تفسیر سوره حمد بصورت کامل و کاربردی

فهرست مطالب این مقاله را ببینید

تفسیر سوره حمد

سوره حمد، که با نام فاتحه الکتاب نیز شناخته می‌شود، نه تنها نخستین سوره قرآن کریم به شمار می‌آید، بلکه به عنوان کلیدی برای درک و فهم عمیق‌تر این کتاب آسمانی است. این سوره که به زیبایی با حمد و ستایش خداوند آغاز می‌شود، در برگیرنده مفاهیمی عمیق و اساسی است. سوره حمد نه تنها بیانگر شکوه و عظمت خداوند است، بلکه دربردارنده دعا و تمنای هدایت و راهنمایی برای هر انسان برای یافتن مسیر حق و راستین در زندگی‌اش می‌باشد.

تفسیر سوره حمد با تأکید بر مباحث معرفتی، اعتقادی و تربیتی، از اهمیت بسزایی در میان دانشمندان دینی برخوردار است و به عنوان نقطه آغازین برای فهم عمیق‌تر قرآن کریم، جایگاهی ویژه در میان مفسرین دارد.


این سوره دربردارنده مباحث توحیدی چون توحید ذاتی، صفاتی، افعالی، عبادی و ربوبی است همچنین مباحثی چون استعانت، هدایت، رحمت واسعه الهی، راه‌های هدایت و گمراهی در این سوره مطرح شده است. سوره حمد از طریق ترکیبی هنرمندانه از کلمات و معانی، موفق به ایجاد یک تعادل بین ترس و امید در دل مؤمنین می‌شود و به این ترتیب، انسان را در مسیری متعادل به سوی خداپرستی و خودداری از گناه هدایت می‌کند.

مقدمه تفسیر سوره حمد

تفسیر سوره حمد - سوره حمد به خط امیرخانی
تصویر سوره حمد به خط استاد امیرخانی

مقدمه

در سوره حمد، پس از حمد و ثنای پرودگار و دلایل آن، مهم ترین محورهای رابطه انسان با خدا در چارچوب عبودیت، استعانت جستن، تمنای هدایت و راهبری به صراط مستقیم از خدایی که پروراننده همه چیز است (رب العالمین)، درخواست می‌شود.

حمد و ستایش مخصوص پروردگار متعال است و مالک حمد خداست و حمد فقط به ذات اقدس الهی اختصاص دارد. علت این اختصاص آن است که قرآن کریم تمام هستی را مخلوق خدا می‌داند و همه را نیکو و زیبا می‌شمارد.

قیامت پرتوی از ربوبیت پروردگار متعال است، مالک یوم الدین و مالکیت مطلق او در روز قیامت ظهور و بروز می‌کند. رب العالمین، الرحمن و الرحیم که در این سوره بکار رفته برای انسان شورانگیز است، اما مالک یوم الدین به دل انسان هراس وارد می‌کند پس این اسماء مبارک در کنار هم آمده تا انسان بین خوف و رجاء حرکت کند و از عصیان و گناه بپرهیزد.

شروع تفسیر سوره حمد

سوره حمد دارای هفت آیه و تنها سوره‌ای است که از زبان بندگان نازل شده و در آن خداوند را با نام الله و با ذکر چهار صفت از صفات حضرت باری تعالی، می‌ستاییم. بنا به فرمایش امام صادق (ع): سوره‌ای است که آغازش حمد، میانش اخلاص و پایانش دعاست.[1]در تربیت گاهی باید از زبان متربی سخن گفت و از اعماق وجود خواسته و انتظار او را بیان کرد، اما قبل از آن باید نسبت به انسان و ظرفیت‌ها و نیازهای او شناخت داشت که این امر جز از قادر توانا برنمی‌تابد.[2]

در تفسیر سوره حمد بر دو امر تکیه می‌گردد:

1ـ بیان مباحث معرفتی و اعتقادی

2ـ مباحث تربیتی و اخلاقی

نزول سوره حمد

در مکی و مدنی بودن سوره حمد اختلاف است و بعضی قائلند که خدای سبحان به دلیل اهمیت این سوره، آن را دو بار فرو فرستاده است. این سوره یکبار در مکه و یکبار در مدینه نازل شده است.[3]

نام‌های سوره حمد

این سوره نام‌های زیادی دارد که هیچ سوره‌ای این چنین نیست.

نام‌های مشهور: امّ الکتاب، فاتحه الکتاب، السبع المثانی و حمد؛

نام‌های غیرمشهور: فاتحه القرآن، القرآن العظیم، الوافیه، الشافیه، الکافیه، الشفاء، الصلاه، الدعاء، الکنز، النور، الشکر و…

فضیلت تلاوت سوره فاتحه الکتاب

رسول خدا (ص): کسی که سوره فاتحه الکتاب را تلاوت کند، خدای سبحان ثواب تلاوت همه آیات نازله از آسمان را بدو خواهد داد. «… بعدد کل آیة نزل من السماء ثواب تلاوتها».[4]

در برخی روایات ثواب تلاوت سوره حمد معادل ثواب تلاوت دو سوم قرآن و انفاق به همه مومنان ذکر شده است.[5]

خطوط کلی سوره حمد

سوره حمد عصاره معارف قرآن کریم است به همین دلیل آن را امّ الکتاب می‌نامند. خطوط کلی محتوای این سوره عبارت است از:

بخش اول مربوط به مبدأ و توحید ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی است؛

بخش دوم مربوط به معاد است؛

بخش سوم مربوط به تأمین کننده نیاز بشر بین مبدأ و معاد است (هدایت و ضلالت)؛

سوره حمد مشتمل بر این سه بخش است.[6]

عصاره سوره حمد سپاسگزاری از نعمات دریافتی در گذشته، مددجویی و کمک خواهی نسبت به رحمت‌های آینده در زمان حال و آتی است.[7]

هدف از نزول سوره حمد

هدف از نزول این سوره تعلیم و آموزش ادب تحمید و شیوه اظهار بندگی در برابر خدای سبحان و تعلیم شیوه استعانت و طلب هدایت از او است. همچنین آشنایی به کیفیت پیمودن راه نیز، هدف دیگر این سوره است.[8]

شفای امراض روح و جسم با تلاوت سوره حمد

سوره حمد برترین سوره قرآنی و چکیده معارف الهی است و در روایات سوره شفابخش نام گرفته «فاتحه الکتاب شفاء من کل داء؛[9]

سوره فاتحه ، درمان هر دردى است ». علاوه بر آن این سوره شفابخش بیماری‌های روحی هم هست و در این امر مجرب، هیچ تردیدی نیست. اما بنابر کلام امام باقر (ع)«من لم ببرأه الحمد لم یبرأه شیء؛[10]اگر جهل و رذایل اخلاقی کسی با معارف سوره حمد درمان نشود، دیگر سوره‌های قرآن نیز برای او سودمند نیست».

در روایت آمده اگر هفتاد بار سوره حمد خوانده شود امید است که مرده را زنده کند.

وجوب سوره حمد در نمازهای پنجگانه

خواندن سوره حمد در هر نماز، واجب است، آن عملی که باری تعالی عمود دین قرار داده است، ده بار تلاوت آن را در هر شبانه روز بر متقربان به فرایض، فرض و چندین برابر آن را به شائقان قرب نوافل سفارش کرده است.[11] چرا که این سوره از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و بنده در نماز، وجود باعظمت خدا را می‌ستاید و ترک آن، بطلان نماز را به دنبال دارد.

تفسیر سوره حمد : (( بسم الله الرحمن الرحیم ))

آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» پرکاربردترین آیه قرآن کریم است و جزو سوره‌ها می‌باشد. این آیه از صدر اسلام مورد توجه مسلمانان قرار گرفته و در دوران نزول وحی، نازل شدن «بسم الله الرحمن الرحیم» نشانه پایان یافتن سوره قبل و آغاز نزول سوره جدید بوده است. 

خدای سبحان، متن قرآن و نیز ابتدای هر سوره را با نام خود آغاز می‌کند و بدین گونه، ادب دینی ورود به کار با نام خدا را به انسانها می‌آموزد.[12]

(( الحمدلله ربّ العالمین ))

حمد و ستایش مخصوص پروردگاری است که او ربّ العالمین است. الف و لام الحمد، الف و لام تعریف است و حمد به معنای ستایش و ستودن چیزی است از روی اختیار و به افعال برمی‌گردد.

مدح نیز به معنای ستایش است و به ویژگی‌های وجودی برمی‌گردد.

ربّ: این کلمه از رَبَبَ به معنای مالکیت و صاحب اختیار بودن و تربیت در آن است. ربّ به معنای مالک مدبری است که علاوه بر آن که صاحب آن چیز است به تربیت آن هم می‌پردازد. تربیت به معنای رشد دادن و زیاد شدن است، ربوبیت به معنای سوق دادن چیزی به سوی کمال است. مالکیت، ملازمت، برآوردن حاجت، تعلیم و تغذیه و … از لوازم ربوبیت است.

 العالمین: عالَم به مجموعه‌ای از موجودات گفته می‌شود که با هم اشتراک دارند و وزن فاعَل بر ابزار و ادوات دلالت می‌کند. موجودات نشانه وجود خداست، از این رو به آن عالم گفته می‌شود.

عالمین شامل همه عوالم پیش از دنیا، عالَم دنیا، عوالم پس از دنیا (برزخ و قیامت) و همچنین شامل عالَم انسان، عالَم فرشتگان، و سایر عوالم هستی خواهد شد.[13]

خداوند رب العالمین است و این ربوبیت عام شامل همه موجودات می‌شود و اطلاق کلمه ربّ فقط برای خداست و باعث می‌شود که او را حمد کنیم.

قرآن به هنگام معرفی سوره‌ای برای نیایش، سوره حمد را معرفی می‌کند. الله توحید ذاتی است، ذات مقدسی که خالق همه موجودات است. در ادامه این سوره توحید ربوبی مطرح می‌شود،  خدا رب العالمین است پس ربوبیت مخصوص خدا است.

در کلیپ زیر استاد سید محسن میرباقری به توضیح و معنی کلمه “رب” در تفسیر سوره حمد می‌پردازد.

معنی کلمه رب در تفسیر سوره حمد

(( الرّحمن الرّحیم ))

رحمت خداوند بی انتها است. او رحمان و رحیم است و این رحمت نشانه رحمت بی نهایت پروردگار است. رحمان، رحمت شدید نسبت به مومن، کافر، دنیا و آخرت است و رحیم، رحمت پایدار و ویژه به مومن در دنیا و آخرت است و در قبال اعمال اوست که با ترک آن غضب خداوند را در پی دارد، او مالکی است که با رحمت، تدبیر می‌کند و امور انسان‌ها را مدیریت می‌کند.

گفتنی است که این رحمانیت و رحیمیت با آنکه در آیه نخستین (بسم الله الرحمن الرحیم) آورده شده معنایی متفاوت دارد. خداوند در آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» خود را به رحمت و رحمانیت ستوده و از میان تمام صفاتش این دو صفت را آورده، به این معنا که این صفت خدا موجب ارسال رسل به سوی بشر و نزول قرآن شده است. اما در مورد دوم بحث کلا در مورد این صفت خداوند است.

مالک یوم الدّین

مالک: مالک، مَلِک و ملیک، سه اسم از اسمای حسنای خدای سبحان است که ریشه آن مِلک یا مَلک است و به معنای سلطه خاصی است که زمینه ساز هرگونه تصرف در شیء مملوک باشد و هر سه نام در قرآن آمده است.

یوم: برهه‌ای طولانی از زمان یا برهه‌ای کوتاه از زمان (ساعت) است. در عرف به معنای پاره‌ای محدود از امتداد زمان است؛ کم باشد یا زیاد که هم بر یک روز اطلاق می‌شود و هم بر زمان بیشتر.

الدین: برای این کلمه معانی متعددی ذکر شده:

1ـ به معنای جزاست، روزی که جزا و پاداش مشخص می‌شود؛

2ـ به معنای حساب است؛

3ـ به معنای عبادت، طاعت، شریعت و شأن؛ دین به معنای شریعت قطعا به کار می‌رود، مجموعه‌ای از معتقدات و دستورالعمل‌ها «ما کان لیأخذ أخاه فی دین الملک»[14]؛

4ـ به معنای قانون هم گفته‌اند که بعد جزا و کیفر هم مشخص می‌شود؛ پس در این معنا می‌توانیم بگوییم روزی که قانون خدا حاکم است و محور حسابرسی قرار می‌گیرد و حسابرسی می‌شود.

پیامبر اکرم (ص): «خدای متعال بر من منت گذاشته با نزول این سوره تا این که به این آیه می‌رسد که هیچ مومنی نمی‌گوید مالک یوم الدّین، مگر این که خدا و ملائک آن را تأیید می‌کنند».[15]

امام رضا (ع): «مَالِکِ یَوْمِ الدَّینِ إِقْرَارٌ لَهُ بِالْبَعْثِ وَ الْحِسَابِ وَ الْمُجَازَاهِ؛ مالک یوم الدین، اقرار به برانگیختن در روز قیامت و حساب و روز جزا است.[16]  

دو قرائت در تلاوت این آیه

این آیه شریفه به دوشکل قرائت شده است:

1ـ مَلِک یوم الدین: سلطان، فرمانروا، پادشاه.

2ـ مالک یوم الدین: صاحب و مالک.

مالک یوم الدّین یا ملک یوم الدّین، کدام قرائت بهتر است؟

اگر گفته شد مالک یوم الدین، مالک روز قیامت سه گونه قابل حل است:

1ـ به معنای مالکیت خداست و روز قیامت ظرف زمان است، تقریبا معنا این می‌شود: خداوند مالکی است در زمان قیامت نه این که مالک زمان قیامت باشد.

2ـ برای خدا مالکیت زمان هم مطرح است، چون زمان هم مخلوق اوست و در دست اوست. یعنی خدا مالک زمان است.

3ـ اگر خداوند مَلِک روز قیامت باشد مالک مُلک هم هست (مالک پادشاهی و حکومت) چون قرآن کریم مالکیت مُلک را به خدا نسبت می‌دهد که شاهد مثال آن آیه 26 سوره آل عمران می‌باشد: «قُل اللّهمَ مَالِک المُلک…»

با این اوصاف کلمه مالک اوسع از کلمه مَلِک است. مالکیت، ملکیت را در هم بر دارد، اما ملکیت، مالکیت را در بر نمی‌گیرد. وقتی گفته می‌شود خداوند مالک روز قیامت است خود به خود مُلک هم از آن خدا خواهد بود، پادشاهی و سلطنت در روز قیامت از آن خداوند است.

در نهایت کلمه «مالک» را بیشتر قاریان «مَلِک» تلاوت کرده‌اند و بسیاری از مفسران نیز آن را ترجیح داده‌اند گرچه قرائت «مالک» مشهورتر است[17]. با این وجود به گفته فقها هر کدام خوانده شود درست است.

شبهه: خداوند مالک روز قیامت است پس مالک این دنیا نیست؟

پاسخ:

1ـ مالکیت خداوند در روز قیامت، مالکیت خدا در دنیا را نفی نمی‌کند. (اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند). در دنیا مالکیت خداوند در حال ثبوت است، اما در قیامت در حالت اثبات و برای همه روشن می‌شود.

2ـ روز قیامت ظرف مالکیت خداست و در آن روز مالکیت خداوند ظهور و برای همه جلوه می‌کند حتی برای کسانی که مغفول بودند.

3ـ از آنجایی که مالکیت دو گونه است: حقیقی (کسی که مالک وجود چیزی باشد) و اعتباری(فرد به اعتبار قانون مالک چیزی باشد) که خدا مالک حقیقی و بقیه موجودات مالک اعتباری هستند. در دنیا به لحاظ تجلیّات نفس انسان، اداره بعضی امور به صورت اعتباری به دست بعضی از افراد است. مالکیت خداوند، حقیقی است و مابقی مالکیت‌ها اعتباری و در روز قیامت مالکیت اعتباری دیگران از بین می‌رود.

4ـ مالکیت خداوند مطلق است و همه موجودات در دنیا و آخرت، آسمان و زمین مملوک خداوند هستند « أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ ؛[18] بدانید هر آنچه در آسمان و زمین است برای خداست» و هیچ موجودی در مالکیت به این وسعت نیست.

یوم در قرآن کریم

یوم در قرآن کریم به معانی متعددی به کار رفته است. از جمله:

1ـ یوم هزار ساله: «فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون»[19]؛ «و إن یوماً عند ربک کألف سنه مما تعدون»[20]؛ و …

2ـ یوم القیامه: قیامت مکرر به عنوان یوم تلقی می‌شود، یوم الحساب، یوم الدین (روز قانون و جزا).

پس مالک یوم الدین سه مفهوم در بر دارد: مالکیت خداوند، مفهوم یوم، مفهوم دین. مالک اقرار به ربوبیت خداوند است، ربی که روز قیامت و روز حساب و کتابی قرار داده، در ادامه برنامه‌های تربیتی قیامتی را در نظر دارد و بعث، حشر، حساب و کتاب را برای ما روشن می‌کند.

ایاک نعبد و ایاک نستعین در تفیر سوره حمد

ایاک نعبد و ایاک نستعین

پس از بیان توحید ذاتی و ربوبی، در ادامه سوره، توحید عبادی مطرح می‌گردد. «ایاک نعبد و ایاک نستعین؛ فقط تو را می‌پرستیم و از تو یاری می‌جوییم».

نکته: با تقدم ایاک، افاده حصر می‌شود. مومن در مقام گفتگو با خدا اول به او توجه می‌کند بعد به خودش. یعنی اول می‌گوید ایاک (خدا) سپس نعبد(خودش).

عبادت به چه معناست؟ آیا عبادت غیرخدا مطرح است؟

گاهی عبادت به معنای اطاعت است. اطاعت از لوازم عبادت است، چون انسان باید فقط خدا را بپرستد «وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ؛[21]و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید.» «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً؛[22]و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید.» کسانی که امید دیدار خداوند را دارند باید در دنیا عمل صالح انجام دهند و هیچ کس را با خدای خود شریک قرار ندهند، زیرا شرک گناه کبیره است.

اطاعت از خداوند با فرمانبری از پیامبر، ائمه اطهار و پدر و مادر چگونه قابل جمع است؟

اطاعت پرستش نیست و فرد در مقابل پیامبر (ص)، ائمه (ع) و پدر و مادر خضوع و اطاعت محض می‌کند نه این که آنها را بپرستد. پرستش به معنای آن است که انسان بر گرد چیزی بگردد و همه امور را با او تنظیم کند و ببیند که او چه می‌گوید که لازمه آن اطاعت و تسلیم است اما مساوی پرستش نیست.

اگر انسان خدا را محور قرار دهد و فقط گرد او بگردد، اینجاست که بندگی تحقق می‌یابد. خود خداوند فرموده که از پیامبر و اهل بیت و پدر و مادر اطاعت کنید. پس اطاعت از آنها هما اطاعت از پروردگار است. «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ»، علی (ع)‌ هم چون منصوب به خداست، حق است. مومن با معرفت توحیدی به پیامبر و ائمه (ع) می‌نگرد و به وسیله آنها معرفتش به خدا زیاد می‌گردد، آنها هادیان الهی هستند و فطرت توحیدی انسان را شکوفا می‌کنند.

سلوک با خدا در زندگی

اگر انسان در همه امور فقط بر خدا توجه کند و بر محور او بگردد، بندگی کرده است. اما اگر دلخواه نفس خود را محور قرار داد، نفس پرست می‌گردد. اگر هم از نفس و هم از خدا اطاعت کرد شرک خفی بروز می‌کند، یعنی در زندگی بنده فقط خدا نیست و گاهی او را با غیر مخلوط می‌کند، در صورتی که همه چیز باید بر محور معبود باشد و بپذیرد که حلال خدا خوب و پسندیده است و حرام او بد و ناپسند. انسان هنگام انجام معصیت، در بندگی شیطان و نفس است که این عین ظلمت است.

امام صادق (ع)فرمودند: هرگاه مومن گناهی مرتکب شود نقطه سیاهی در قلب او پدیدار می‌گردد، یعنی شرک خفی، اگر برگردد و توبه کند پاک می‌شود و اگر توبه نکرد این سیاهی با معصیت دوم و سوم سیاه تر می‌شود و اگر توبه نکند قلب او با گناهان سیاه می‌گردد.[23]

او باید به سوی خدای خود برگردد و در لحظه لحظه زندگی آنچه او می‌خواهد، بپسندد. نماز بندگی مومن و بازگشت به سوی او و در حضور او قرار گرفتن است. اگر همه زندگی در طراحی رضامندی خدا باشد اوج بندگی است. مومن در هر نماز با خدا عهد می‌بندد که خدایا زندگی ام را با تو تنظیم می‌کنم و با این محوریت، خدا انسان را به مقامات عالیه می‌رساند که بی نیازی از آن جمله است.

خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: سوگند به عزّت و جلالم كه هيچ بنده‌اى خواست مرا بر خواست خود برنگزيند، مگر اينكه به او غناى نفْس بخشم و همّ و غمش را متوجّه آخرت گردانم و كار و زندگى او را رو به راه كنم و آسمان‌ها و زمين را ضامن روزيش قرار دهم و از پس تجارت هر تاجرى هواى او را داشته باشم.[24]

در بندگی خدا اوج معنویت انسان شکل می‌گیرد و وجود انسان نورانی می‌شود.

حوزه‌های اخلاص در ایاک نعبد

اخلاص یعنی فقط و فقط او را پرستیدن، انسان می‌بایست در بندگی خدا در سه حوزه اخلاص داشته باشد:

1ـ اخلاص در اعتقاد و فکر: برای هیچ چیز غیر خدا ارزش قائل نشد و محور ارزش و تقدس فقط خدا باشد؛

2ـ اخلاص در قلب: فقط دلبسته او شد، محبت و بغض انسان خدایی باشد، در نتیجه هدف خدایی می‌شود؛

3ـ اخلاص در عمل: باید آنچه را در اندیشه است و قلب به آن وابسته، به مرحله عمل در آورد و اجرا  کرد و همه جا رضای او را در نظر گرفت.

لازمه خالص بودن در بندگی، خدایی کردن روابط است، باید نفس سرکش را در نظر نگرفت و خدا را مدنظر قرار داد. وقتی در نماز می‌گوییم «ایاک نعبد»، یعنی باید همه امور انسان خدایی باشد، در این صورت به خدا تعهد می‌سپارد. وقتی انسان به وسوسه شیطان عمل می‌کند، فرامین الهی را نادیده می‌گیرد و او را محور تصمیم گیری قرار می‌دهد که این ظلمت و شرک خفی است. پس باید سریع برگشت و توبه کرد. به همین دلیل «ایاک نعبد» می‌گوییم چون باید به سمت خدا رفت، از بندگی نفس و شیطان پرهیز کرد و بر این کلام استوار ماند.

ایاک نستعین

ایاک نستعین یعنی فقط از تو یاری می‌جوییم. با تقدم ایاک، افاده حصر می‌شود. تکرار ایاک شاید به این خاطر باشد که لذت مضاعف و یا انس بیشتر ایجاد کند یا این که دو مقوله جداست، تو را می‌پرستیم و از تو کمک می‌خواهیم. پرستش، بندگی انسان است بر درگاه او و استعانت عنایت اوست بر بنده، که این ارتباطی است بین بندگی و استعانت پروردگار.

شبهه: آیا انحصار استعانت در پیشگاه خداوند مانع آن است که ما از دیگران کمک بخواهیم؟

پاسخ: برخی وهابیون معتقدند که اگر انسان به خدا توجه کرد می‌بایست از غیر او بطور مطلق بُرید و از غیر خدا نباید درخواستی داشت.

اما در قرآن می‌فرماید به صبر و نماز استعانت بجویید، «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاه»[25]استعانت از خدا منافاتی با استعانت از صبر ندارد. و استعانت به نماز هم به دو معناست: استعانت از حقیقت نماز (نور الهی)، استعانت به عمل خود.

به معنای واقع انسان همیشه باید به یاد خدا باشد و فقط از او یاری بجوید، اگر از دیگران استعانت می‌جوید آن هم به اذن خداوند برآورده می‌شود. چون خود خدا فرموده «اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»[26] یعنی از وسیله و واسطه استفاده کنید. آنها هم  واسطه فیض خدا هستند. پس مدد و یاری خواستن از پیامبر و اهل بیت (ع) اگر با نگاه توحیدی همراه باشد مطلوب پروردگار است.

امام رضا (ع) فرمودند: عبادت این نیست که فرد فقط زیاد نماز بخواند یا روزه بگیرد، بلکه این است که در امور اعتقادی تفکر کند، در اوامر و نواهی او، در رضای او، نماز و روزه مصداقی است از عبادت.[27] عبادت بدون فکر و ولایت سودی ندارد.

اهدنا الصراط المستقیم

نمازگزار بعد از اظهار عبودیت محض و استعانت از پیشگاه حضرت حق، اولین درخواست خود را که هدایت به راه راست است، مطرح می‌نماید. اهدنا الصراط المستقیم.

در سوره مائده آیه 15 هدایت در سه مرحله اتفاق می‌افتد:

1ـ هدایت به راه‌های سلامت، راه‌های خیر و سعادت که آن را قرآن و ائمه اطهار (ع) نشان می‌دهند. نماز، روزه، زکات، تقوا و … (احکام الهی)

2ـ هدایت، خروج از ظلمات به سوی نور است. انسان از خودمحوری و کینه که منافی نور رحمت الهی است بیرون می‌آید.

3ـ هدایت به صراط مستقیم که بنده خالص شدن است.

صراط مستقیم کدام راه است؟

صراط مستقیم به معنای راه میان بر و کوتاه است، راهی که انحراف به چپ و راست در او نباشد، کوتاه ترین راه رسیدن به مقصود. صراط مستقیم یعنی راه معتدل که نه در آن افراط است و نه تفریط. مرز اعتدال رمز موفقیت است. چه بسیار حرف‌های حقی که در آن افراط و تفریط می‌شود و آن را به باطل تبدیل می‌کند، یا مطلق کردن چیزی که مطلق نیست.

چند آیه از قرآن، صراط مستقیم را به بندگی خدا معنا می‌کند از جمله «وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[28]؛ مرا بپرستید که صراط مستقیم همان است.» در روایات متعدد صراط مستقیم یعنی ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) است، زیرا ولایت حضرت همان راه خداست، راهی که خدا تعیین کرده است.

امام سجاد (ع) فرمودند: ما ابواب الهی و صراط مستقیم هستیم.[29]همچنین امام باقر (ع) فرمودند: خداوند به پیامبر (ص) وحی کرد که صراط مستقیم امیرالمومنین (ع) است.[30]

در تعریفی کلی باید گفت قرآن کریم صراط مستقیم را بندگی خدا معنا کرده و بدون استعانت از او امکان پذیر نیست. انسان از پروردگار هدایت خود به سوی بندگی خالصانه‌اش را تمنا دارد و استواری در این راه را طلب می‌نماید که این است حقیقت بندگی. اولیاء خدا رسیدن به درجات عالیه را از محضر خداوند درخواست دارند که همان «اهدنا الصراط المستقیم» است.

صراط الذین انعمت علیهم در تفسیر سوره حمد

صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علهیم و لا الضّالّین

هدف خداوند از خلقت دنیا، برگزاری یک دوره آموزش و آزمون است. انسان مومن باید در کوران‌های زندگی دنیا، آزمون‌های الهی را تجربه کند که بر اساس آن در امتحان بندگی امتیاز می‌گیرد. آن که انسان در چه مرحله‌ای از مقام بندگی و تسلیم است، تا چه مقدار اوامر معبود خود را به جان می‌خرد و در نواهی خویشتنداری می‌کند و در برابر مقدرات او سر تسلیم فرود می‌آورد، همه و همه مراحل این آزمون بزرگ است که در آن انسان به دست محبوب امتیاز کسب می‌کند و به مقامات و رتبه‌های عالی دست می‌یابد.

بنابر آیات 66 تا ۷۰ سوره نساء، کسانی می‌توانند در مسیر صراط مستقیم باشند که به معنای اخلاص کامل همه چیز خود را در راه خدا فدا کنند و بندگی خالصانه نصیب کسانی می‌شود که در درگاه خداوند تسلیم کامل باشند و هرچه را خواست تقدیم کنند و راضی باشند. اگر چنین می‌کردند ما آنها را به صراط مستقیم هدایت می‌کردیم.

همانا زمانی که انسان در نماز خود دائماً هدایت به صراط مستقیم را می‌خواهد، منظور این است که به جایی برسد که بندگی خالصانه داشته باشد و بتواند همه چیز را تقدیم خدا کند. انبیاء و صدیقان این گونه عمل می‌کردند. نمونه بارز آن امام حسین (ع) و اصحاب و یارانشان که این گونه با خدا سلوک کردند، از جان و مال خود گذشتند، آنها بندگی خالصانه و تسلیم محض بودن در پیشگاه خداوند متعال را به نمایش گذاردند.

مراحل بعدی مومنینی هستند که برای رسیدن به مرحله مقرّبین تا حدودی مایل به این فداکاری هستند و قرآن می‌فرماید: ما آنها را به صراط مستقیم هدایت می‌کنیم، «وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا».[31] نمازگزار وقتی در نماز هدایت به صراط مستقیم را می‌خواهد درخواست رسیدن به این مرحله را دارد تا بتواند همه هستی خود را تقدیم درگاه حضرت حق نماید.

انعمت علیهم چه کسانی هستند؟

خداوند نیز در آیه 69 سوره نساء به مومنین مژده می‌دهد: کسانی که از خدا و رسول او اطاعت کنند، اوامر خدا را اجرا و نواهی را ترک کنند، با کسانی خواهند بود که به آنها نعمت بخشیده‌ایم، یعنی با پیامبران، صدیقین، شهدا و نیکوکاران محشور خواهند شد، اینان رفیقان خوبی هستند.

و خداوند بخشاینده مهربان، به فضل خود مومنان را همنشین الذین انعمت علیهم می‌کند. در حدیثی در ذیل این آیه فرمودند: «الذین انعمت علیهم» یعنی محمد و ذریه و اهل بیت او.[32]همچنین آمده است این کسانی که خدا بر آنها نعمت داده شیعیان امیرالمومنین علی (ع) هستند، کسانی که ولایت علی بن ابیطالب (ع) را برای آنها رقم زده  و این نعمت را به آنها بخشیده است و کسانی که غضب بر آنها نکرده و گمراه نشدند.[33]

مراد از غیر المغضوب علیهم در تفسیر سوره حمد چیست؟

این بخش از سوره حمد را به دو گونه معنا کرده‌اند:

1ـ ما را به راه کسانی که به صراط مستقیم هدایت کردی و نعمت بخشیدی هدایت کن، ما در راه کسانی قرار نگیریم که به آنها غضب کردی و کسانی که گمراهند.

2ـ خدایا ما را هدایت کن به صراط مستقیم، راه کسانی که نعمت بر آنها ارزانی داشتی و غضب بر آنها نکردی و آنها گمراه نشدند.

در مجموع از معانی این آیات چنین برداشت می‌شود که آنها سه دسته‌اند: کسانی که خدا به آنها نعمت بخشیده، کسانی که خدا بر آنها غضب کرده و کسانی که گمراهند. ما از خدا می‌خواهیم از گروهی باشیم که خدا به آنها نعمت داده است.

مغضوبین

مغضوبین چند دسته هستند:

  • نواصب: یک گروه از مغضوبین نواصبی هستند که لعن را باب کردند و بر این کار باقی ماندند. آنها امیرالمومنین علی (ع) را سب و لعن می‌کردند.[34] آنها کسانی بودند که به دستور معاویه به لعن حضرت علی (ع) در خطبه‌های نماز جمعه در بلاد اسلامی می‌پرداختند که تا سال صد هجری در دستگاه بنی امیه انجام می‌شد و عمر بن عبدالعزیز دستور لغو آن را داد.
  • یهودیان: حدود 15 آیه درباره کسانی است که مورد غضب قرار گرفته‌اند و 10 آیه از آنها در مورد یهود است، آنهایی که دانسته با حق و پیامبر خدا (ص) دشمنی می‌کنند و به خاطر زیاده طلبی کفر ورزیدند و چه بد خودشان را فروختند.[35]
  • قاتلین نفس مومن: کیفر کسی که مومنی را به عمداً به قتل برساند جهنم است و غضب خدا برای اوست مگر کسی که توبه کند.[36]
  • منافقین: اینان گمراه نیستند بلکه بالاتر از آن هستند.[37]

ضالّین

ضالّ به معنای گمگشته و سردرگم است. «ووجدک ضالاً فهدا»،[38] کسی که از مسیر هدایت الهی بیگانه است، او سرگشته و گمراه است.

مقدمات ضلالت

مقدمات ضلالت عبارت است از:

  1. پیروی از هوای نفس؛[39]
  2. پرستش بت‌ها؛[40]
  3. پذیرش ولایت شیطان؛[41]
  4. جلوه دادن کفر به جای ایمان؛[42]
  5. هواپرستی و پیروی از گناهان.

در قرآن کریم مصادیق و درجات ضلالت بیان می‌گردد و اموری که مورد غضب خداوند است بیان می‌شود:

  • از دست دادن ایمان و روی آوردن به کفر[43]؛
  • شرک ورزیدن به پروردگار(ضلالت بعید)[44]؛
  • کفر ورزیدن به خدا و ملائکه و کتاب‌های آسمانی و رسولان و روز قیامت(ضلالت بعید)[45]؛
  • عصیان کردن به خدا و رسول (ضلالت مبین)[46]؛
  • اولیاء گرفتن دشمن خدا و دشمن خود[47].

غضب الهی درباره کسانی است که شریعت الهی به آنها ابلاغ شود، راه را بشناسند و با انبیا مقابله کنند. این افراد ترس غضب الهی بر آنها هست که اگر شامل حالشان گردد آخرت آنها نیز تباه خواهد شد و حتی ممکن است که دنیای آنها نیز تباه گردد و خداوند به آنها مهلت ندهد.


پی نوشت‌ها :

[1] . بحارالانوار، ج 89، ص 235.

[2]. تفسیر نمونه.

[3] .تسنیم، ص 266

[4] .نورالثقلین، ج 1، ص 4.

[5] . مجمع البیان، ج 1، ص 88.

[6]. همان، 270

[7]. همان 272

[8]. همان، 273

[9]. مجمع البیان، ج 1 ص 87

[10] . نورالثقلین، ج 1، ص 4

[11] .تسنیم، ص 259.

[12] تسنیم، ص 277.

[13] . تسنیم، ص 333

[14]. یوسف: 76.

[15]. مجمع البیان، حدیث86.

[16].  من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۰

[17] . تسنیم، ص 387.

[18]. یونس: 66

[19] . سجده: 5

[20] . حج: 47

[21]. اسرا: 23.

[22]. نساء: 36.

[23]. اصول کافی، ج2، ص 26.

[24] . بحارالانوار، ج 78، ص 310، 1

[25]. بقره: 45.

[26] مائده:۳۵.

[27] .کافی، ج 2، ص 54.

[28]. یس: 61.

[29] . تفسیر نورالثقلین، حدیث 97.

[30]. اصول کافی، ج 1، ص 416.

[31]. نساء: 68.

[32]. تفسیر نورالثقلین، ح 101.

[33]. همان، ح 103.

[34] . تفسیر نورالثقلین، ح 106.

[35] . بقره: 90.

[36] .نسا: 93.

[37] . فتح: 6

[38]. ضحی:

[39]. جاثیه: 23.

[40] .ابراهیم: 30.

[41] . حج: 4.

[42] . بقره: 108

[43] . بقره: 108.

[44] . نساء: 116.

[45] . نساء: 136

[46]. احزاب: 36

[47] . ممتحنه: 1.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.