مقامشان) تنزل داد. پس چون از آن درخت چشیدند عورتشان بر آنها نمایان شد و شروع کردند از برگ درختان آن بهشت بر خود چسباندند‏.

شیطان با فریب خود آن‌ها را در آستانۀ سقوط قرار داد. کاری کرد که آن‌ها به آن درخت نزدیک شدند و در آستانۀ فرو افتادن از چشم خدا و دور شدن از رحمت خداوند متعال قرار گرفتند. وسوسۀ ابلیس اثر کرد و آدم و حوا از آن درخت تناول کردند. به محض ‌این‌که تناول کردند، عیوب و زشتی‌های بدن آن‌ها آشکار شد. از برگ‌های بهشت روی بدن خود گذاشتند تا بدن برهنۀ آن‌ها پوشیده شود.

ه ـ توبه حضرت آدم در قرآن

بعد از این ماجرا آن‌ها از چشم خدا افتادند. حضرت آدم (ع) فهمید که اشتباه کرده است و تصمیم گرفت که توبه کند.

﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم‏﴾ [11]

پس (از مدتى استقرار در زمین) آدم از جانب پروردگارش کلماتى را دریافت کرد؛ پس خدا هم بر او توجه نمود و توبه او را پذیرفت که او بسیار عطوف و توبه ‏پذیر و مهربان است.

دعا و گریه حضرت آدم (ع)

حضرت آدم (ع) بعد از سال‌ها گریه کردن از خداوند متعال کلماتی را دریافت کرد. این کلمات را بر زبان آورد و خداوند متعال به خاطر آن کلمات توبۀ آدم را پذیرفت. این کلمات چه کلماتی است؟ به یقین کلمات مهمی است که حضرت آدم (ع) به وسیلۀ این کلمات توانست توجه خداوند متعال را به سمت خود جلب کند. در روایات ما این‌طور نقل شده است که خداوند به او یاد داد که به پنج تن آل عبا متوسل شود. عرضه داشت:

﴿یا حَمیدُ بِحقّ مُحَمَّدٍ وَ یا عالِیُ بِحقّ عَلِیٍّ وَ یا فاطِرُ بِحقّ فاطِمَهَ وَ یا مُحْسِنُ بِحقّ الْحَسَنِ وَ الحُسَین وَ مِنکَ الاِحسَان﴾ [12]

ای خداوند ستوده به حق محمد و ای بلند مرتبه به حق علی و ای آفریننده به حق فاطمه و ای احسان کننده به حق حسن و حسین که هر احسانی از توست.

وقتی این کلمات را بر زبان آورد «فَتابَ عَلَیْهِ» خداوند توبۀ آدم را پذیرفت «إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ» که او خدای توبه‌پذیر و مهربان است. بعد از ‌این‌که حضرت آدم (ع) توبه کرد خداوند متعال حضرت آدم (ع) را برگزید، او را مقرب خود قرار داد.

﴿ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَیْهِ وَ هَدى‏﴾ [13]

پروردگارش او را برگزید، توبۀ او را پذیرفت و او را مشمول هدایت قرار داد.

و ـ هبوط آدم و حوا (ع)

البته طبیعتاً به دلیل گناهی که انجام داده بود اگر چه خداوند او را بخشید ولی آثار وضعی این گناه باقی ماند. اثر وضعی این گناه این بود که آدم از بهشت رانده شد، آدم زمینی شد، آدم مجبور شد در دار سختی و مشقت و بر روی زمین در شرایط تزاحمات عالم مادی زندگی خود را ادامه دهد.

خداوند متعال دستور هبوط به آدم و حوا داد:

﴿قالَ اهْبِطا مِنْها جَمیعاً بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَامّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقى﴾ [14]

(خداوند) گفت: هر دو از این محیط (به کره زمین) فرود آیید در حالى که برخى از شما دشمن برخى دیگر خواهید بود؛ پس اگر از جانب من براى شما هدایتى (آیینى به وسیله پیامبرى) آمد، هر که پیروى از هدایت من کند هرگز نه گمراه شود و نه شقى و بدبخت گردد.

در این زندگی تزاحم و درگیری به دلیل کمبود امکانات و کمبود نعمت‌ها طبیعی خواهد بود. انسان‌هایی حریص و کانون‌های تأمین خواسته‌های آن‌ها محدود، طبیعتاً جنگ و درگیری بین شما رخ خواهد داد. بعد از این اگر هدایتی از سوی من به سمت شما آمد از آن پیروی کنید و بدانید اگر تابع هدایت من باشید گمراه نمی‌شوید و شقی و بدبخت نخواهید شد.

این خلاصه‌ای از داستان حضرت آدم (ع) بود. خداوند متعال بعد از این داستان فرزندان آدم را مورد خطاب قرار می‌دهد چون قرار است این داستان‌ها، داستان‌های عبرت‌آمیزی باشد. عبرت‌هایی که بنی آدم باید به آن‌ها توجه کنند.

توصیه‌هایی برگرفته از سرگذشت حضرت آدم در قرآن

تاریخ پیامبر گرامی حضرت آدم (ع) در قرآن نشان می‌دهد که خداوند متعال به حضرت آدم فرمان داد هبوط کند و در زمین زندگی خود را آغاز کند. پس از این فراز خداوند متعال به فرزندان آدم خطاب می‌کند. چهار خطاب با تعبیر «یا بَنی‏ آدَمَ» در آیات نورانی قرآن هست که هر چهار خطاب در سورۀ اعراف و پس از ذکر داستان حضرت آدم (ع) است.

می‌توان این چهار خطاب را عبرت‌هایی از داستان حضرت آدم (ع) بدانیم که خداوند متعال برای این‌که بنی آدم دچار اشتباه، گناه و خطا نشوند، این چهار خطاب را در خطاب به آن‌ها صادر فرموده است. در ادامه بررسی سرگذشت حضرت آدم در قرآن کریم چهار خطاب را بیان خواهیم کرد.

اول: تقوا داشتن

خطاب اول در سرگذشت حضرت آدم (ع) در قرآن کریم، دربارۀ لباس انسان است، همان‌طور که گذشت خداوند متعال می‌فرماید:

﴿فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما﴾ [15]

پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورت‏هایشان بر آنها پوشیده بود آشکار سازد.

شیطان شروع کرد به وسوسه کردن تا آن عیوبی که از حضرت آدم (ع) و حوا پنهان شده است را آشکار بکند. از این فراز معلوم می‌شود که حضرت آدم (ع) دارای عیوبی است و هدف شیطان برهنه کردن آدم و آشکار کردن عیوب او است. با توجه به این نکته خطاب اول را مرور می‌کنیم که می‌فرماید:

﴿یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ﴾ [16]

اى فرزندان آدم، به یقین بر شما لباسى که عورت‏هاى شما را بپوشاند و لباسى که زیب و زیور شما باشد نازل کردیم (مواد اولیه آن را در زمین آفریدیم و استعداد تهیه آن را به شما دادیم) و البته لباس تقوى بهتر است. اینها از آیات و نشانه‏‌هاى خداوند (براى مردم) است، باشد که متذکر شوند.

ای فرزندان آدم، ما به شما لباسی دادیم که این لباس عیوب شما را می‌پوشاند. بلافاصله بعد از این نکته می‌فرماید لباس دیگری نیز وجود دارد که این لباس عیوب باطنی شما را می‌پوشاند.[17]

عیوب ظاهری، عیوبی است که در جسم انسان است و عیوب باطنی، عیوبی است که ممکن است در اخلاق و روح انسان آشکار بشود، آن رذائل نفسانی که اگر انسان مراقب نباشد، خود را نشان می‌دهد. «وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِکَ خَیْرٌ» لباس تقوا از لباس ظاهر مهم‌تر است، اگر لباس ظاهر کنار برود، عیوب جسمی انسان دیده می‌شود؛ عورت‌ها و آنچه که نباید آشکار بشود، آشکار می‌شود. اما اگر لباس تقوا کنار برود، عیوب باطنی انسان آشکار می‌شود، سپس می‌فرماید این از آیات الهی است، شاید انسان‌ها متذکر، هشیار و آگاه شوند که مبادا عیوب آن‌ها آشکار شود و آبروی آن‌ها نزد ملکوتیان برود.

دوم: پرهیز کردن از وسوسه‌های شیطان

در خطاب دوم همین موضوع دنبال و تکمیل می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿یا بَنی‏ آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما﴾ [18]

اى فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد و گمراه سازد همان گونه که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون نمود، به طورى که لباس از تن آنها بیرون مى‌‏کرد تا عورت‏هایشان را به خودشان بنمایاند.

معلوم می‌شود که شیطان دشمنی خود را امتداد بخشیده و به دشمنی با جد ما حضرت آدم و حضرت حوا (ع) اکتفا نکرده است. او به دنبال فریب دادن فرزندان آدم و حوا (ع) هم هست. ابلیس کاری کرد که لباس از بدن آدم و حوا کنده شد و عیوب آن‌ها آشکار شد. وقتی آدم و حوا از درخت بهشتی تناول کردند، قرآن می‌فرماید: «بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما»[19] ناگهان بدن‌های آن‌ها برهنه شد و عیوب بدن آن‌ها آشکار شد.

در بررسی سرگذشت حضرت آدم (ع) در قرآن کریم، معلوم می‌شود یکی از رویکردها و شیوه‌های مهم ابلیس در رسوا کردن انسان‌ها این است که انسان‌ها را برهنه می‌کند. چه این برهنگی، برهنگی ظاهری باشد و چه برهنگی باطنی باشد. متأسفانه امروز در دنیای غرب این برهنگی ظاهری و برهنگی باطنی به شکل آشکاری ترویج پیدا کرده است.

معلوم می‌شود که ابلیس امروز در دنیای غرب یک سیطره و سلطنت کاملی پیدا کرده است؛ هم مردها و زن‌ها را به لحاظ ظاهری دچار برهنگی کرده است و هم از هر گونه صفات اخلاقی و ویژگی‌های مثبت عاری کرده و لباس تقوا را از آن‌ها گرفته و زشت‌ترین خصلت‌های حیوانی را در وجود آن‌ها پرورش داده و بزرگ کرده است.

خداوند متعال می‌فرماید: مراقب باشید شیطان شما را نفریبد، همان‌طور که پدر و مادر شما را فریب داد و عیوب آن‌ها را آشکار کرد. سپس دربارۀ ابلیس این جمله را بیان می‌کند:

﴿إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ اوّلیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ﴾ [20]

بى‌‏تردید او و قبیله‌‏اش شما را مى‏‌بینند از آنجا که شما آنان را نمى‌‏بینید؛ البته ما شیطان‏ها را سرپرستان کسانى قرار داده‏‌ایم که ایمان ندارند.

ابلیس و دار و دستۀ او شما را می‌بینند. از جایی شما را می‌بینند که شما آن‌ها را نمی‌بینید. شما با چشم ظاهر نمی‌توانید ابلیس را ببینید، ولی ابلیس پیوسته مراقب شما است. او شما را می‌بیند و در گردنه‌ها و نقاط مهمی که ممکن است پای شما در این نقاط بلغزد، آماده است که شما را هل بدهد و به دره پرتاب کند.

البته این‌که شیطان نسبت به شما پیوسته مترصد و در کمین است، اگر شما به پناهگاه ایمان پناه ببرید، شیطان نمی‌تواند کاری انجام دهد. ما شیاطین را سرپرست کسانی قرار دادیم که آن‌ها ایمان به خدا ندارند. ابلیس عنان زندگی آن ها را در دست می‌گیرد و هر کجا که بخواهد، می‌برد.

سوم: اعتدال داشتن در مواهب دنیا

در خطاب سوم خداوند متعال به این نکته اشاره می‌کند که اگرچه حضرت آدم (ع) به خاطر نزدیک شدن به درخت ممنوعه گرفتار مشکلات بسیاری شد و در ابتدا از چشم خدا افتاد و هبوط کرد و زمینی شد، اما باید این را بدانید که اگر بخواهید گرفتار گناه نشوید، لازم نیست زندگی دنیوی را به طور کامل ترک کنید و از همۀ لذت‌ها چشم‌پوشی کنید. خداوند متعال همه چیز را حلال کرده است، حرام‌ها چیزهای معدودی است، آن چیزهایی که نباید به آن‌ها نزدیک شد، مشخص و معدود است. خداوند متعال هیچ‌گاه در قرآن یک به یک حلال‌ها را بیان نفرموده است بلکه نوعاً حرام‌ها را می‌شمارد. برای مثال می‌فرماید:

﴿حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَهُ وَ الْمَوْقُوذَهُ وَ الْمُتَرَدِّیَهُ …﴾ .[21]

 حرام شد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و هر حیوانى که به هنگام کشتنش نام دیگرى جز اللّه را بر او بگویند، و آنچه خفه شده باشد یا به سنگ زده باشند یا از بالا درافتاده باشد …

در سورۀ نساء می‌فرماید:

﴿وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ﴾ [22]

یک تعدادی از محرمات را بیان می‌کند، بعد می‌فرماید غیر از این‌ها حلال است. خداوند متعال در خطاب سوم جمله‌ای را بیان می‌کند که پیام آن همین است؛ استفادۀ از زینت‌های دنیا و حلال‌ها هیچ اشکالی ندارد. در واقع خداوند می‌خواهد انسان بر مدار اعتدال حرکت کند، دچار افراط و تفریط نشود. نه این‌که نسبت به محرمات هتاک، بی‌باک و بی‌مبالات باشد، به وسوسه‌های ابلیس تن دهد و مرتکب محرمات شود؛ و نه این‌که همۀ لذت‌های دنیا را کنار بگذارد و حلال‌ها را هم بر خود حرام کند.

می‌فرماید:

﴿یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ﴾ [23]

اى فرزندان آدم، در وقت هر نماز و در هر مسجدى آرایش و زینتتان را (به تناسب آن عمل و محل) برگیرید، و از (همه خوراکى‏‌هاى حلال خداوند) بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید، که او اسراف‏‌کنندگان را دوست ندارد.

در ادامه می‌فرماید:

﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَهَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا خالِصَهً یَوْمَ الْقِیامَهِ﴾

بگو: چه کسى زینت‏هاى خدا را که براى بندگانش پدید آورده و روزى‏‌هاى پاکیزه را حرام نموده؟! بگو: آنها در زندگى دنیا از آن کسانى است که ایمان آورده‌‏اند (هر چند کفار هم با آنها شرکت جویند) در حالى که در روز قیامت مخصوص آنها خواهد بود.

چه کسی زینتی را که خدای متعال برای بندگان خود در روی زمین قرار داده، حرام کرده است؟ چه کسی روزی‌های پاک و حلال و طیب را حرام کرده است؟ خداوند این‌ها را برای مؤمنین آفریده است، در واقع و حقیقت امر، خداوند این حلا‌ل‌ها و زیبایی ها را برای مؤمنین آفریده است. البته در دنیا غیر مؤمنین هم استفاده می‌کنند، اما در قیامت خالص در اختیار مؤمنین است. در قیامت کفار از لذت‌ها و مواهب مادی بی‌بهره خواهند بود.

چهارم: پیروی کردن از پیامبران الهی

خداوند متعال در خطاب چهارم، بنی آدم را دعوت می‌کند که برای آمدن پیامبران آماده باشند، در برابر دعوت پیامبران تسلیم باشند و در این آیه سرنوشت موافقان و مخالفان انبیاء بیان شده است. می‌فرماید:

﴿یا بَنی‏ آدَمَ امّا یَأْتِیَنَّکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتی فَمَنِ اتَّقى‏ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ﴾ [24]

فرزندان آدم، هر گاه فرستادگانى از (جنس) خودتان به سوى شما آمدند که آیات و نشانه‏‌هاى مرا بر شما مى‏‌خواندند (به آنها ایمان آورید)، پس کسانى که پروا کنند و به کار شایسته پردازند (و عقاید و اعمال خود را اصلاح نمایند) نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت.

ماجرای حضرت آدم (ع) در قرآن کریم به این‌جا خاتمه پیدا می‌کند، ‌که حضرت آدم (ع) و فرزندان او تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارند. تفاوت آن‌ها در این است که حضرت آدم (ع) از خاک آفریده شد، ولی بنی آدم از نطفه آفریده می‌شوند. حضرت آدم (ع) در بهشت قرار داده شد، ولی بنی آدم در دنیا قرار دارند. اما شباهت‌هایی نیز دارند؛ شباهت آن‌ها عمدتاً در این جهت است که ابلیس دشمن مشترک آن‌ها است. همان‌طور که ابلیس برای فریب دادن آدم تلاش کرد، برای فریب دادن بنی آدم هم تلاش می‌کند.

نکته: داستان حضرت آدم (ع) در کتب عهدین

آنچه مطرح شد، سرگذشت حضرت آدم (ع) در قرآن کریم بود. اما داستان حضرت آدم (ع) که در کتب عهدین آمده است تحریف شده است و آمیختۀ با خرافات و مطالبی دور از عقل و دور از شأن پیامبران بزرگ خدا است. برای مثال در تورات این‌طور آمده که آن درختی که خداوند آدم را از نزدیک شدن به آن نهی کرد، درخت علم بود، خدا می‌خواست آدم علم پیدا نکند.

در نگاه عهدین خداوند متعال با دانستن انسان‌ها مخالف است، اما در نگاه قرآن این‌گونه نیست، در نگاه قرآن تعبیر به شجره کرده و در روایات گفتند آن شجره، شجرۀ گندم بوده، شاید به این معنا که وابستگی به دنیا، وابستگی به خوراکی‌ها و لذائذ دنیوی است که انسان را از نگاه خدا دور می‌کند. اما می‌بینید که اسلام دائماً دعوت به علم و آگاهی می‌کند. تعابیر دیگری هم در تورات است که انسان شرم می‌کند این تعابیر را بر زبان بیاورد. این تعابیر تنقیص خداوند متعال است و شأن خداوند متعال را پایین می‌‌آورد. اما آنچه در قرآن کریم بیان شده، به شکل بسیار کامل، مقبول و معقول بیان گردیده است.

Cinque Terre

درس تاریخ انسان

مجموعه‌ای از درس‌های تاریخ انسان توسط استاد ارجمند دکتر سید محسن میرباقری در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. این مجموعه به بررسی تاریخ انبیای الهی از ابتدای خلقت تا کنون می‌پردازد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


[1]. سورۀ بقره، آیۀ 30.

[2]. سورۀ اعراف، آیۀ 189.

[3]. سورۀ بقره ، آیۀ 35.

[4]. سورۀ بقره، آیۀ 31.

[5]. سورۀ بقره، آیۀ 34.

[6]. سورۀ اعراف، آیۀ 13.

[7]. سورۀ حجر، آیۀ 36 الی 38.

[8]. سورۀ طه، آیۀ 117.

[9]. سورۀ بقره، آیۀ 35.

[10]. الامّالی (للصدوق)، النص، ص 388.

[11]. سورۀ بقره، آیۀ 37.

[12]. محمد باقر، مجلسی؛ بحارالانوار، ج 109، ص 85 واحمد بن محمد، اردبیلی؛ حدیقه الشیعه، ج‏ 1، ص 93.

[13]. سورۀ طه، آیۀ 122.

[14]. سورۀ طه، آیۀ 123.

[15]. سورۀ اعراف، آیۀ‌ی 20.

[16]. همان، آیۀ‌ 26.

[17]. لباس ظاهری لباسی است از جنس پشم و کرک و سایر موادی که می‌شود با آن‌ها لباس تهیه کرد. امّا لباس باطنی از جنس تقوا است.

[18]. سورۀ اعراف، آیۀ 27.

[19]. همان، آیۀ 22.

[20]. همان، آیۀ 27.

[21]. سورۀ مائده، آیۀ 3.

[22]. سورۀ نساء، آیۀ 24.

[23]. سورۀ اعراف، آیۀ‌ 31.

[24]. سورۀ اعراف، آیۀ‌ 35.