برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

صبر و پایداری در دینداری

یکی از سفارشات اسلام صبر و پایداری است. انسان با ایمان هم در دینداری و هم در مشکلات زندگی باید شکیبا باشد. بنا بر آیات قرآن کریم خداوند صابران را دوست دارد و اجر آنها را بی‌حساب می‌دهد. در این مقاله به بررسی اهمیت صبر در آموزه‌های اسلامی می‌پردازیم. برخی از مطالب مطرح شده در این مقاله عبارتند از:

  • اهمیت صبر
  • محدوده و مصادیق صبر
    • صبر در انجام وظایف الهی
    • صبر در ترک گناه
    • صبر در ناملایمات زندگی
    • صبر در فهم آیات الهی
  • صبر در آینه آیات و روایات

چکیده

  • مصداق‌های صبر عبارتند از:
    1. صبر در انجام وظیفه
    2. صبر بر ترک گناه
    3. صبر بر ناملایمات زندگی
    4. صبر در فهم آیات الهی

  • صبر در انجام وظیفه:
    1. بندگی خدا: در انجام واجبات مثل نماز – روزه – انفاق.
    2. انجام مأموریت‌های الهی: لازمه حرکت در مأموریت‌های الهی صبر و استقامت است. همچنان که پیامبر اکرم و ائمه هدی در این راه استقامت کردند و از دشمنی دشمنان خسته نشدند.

  • در قرآن کریم نمونه‌های فراوانی از صبر و استقامت مردان الهی در انجام مأموریت‌های الهی و ابلاغ دین خدا آمده است مانند داستان طالوت و جالوت و داستان ساحران فرعون.

  • صبر بر ترک گناه: وقتی نفس انسان به گناهی متمایل ‌شد باید جلوی آن را بگیریم و تلاش کنیم که همیشه آن را در چارچوب حریم الهی نگه داریم و به سمت حرام نرویم. این مجاهدت در راه خدا تنها به یاری صبر امکان‌پذیر است. علما و عرفای بزرگ از طریق همین صبر بر دوری از گناه توانستند به مقامات معنوی بالایی برسند.

  • صبر در ناملایمات زندگی: قرآن کریم می‌فرماید ما انسان را با مشکلاتی مانند ترس، فقر و گرسنگی و کم و زیاد شدن اموال آزمایش می‌کنیم و بشارت و رسیدن به نتیجه برای کسانی است که اهل صبر باشند.

  • جایگاه صبر در فهم آیات الهی: پدیده‌های آفرینش هر کدام آیتی از آیات خدا هستند که می‌توانند ایمان ما را تقویت کنند. این پدید‌ها تنها برای کسانی آیت است که هم اهل صبر و حوصله باشند و در آیات خدا دقّت کنند و هم شکور باشند یعنی در خط بندگی خداوند باشند و به پدیده‌های طبیعت به چشم خلقت و حکمت الهی نگاه کنند.

  • درباره صبر و آثار آن آیات و روایات بسیاری بیان شده ‌است، مانند اینکه فرموده‌اند خداوند صبر پیشِگان را دوست دارد و اجر آنان را بی‌حساب می‌دهد؛ رسیدن به مقامات بلند تنها با صبر و استقامت ممکن است؛ کسی که بر سختی کار کردن صبر نکند، به ناچار باید بر سختی فقر و تنگدستی صبر کند؛ از زیباترین صبرها،‌ شکوه و شکایت نکردن از سختی‌ها نزد مردم است.

صبر و پایداری

قرآن کریم در سوره لقمان به مسأله صبر و اهمیت آن می‌پردازد. ششمین بند از منشور تربیتی قرآن کریم که از زبان لقمان حکیم بیان می‌شود صبر است. لقمان بعد از فرمان امر به معروف و نهی از منکر، فرزند خود را به صبر دعوت می‌کند:

«وَ أمُر بِالمَعروفِ وَ انهَ عَنِ المُنکَرِ وَ اصبِر عَلى ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِن عَزمِ الأُمورِ»[1]

فرزندم! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن، و بر آنچه از سختى‌ها به تو مى‌رسد، شکیبا باش، همانا این [صبر] از امور واجب و مهمّ است.

اگر انسان بخواهد در کارها استوار و پایدار بماند و به نتیجه برسد، باید صبر را در شاکله وجود خود وارد کند که این کار با تمرین میسر خواهد بود. در مسئلۀ صبر، ما باید اوّل خودمان آموزش ببینیم و تمرین کنیم و بعد به فرزندان آموزش دهیم. باید ببینیم قرآن کریم در این رابطه چه رهنمودی برای ما دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

محدوده صبر

معادل کلمه صبر در فارسی شکیبایی است. یعنی انسان عجله نکند و برای اینکه به نتیجه‌ مطلوب برسد، مقاومت کند، اگر کاری طولانی شد از میدان خارج نشود. پس صبر در همه امور وجود دارد. این اوّل نکته‌ای است که باید به آن توجّه کنیم.

ممکن است در مورد این آیه سؤال شود که آیا این دستور لقمان درباره صبر، به امر به معروف مربوط می‌شود یا درباره تمام امور است؟ زیرا بلافاصله بعد از امر به معروف به صبر فرمان می‌دهد: «وَ أمُر بِالمَعروفِ وَ انهَ عَنِ المُنکَرِ وَ اصبِر عَلى ما أَصابَکَ».

در جواب باید گفت این آیه صبر را به عنوان یک قاعدهٔ کلی بیان می‌کند که شامل تمام امور زندگی دنیا می‌شود، اما به مسأله امر به معروف و نهی از منکر نیز عنایت دارد و بر خصوص صبر در این مورد تاکید می‌کند.

 مصداق‌های صبر

سؤال اینجاست که صبر در چه ‌حیطه‌ای نمود پیدا می‌کند یا به عبارت دیگر در چه حوزه‌هایی سفارش به صبر شده است؟ در پاسخ باید مصادیق صبر را به سه دسته تقسیم کرد:

1- صبر در انجام وظیفه: یعنی حوصله به خرج دادن، تحمّل کردن و اینکه اگر انسان از کاری خسته شد زود آن را رها نکند و بر هر کار مطلوبی مداومت داشته باشد.

2- صبر در ترک گناه: یعنی در برابر معصیّت صبور بودن؛ وقتی انسان با لذّت نفسانیِ حرام مواجه شد، خویشتن‌دار باشد. هر چند که نفس می‌خواهد با شتاب به سوی لذّتِ حرام برود، اما انسان جلوی آن را بگیرد. صبور باشد و نگذارد معصیّت انجام شود.

3- صبر در ناملایمات زندگی: این نوع صبر را همیشه هم به خود یادآوری کنیم و هم به فرزندان خود آموزش دهیم که زندگی دنیا همواره با ناملایمات همراه بوده است. زندگی همیشه آرام نیست، همیشه خوشی نیست، همیشه مطابق میل انسان پیش نمی‌رود. پس همانطور که قرآن سفارش می‌کند، در ناملایمات باید صابر باشیم.

در ادامه هر کدام از مصداق‌های صبر را دقیق‌تر توضیح خواهیم داد و مثال‌هایی را بیان خواهیم نمود تا مفهوم صبر را بهتر درک کنیم. البته نوع چهارمی هم برای صبر ذکر شده است که در ادامه بیان می‌شود.

1- صبر در انجام وظیفه

اوّلین مصداق صبر، صبر در انجام وظیفه است که در حوزه‌های بسیاری نمود دارد. همه ما در زندگی وظایفی داریم و باید برای به ثمر رساندن وظایف خود صبور باشیم. همین مسأله را باید به فرزندان خود نیز بیاموزیم. مثلاً اگر فرزند دوست دارد تلویزیون تماشا کند از او بخواهیم ابتدا تکالیف خود را تمام کند، بعد به سراغ برنامه مورد علاقه‌اش برود. اینگونه به او می‌آموزیم که در تمام امور زندگی صبر داشته باشد.

این مثالی بسیار جزئی از جریان ساده زندگی است اما اگر بخواهیم یک نگاه کلّی داشته باشیم، باید ببینیم مهمترین وظیفه ما در زندگی چیست که باید بر آن صبر داشته باشیم؟

اول: بندگی خدا

اولین وظیفه ما در زندگی بندگی خدا است و ما بر اساس آنچه قرآن به ما می‌فرماید باید بر بندگی خدا صابر باشیم. «وَ اصطَبِر لِعِبادَتِهِ»[2]. این دستور قرآن کریم برای همگان است و حتّی به پیامبر اکرم (ص) خطاب می‌کند که در بندگی خدا صابر باش. بندگی خدا یک مفهوم کلّی است به این معنا که در همه امور زندگی باید بنده خدا باشیم و طبق نظر او عمل کنیم. عبادات شرعی مثل نماز، روزه، انفاق، جهاد در راه خدا، امر به معروف، نهی از منکر، تولّی و تبرّی و امثال اینها واجبات دینی ما است که همه جزئی از بندگی خداست.

نماز: مثلاً قرآن درباره نماز می‌فرماید: «وَ أمُر أَهلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصطَبِر عَلَیها»[3]؛ به پیغمبر اکرم خطاب می‌شود: خانواده خود را به نماز امر کن و خود نیز بر نماز صبر پیشه کن. شاید منظور این است که وقتی انسان به نماز می‌ایستد برای تمام کردن نماز شتاب نکند. بلکه آرام و با متانت در برابر خدا بایستد و بداند که هیچ جایی بهتر از زمان حضور در پیشگاه خداوند در نماز نیست. در «کتاب الصّلاه» کافی حدیثی نقل شده که وقتی بنده‌ای نماز خود را با عجله می‌خواند تا به کار دیگری برسد، خداوند به ملائکه می‌گوید: بنده مرا می‌بینید؟ با عجله می‌خواهد از حضور من برود تا به کار خود بپردازد مگر نمی‌داند که حوائج در دست من است؟

روزه: بعضی روزه را نوعی صبر دانسته‌اند. قرآن می‌فرماید: «وَ استَعینوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاهِ»[4] یا می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا استَعینوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاهِ»[5]؛ ای اهل ایمان به صبر و به نماز استعانت بجویید. برخی گفته‌اند منظور از صبر در اینجا روزه است.

انفاق: حتی برای انفاق کردن هم صبر لازم است. اینکه انسان در راه خدا مال خود را بدهد نیاز به صبر دارد.

دوم: انجام مأموریت‌های الهی

وظیفه دیگر ما انجام مأموریّت‌های الهی است. پیامبران وظیفه دارند دین خدا را به جامعه ابلاغ کنند و آنقدر در این راه ایستادگی کنند تا به ثمر برسد. قطعاً مردم بت‌پرست در ابتدا سخن پیامبران را قبول نمی‌کنند، و به همین راحتی از بت‌پرستی دست نمی‌کشند. پس در امر به معروف و نهی از منکر باید صابر بود. اگر صبر نداشته باشیم با کوچک‌ترین حرفی مأیوس می‌شویم و کار را رها می‌کنیم.

در انجام مأموریّت الهی، قرآن کریم به پیغمبر اکرم خطاب می‌کند: «فَاصبِر کَما صَبَرَ أُولُو العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ؛ ای پیامبر صبر کن همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند».[6] چرا که مأموریت پیامبر، مأموریّت سنگینی بود. مانند این‌ بود که کوهی را روی دوش پیغمبر اکرم گذاشتند. او می‌خواست دینی را بنیان‌گذاری کند که در تمام عالم فراگیر شود. پیامبر (ص) به قدری بر اذیّت مشرکان و دشمنان و منافقان صبر کردند که می‌فرمودند: هیچ پیامبری را به اندازه من آزار ندادند.

و نتیجه این شد که دین هیچ پیامبری به اندازه دین پیامبر اسلام در زمان خود او رشد نکرد. این پیروزی بدون صبر و مقاومت امکان‌پذیر نیست. هر انسانی اگر بخواهد در زندگی به موفقیت برسد باید صابر و مقاوم باشد. بدون رنج کشیدن، صبر کردن و استقامت هیچگاه انسان به جایی نمی‌رسد؟ باید فرزندان خود را طوری تربیت کنیم تا تفکر آنها به این سمت سوق یابد که باید تحمّل کرد و ناملایمات را به جان خرید تا بتوان رشد نمود. 

باید بدانیم کسانی که در راه خدا قدم برمی‌دارند، ممکن است مورد انکار و آزار و اذیّت دیگران قرار بگیرند. آنها باید صابر باشند. چرا که این مشکلات برای همه پیامبران بوده است. قرآن خطاب به پیغمبر اکرم می‌فرماید: پیامبران و رسولان قبل از تو همه مورد تکذیب و انکار قرار گرفتند اما آنان بر انکار دشمنان صبر کردند «فَصَبَروا عَلى ما کُذِّبوا»[7] و با وجود آزار و اذیّت بسیار اما باز صابر ماندند تا اینکه نصرت و پیروزی ما به آنها رسید.

تعدد اینگونه آیات در قرآن و نحوه بیان آنها به شکلی است که گویی می‌خواهند این را به پیامبر و مؤمنین القا کنند که اگر می‌خواهید برای خدا کار کنید و در آن کار به نتیجه برسید، باید بر آزار و اذیت و ناملایمات دیگران صابر باشید. در قرآن کریم داستان‌های بسیاری در این‌باره بیان شده است که در اینجا برای اختصار به دو مورد اشاره می‌کنیم.

داستان طالوت و جالوت

داستان طالوت داستان مفصّلی است که قرآن در سوره بقره به آن اشاره می‌نماید. در این داستان آمده است که جمعی از بنی‌اسرائیل به همراه یک فرمانده الهی به نام طالوت به سوی دشمنی که آنها را بی‌خانمان کرده بود حرکت کردند. در میان راه خدا آنان را مورد امتحان قرار داد. عدّه‌ای ریزش کردند و از جمع خارج شدند. جمعی که خالص‌تر بودند با جالوت مواجه شدند.

قرآن می‌فرماید: وقتی که لشکر بنی‌اسرائیل با جالوت و لشکریان او مواجه شدند، آنها را بسیار قوی‌تر از خود دیدند. لذا دست به دعا برداشتند و گفتند: پروردگارا، صبر را بر ما نازل فرما. به این معنا که قلب ما را پر از صبر کن. ما را ثابت قدم بگردان و بر قوم کافر پیروز کن. و همین اتّفاق هم افتاد. با صبر، ثبات قدم، دعا و توکلّ توانستند بر دشمن پیروز شوند، «فَهَزَموهُم بِإِذنِ اللَّـهِ»[8]؛ پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند. و حضرت داوود (ع)، جالوت را به قتل رساند.

داستان ساحران فرعون

وقتی حضرت موسی (ع) عصای خود را به زمین زد به ماری عظیم الجثّه تبدیل شد که تمام سحر ساحران را بلعید. ساحران چون قواعد سحر را می‌دانستند فهمیدند که این سحر نیست و یک امر الهی است لذا به سجده افتادند و ایمان آوردند. فرعون آنها را به مرگ و قتل تهدید کرد. اما ساحران که حقیقت را دریافته بودند گفتند: این تهدیدها برای ما مهم نیست. زیرا چنان تحوّلی در ما ایجاد شده است که دیگر از خدا دست برنمی‌داریم. «قالوا إِنّا إِلى رَبِّنا مُنقَلِبونَ»[9]؛ ما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت.

آنگاه دعا کردند و گفتند: «رَبَّنا أَفرِغ عَلَینا صَبرًا وَ تَوَفَّنا مُسلِمینَ»[10]؛ خدایا، صبر را بر قلب ما فرو بریز که بتوانیم در برابر آزار و شکنجه‌های فرعون طاقت بیاوریم و ما را مسلمان بمیران. این مثال‌ها و داستان‌ها برای ما درسی است که بدانیم در انجام وظیفه الهی، با وجود ناملایمتی‌ها باید صابر باشیم. همیشه و در طول تاریخ در برابر یک امر الهی دشمنی وجود داشته است.

انقلاب اسلامی ایران نمونه‌ روشنی از صبر و استقامت در برابر دشمنان است. وقتی ملّتی به رهبری یک مرد الهی در برابر تفکّر بی‌خدایی قیام کردند دشمنی‌ها و سختی‌ها آغاز شد. ملت ایران تنها می‌خواستند بر محور خدا زندگی کنند و جامعه را با محوریّت خدا اداره کنند. همین هدف مقدس سالها رنج و سختی را بر آنان تحمیل کرد. جوان‌های ما مقاومت کردند و شهید شدند و صبر آنها نتیجه داد. باید این راه ادامه یابد و ما نیز بر  آزار دشمنان در راه خدا صابر بمانیم تا إن‌شاء‌الله نصرت الهی به ما نیز برسد.

2- صبر در ترک گناه

معنای این نوع از صبر آن است که اگر با گناه و معصیت خدا مواجه شدیم، برای دور شدن و دور ماندن از آن گناه باید صبور باشیم. در داستان حضرت یوسف (ع) در قرآن می‌خوانیم که وقتی برادران با ایشان روبرو شدند گفتند: آیا شما یوسف هستی؟ فرمود: «أَنَا یُوسُفُ وَ هَـذَا أَخِی قَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَیْنَا»[11]؛ بله من یوسف هستم و این برادر من است که خدا بر ما منّت گذاشت.

سپس می‌فرماید: «إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّـهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ»؛ اگر کسی تقوا پیشه کند و در مسیر تقوا صابر باشد، خداوند پاداش صابران را ضایع نمی‌کند.

با توجه به این آیه درمی‌یابیم که لازمه تقوا، صبر است. اگر انسان بخواهد گناه نکند، باید خدا محور باشد، باید وقت و سرمایه خود را در راه خدا صرف کند و همه اینها نیازمند صبر است. در مسیر تقوا و در مسیر ترک گناه که از بزرگ‌ترین مصادیق تقوا است انسان می‌بایست صابر باشد. ممکن است دل انسان به یک امر خلاف یا گناه، مانند یک نگاه حرام، سخن حرام یا غذای حرام متمایل ‌شود و نفس در رسیدن به آن عجله نماید. در اینجاست که باید جلوی نفس خود را بگیریم و مدام آن را در چارچوب حریم الهی نگه داریم. به سمت حرام دست دراز نکنیم یا قدمی برنداریم و تمام اینها به یاری صبر امکان‌پذیر است.

صبر در برابر گناه را باید به فرزندان خود نیز آموزش دهیم. مثلاً به آنان بگوییم که اگر عصبانی شدید، یا خواستید فریاد بزنید، صبر کنید. شاید این فریاد زدن عمل درستی نباشد. زیرا هیچ کس حق ندارد به ناحق بر سر کسی فریاد بکشد یا دلی را بشکند. پس بیایید به جای فریاد زدن صبر پیشه کنیم یا به تعبیر دیگر خشم خود را فرو ببریم.

در ترک گناه، صابر بودن بسیار مهم است. ما وقتی گناهی را ترک می‌کنیم، در واقع در راه خدا فداکاری می‌کنیم و خواسته دل خود را فدای خواسته خدا می‌کنیم. در اینجاست که ممکن است انسان به ناگاه اوج بگیرد. همانطور که در شرح حال علما و عرفا می‌بینیم، بسیاری از آنها از همین مسیر ترک گناه به مقامات معنوی بالایی رسیدند.

به عنوان نمونه از مرحوم حاج شیخ رجبعلی خیاط سؤال کردند، چه شد که این عنایت‌های خاص شامل حال شما شد؟ ایشان که اهل باطن و اهل مکاشفه بودند و ایمانی قوی داشتند گفته بودند که ما در جوانی در شرایط گناه قرار گرفتیم اما صبر کردیم و بر نفس خود فشار آوردیم تا آلوده نشویم. در آن لحظه این برای ما خیلی سخت بود، اما وقتی که آن موقعیت تمام شد گفتیم خدایا این خویشتن‌داری –صبر در ترک گناه- برای تو بود، از تو می‌خواهیم که ما را برای خودت تربیت کنی. خداوند بدون اینکه از او درخواست کنیم عنایات زیادی به ما کرده است. اگر ما عملی را خالصانه برای خدا انجام دهیم می‌توانیم هدیه‌ای از او بگیریم. آنگاه است که می‌توانیم امکانات بسیار متعالی از جمله صبر بر ترک گناه را از خدا دریافت کنیم.

3- صبر در ناملایمات زندگی

خداوند در قرآن خطاب به انسانها می‌فرماید: ما حتماً شما را در صحنه زندگی دنیا امتحان خواهیم کرد؛ به این آیه توجه فرمایید:

«وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشَیءٍ مِنَ الخَوفِ وَالجوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الأَموالِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرینَ»[12]

و قطعاً شما را با چیزى از قبیل ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و کمبود محصولات، می‌آزماییم و صابران [در این حوادث و بلاها] را بشارت بده!

اساساً یکی از اهداف زندگی دنیا برای همین است که انسان مورد آزمایش قرار گیرد. والدین باید بتوانند این حقیقت را به فرزندان خود نیز بیاموزند. اینکه نمی‌توان انتظار داشت که در زندگی همیشه همه چیز مطابق میل انسان باشد. سختی و مشکل برای انسان در دنیا وجود دارد. لذا خداوند در قرآن می‌فرماید: ما حتماً شما را با اموری مثل ترس، گرسنگی و کاسته شدن از اموال و از دست دادن عزیزان و بهره‌هایی که در زندگی داشتید، امتحان می‌کنیم.

در ادامه می‌فرماید: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»[13]؛ ای پیامبر به صبر پیشه‌گان بشارت بده، آن کسانی که وقتی مصیبتی به آنها روی می‌آورد می‌گویند: «إِنَّا لِلَّـهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»[14]؛ ما برای خدا هستیم، (ما را به زندگی دنیا آوردند تا در معرض آزمون باشیم) بعد به سوی خدا برمی‌گردیم. تمام این سختی‌ها و مصائب در پیشگاه او محاسبه می‌شود و اجر عظیم خواهد داشت. لذا در ادامه آیات می‌فرماید: «أُولَـئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولَـئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛ این صابرین هستند که صلوات و رحمت خدا بر آنها خواهد بود. چرا که آنها راه را پیدا کردند و فهمیدند دنیا همین است و باید صبر پیشه کنند تا به نتایج بلندی دست پیدا کنند.

ما در این مقاله مصادیق صبر را به سه دسته تقسیم کردیم. این دسته‌بندی را در احادیث متعدّد هم می‌توان دید. به عنوان مثال حدیثی از امیر المؤمنین (ع) از قول پیامبر اکرم (ص) است که می‌فرماید: «الصَّبْرُ ثَلَاثَهٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ، صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَهِ، صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَهِ»[15]؛ صبر بر سه گونه است: صبری که وقتی مصیبتی به انسان روی می‌آورد باید داشته باشد. دوم صبری که انسان بر طاعت خدا و عبادات باید داشته باشد و سوم در هنگام مواجهه با گناه است که انسان باید صبر پیشه کند و بر دست کشیدن از گناه صابر باشد.

۴- صبر در فهم آیات الهی

البتّه در قرآن از یک صبر دیگر هم یاد می‌شود و آن صبر و حوصله به خرج دادن در مواجهه با پدیده‌های آفرینش الهی و تدبّر در این آیات الهی است که البته آن هم ممکن است جزو صبر بر انجام وظایف قلمداد شود. پدیده‌های آفرینش هر کدام آیتی از آیات خدا هستند که می‌توانند ایمان ما را تقویت کنند. قرآن می‌فرماید: وقتی شما به دریا می‌روید با آیات جدیدی مواجه می‌شوید. آیا نمی‌بینید کشتی در دریا با لطف خدا حرکت می‌کند؟ یعنی اگر خداوند امکانات خود را در اختیار شما قرار نداده بود، نمی‌توانستید سفر دریایی کنید.

حال چرا خدا کشتی را در دریا به حرکت درمی‌آورد؟ «لِیُرِیَکُم مِّنْ آیَاتِهِ»[16]؛ برای اینکه شما پاره‌ای از آیات خدا را ببینید. آیات خدا در خشکی نیز وجود دارند، امّا وقتی به آنها عادت ‌کنیم، دیگر به چشم آیت آنها را نمی‌بینیم، و برای همین به راحتی از آنها عبور می‌کنیم. در دریا با پدیده‌های جدیدی مواجه می‌شویم که هر کدام آیتی بر حکمت آفرینش الهی هستند. این پدید‌ها برای چه کسانی آیت است؟ قرآن در پاسخ می‌فرماید: «إِنَّ فِی ذَٰلکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» برای کسانی که دو ویژگی داشته باشند:

  1. صبّار باشند، یعنی اهل صبر و حوصله باشند و در آیات خدا دقّت کنند.
  2. شکور باشند. شکور در اصطلاح قرآن در مواردی به معنای بندگی به کار می‌رود، شکر الهی یعنی بندگی او را کردن.

البته باید بدانیم که این آیات و این پیچیدگی‌های علمی، که دانش‌ها در آن به کار رفته است -چه حیوانات دریایی چه پدیده‌های دیگر آفرینش- منشأیی دارند و باید توسط یک قدرت عالمانه‌ای پدیدار شده باشد. تنها اگر این دو شرط- صبّار و شکور- در کسی باشد می‌تواند آیات الهی را درک نماید. بعضی از دانشمندان علوم تجربی اهل صبر و حوصله هستند و در یک پدیده‌ای مثل زنبور عسل مدّت‌ها تحقیق می‌کنند، ولی چون در این اندیشه نیستند که منشأ آن کجا است، در خط بندگی خدا نیستند، این پدیده‌ها برای آنان آیت نمی‌شود. بعضی ‌دیگر اهل بندگی هستند، اما چون در پدیده‌های آفرینش دقّت نمی‌کنند و به سادگی از آنها عبور می‌کنند، این پدیده‌ها برای آنان نیز آیت نمی‌شود.

شرط اینکه پدیده‌های طبیعت برای انسان آیت خدا باشند این است که به چشم بندگی خدا به آنها نگاه کنیم. شگفتی‌هایی که مثلاً در علم زیست‌شناسی وجود دارد، همه آیتی از وجودِ دستِ قدرتمندِ توانایی هستند و فهم این مسأله صبر، حوصله و دقّت می‌خواهد. از امیرالمؤمنین (ع) چنین نقل شده است:. «ما رایتُ شیئا الّا وَ رأیتُ اللَّه قَبلَه؛ هیچ چیزی را ندیدم مگر این‌که خدا را قبل از او دیدم».[17] این کلام نورانی نشان دهندهٔ این است که انسان می‌تواند با چشم خدا بین به پدیده‌های آفرینش بنگرد و در این صورت هر علمی که می‌آموزد و هر کار تحقیقاتی و یا پژوهشی که انجام می‌دهد، بر معرفت و تواضع او نسبت به خدای منان می‌افزاید.

 صبر در آینه آیات و روایات

 آیات و احادیث بسیاری وجود دارند که ما را به صبر دعوت می‌کنند. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱. «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ»[18] بدانید که اجر صبر پیشه‌گان بی‌حساب داده می‌شود.

۲. «وَ اللَّـهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ»[19] خداوند صبر پیشه‌گان را دوست دارد.

۳. جمله‌ای در احادیث ما از حضرت عیسی بن مریم (ع) نقل شده است که فرمودند: «إِنَّکُمْ لَا تُدْرِکُونَ مَا تُحِبُّونَ إِلَّا بِصَبْرِکُمْ عَلَى مَا تَکْرَهُونَ»[20] شما به آنچه که دوست دارید و مورد آرزوی شما است نخواهید رسید مگر اینکه بر سختی‌ها و ناملایمات صبر کنید. دانشجویی موفّق می‌شود که بر زحمات درس خواندن و شب نخوابیدن صبر کند.

۴. در حدیثی امام صادق (ع) صبر را برای ایمان، به سر برای بدن تشبیه کردند. «الصَّبْرُ رَأْسُ‏ الْإِیمَانِ»[21] اگر ایمان را به یک بدن تشبیه کنیم سر آن بدن، صبر است.

۵. امیرالمؤمنین (ع) در حدیثی فرمودند: «بِالصَّبْرِ تُدْرَکُ مَعَالِی الْأُمُورِ؛ مقامات بلند تنها با صبر به دست می‌آید».[22] در شعری که به حضرت نسبت دادند، ایشان این‌گونه فرمودند:

«بِقَدرِ الکدِّ تُکتَسبُ المَعالی                 وَ مَن طَلَبَ العُلى سَهَر اللَّیالی‏»

به میزان رنجی که انسان تحمّل می‌کند و صبر می‌کند، مقامات بلند به دست می‌آید و اگر کسی طالب مقامات بلند است باید پاسی از شب را در مناجات با خدا بیدار باشد.

۶. امیرالمؤمنین (ع) در حدیث دیگری می‌فرماید: «مَنْ صَبَرَ عَلَى اللَّهِ وَصَلَ إِلَیْهِ»[23]؛ کسی که در راه خدا صبر کند به خدا می‌رسد؛ به عبارت دیگر کسانی که طالب قرب خدا هستند در راه او صبر کنند.

۷. از امام باقر (ع) سؤال کردند که: «مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ»؛ صبر جمیل چیست؟ حضرت پاسخ دادند: «صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَکْوَى إِلَى النَّاسِ»؛ آن صبری است که وقتی برای انسان مشکلی پیش می‌آید مدام به مردم شکوه نکند.

8. حضرت علی (ع) در جای دیگری فرمودند: «مَنْ لَمْ یَصْبِرْ عَلَى کَدِّهِ صَبَرَ عَلَى الْإِفْلَاسِ‏»[24]؛ کسی که بر زحمت کار کردن صبر نکند، باید بر تهی‌دستی خود صبر کند. البتّه ممکن است گاهی کسی برای کار کردن زحمت هم بکشد امّا باز کمبودهایی دارد. اما به طور کلی کسی که تن به کار ندهد، پاداشی نیز دریافت نخواهد کرد. این قانون در تمام امور جاری است. در تحصیل، در ایمان و حتی در امور مربوط به آخرت. نمی‌توانیم بهشت رضوان الهی را طالب باشیم ولی نخواهیم هیچ زحمتی در راه آن بکشیم و صبری نداشته باشیم.


[1]– سوره لقمان، آیه 17.

[2]– سوره مریم، آیه 65.

[3]– سوره طه، آیه 132.

[4]– سوره بقره، آیه 45.

[5]– همان، آیه 153.

[6]– سوره احقاف، آیه 35.

[7]– سوره انعام، آیه 34.

[8]– سوره بقره، آیه 251.

[9]– سوره اعراف، آیه 125.

[10]– همان، آیه 126.

[11]– سوره یوسف، آیه 90.

[12]– سوره بقره،‌ آیه 155.

[13]– سوره بقره، آیه 155.

[14]– همان، آیه 156.

[15]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏2، ص 91.

[16]– سوره لقمان، آیه 31.

[17]– شرح أصول الکافی (صدرا)، ج ‏3، ص 432.

[18]– سوره زمر، آیه 10.

[19]– سوره آل عمران، آیه 146.

[20]– بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‏79، ص 137.

[21]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏2، ص 87.

[22]– غرر الحکم و درر الکلم، ص 301.

[23]– الدعوات (للراوندی) / سلوه الحزین، النص، ص 292.

[24]– غرر الحکم و درر الکلم، ص 653.