برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

انواع توحید

هدف از بیان انواع توحید به تعبیری بیان معانی مختلف توحید است که به صورت جزئی و تفصیلی بیان می‌شود. وقتی ما می‌گوییم خدا بی‌نظیر است یعنی از همه جهات بی‌نظیر است. مثلا:

  •  وقتی می‌گوییم عالم بیش از یک خدا ندارد به توحید ذاتی اشاره می‌کنیم.
  •  آن‌جا که بی‌نظیر بودن صفات خدا را می‌شماریم در مورد توحید صفاتی سخن می‌گوییم.
  • آنگاه که بی نظیر بودن افعال خداوند را بیان می‌کنیم در واقع توحید افعالی را مطرح می‌کنیم.

بررسی انواع توحید که در مباحث اعتقادی از آن به «مراتب توحید» یاد می‌شود در واقع توضیح و تشریح این مطلب است که خداوند از جمیع جهات بی‌نظیر و یکتاست.
در این مقاله قصد داریم برخی از مهمترین انواع توحید را بیان کنیم و کمی با آنها آشنا شویم.

خلاصه انواع توحید

در این مقاله پنج قسم اصلی از انواع توحید بیان می‌شود که معنای هر یک به اختصار چنین است:

۱ـ توحید ذاتی: یگانگی ذات خداوند. این جهان فقط یک خدا می‌تواند داشته باشد.
۲ـ توحید صفاتی: یگانه بودن در صفات و یکی بودن ذات و صفات خداوند.
۳ـ توحید افعالی: یگانه بودن خداوند در افعال و اینکه فاعل مستقلی غیر از خدا در عالم وجود ندارد.
۴ـ توحید تشریعی: حق هرگونه حکم و قانون‌گذاری فقط از آن خداست.
۵ـ توحید عبادی: انسان فقط باید از خدا اطاعت کند و فقط باید خدا را عبادت کرد.

نمودار انواع توحید

اما توضیح مطلب را در ادامه مشاهده می‌فرمایید:

توحید ذاتی

توحید ذاتی به معنای یگانگی ذات خداوند است. یعنی نمی توان برای این جهان بیش از یک خدا فرض کرد و خدای یکتا هیچ شریکی ندارد. توحید ذاتی اصلی‌ترین قسم از انواع توحید است و اقسام دیگر توحید به یک معنا آثار و لوازم توحید ذاتی می باشند. برای اثبات توحید ذاتی دلایل متعددی ذکر شده است که به ذکر بعضی از آنها می پردازیم:

۱. معرفت قلبی و فطری بر وجود خدای یگانه. رویکرد قرآن و روایات اینگونه است که معرفت قلبی خداوند از توحید جدا نیست. یعنی وقتی خدا اراده کرد که خود را به ما بشناساند؛ خدای یکتا را به ما شناسانده است. بنابراین با همان شناخت، هم وجود خدا و هم وحدانیت و یگانگی او ثابت می شود.

در روایتی زراره از امام باقر علیه السلام می پرسد: منظور از «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» 1 چیست؟ امام علیه السلام در جواب می فرمایند:

«فَطَرَهُمْ عَلَی التَّوْحِیدِ عِنْدَ الْمِیثَاقِ عَلَی مَعْرِفَتِهِ أَنَّهُ رَبُهُمْ» 2

خداوند هنگامی که پیمان بر معرفتش را از انسانها گرفت؛ فطرت آنها را بر یگانه دانستن خدا سرشت. که همانا او رب ایشان است.

۲. دلیل دوم همان دلایل عقلی است که برای اثبات وجود خدا بیان می‌شود. یعنی همان ادله که خدا را به عنوان مبدأ عالم اثبات می‌کنند؛ یکی بودنِ خدا را نیز اثبات می کنند.
۳. دلیل عقلی که در قرآن و در آیه ۲۲ سوره انبیا،‌ اینگونه بیان شده است:

«لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ» 3

اگر در آسمان و زمین جز خدای یکتا خدایانی وجود داشت قطعاً تباه می شدند. پس منزه است خدا پروردگار عرش از آنچه وصف می کنند.

وقتی برای جهان دو خدا فرض می‌کنیم لازمه دوتا بودن، متفاوت بودن آنهاست. وقتی تفاوت به وجود آمد یعنی دو نوع اراده دارند؛ دو نوع تدبیر دارند؛ دو نوع ربوبیت بر عالم دارند. و هرکدام می‌خواهند عالم را به شکلی که خود صلاح می‌دانند نظم دهند. لذا در تدبیر عالم اختلاف نظر پیدا می کنند و طبیعی است که باعث نزاع دو خدا می شود و عالم به هم می ریزد و از بین می رود.

برای توضیح بیشتر می‌توانید به مقاله «توحید ذاتی» مراجعه کنید.

توحید صفاتی

توحید صفاتی در مرتبه بعدی از انواع توحید است. که به نحوی به توحید ذاتی برمی‌گردد. برای توحید صفاتی چند معنا بیان شده است:

۱. به معنای یگانه بودن در صفات. یعنی همان‌طور که ذات خداوند یکی است و بی نظیر است؛ صفات خدا هم بی نظیر هستند. چه صفات ذاتی که به ذات خداوند بر می گردند و چه صفات فعلی که مربوط به افعال خداوند است.

۲. به معنای یکی بودن ذات و صفات خداوند. این معنا که در علم کلام مطرح شده است بیانگر این است که صفات خدا زائد بر ذات خداوند نیست. بلکه عین ذات خداوند هستند. این معنا طبق دیدگاه امامیه و معتزله است. در مقابل اشاعره که به اشتباه معتقدند صفات خدا زائد بر ذات اوست.

برای تحقیق در این زمینه مقاله مستقلی بنام «توحید صفاتی» تدوین شده است که می‌توانید به آن مراجعه کنید.

توحید افعالی

سومین قسم از انواع توحید، توحید افعالی است که معانی متعددی برای آن ذکر شده است:

۱. معنای اول که توسط اشاعره و اهل حدیث مطرح شده است این است که جز خدا هیچ فاعلی در عالم نیست. یعنی هر فعلی که در عالم رخ می دهد خدا آن فعل را ایجاد می کند. و هیچ فاعلی غیر از خدا در عالم نداریم. حتی افعال انسانها مثل راه رفتن و غذا خوردن و … همه اینها را خدا خلق و ایجاد می کند و فاعلِ تمام افعال، خداوند است.

متکلمان از امامیه ومعتزله این دیدگاه را مردود می‌دانند و برای رد آن دلایلی مطرح می کنند. از جمله وجدان و علم حضوری و بدیهیِ هر فرد به این که فاعلِ افعالِ خودش است. یعنی خودش حرف می زند و خودش راه می رود. و می تواند حرف نزند و راه نرود. اراده از خودش است و می تواند اراده نکند. بنابراین فاعلِ افعالِ اختیاریِ انسان، خود انسان است. و اگر چنین نباشد جبر پیش می آید. یعنی انسان ها مجبور خواهند بود. در حالی که ما مختار هستیم.

در قرآن کریم نیز در آیات متعددی فاعل بودن انسان نسبت به افعال خودش بیان شده است. از جمله در سوره انعام اینگونه آمده:

«مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ» 4

هر کس کار نیک بیاورد پاداشش ده برابر آن است و آنان که کار بد بیاورند جز به مانند آن مجازات نمی‌شوند و مورد ستم قرار نمی گیرند.

یعنی خود آن‌ها این کارها را انجام داده‌اند به همین دلیل خدا هم مجازات می‌کند. اگر خداوند انجام داده دیگر «وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ» معنا ندارد. پس این معنا برای توحید افعالی بر اساس دلایل متعدد عقلی و قرآنی معنای درستی نمی باشد.

۲. معنای دوم یگانه بودن خداوند در افعال است. یعنی همان طور که خداوند متعال در ذات و صفات بی همتاست؛ افعال خداوند نیز همانند افعال ما نیست. چرا که خداوند وقتی می‌خواهد فعلی را اراده کند دچار انفعال و تغییر و حرکت نمی شود. در حالی که انسان ها افعالشان با تغییر و حرکت، یا با کامل شدن و یا ناقص شدن همراه است.

۳. معنای سوم این است که فاعل مستقلی غیر از خدا وجود ندارد. یعنی فقط خداوند است که در افعال خود کاملا مستقل است و فاعلیت بقیه موجودات در طول فاعلیت خداوند می باشد. چرا که قدرت و استطاعت انجام افعال را خدا به انسان داده است و هرگاه اراده کند می تواند آن را از ما بگیرد. بخلاف خداوند که کسی به او قدرت نداده است بلکه تمام قدرت از آن اوست و ذاتی اوست.

۴. معنای چهارم توحید افعالی این است که بعضی از افعال مانند خالقیت و ربوبیت و تدبیرِ عالم منحصراً از آن خداوند است.

در آیات متعددی از قرآن کریم به این معنا اشاره شده است. از جمله در سوره یونس که می فرماید:

«قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» 5

بگو: کیست که شما را از آسمان و زمین روزی میدهد؟ یا کیست که بر گوشها و چشمها مالکیت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می آورد؟ کیست که همه امور را تدبیر می کند؟ به زودی خواهند گفت: الله (خدای یکتا) پس بگو: آیا (از پرستش غیر او) نمی پرهیزید؟!

به طور اجمالی این آیه بیان می کند که امور مختلفی مانند روزی دادن و مرگ و زندگی و تدبیر جهان فقط در اختیار خداست. و این همان توحید در خالقیت و توحید در تدبیر و ربوبیت می باشد.

بنابراین همانطور که از معانی توحید افعالی پیداست؛ این نوع از انواع توحید هم به توحید ذاتی باز میگردد.
برای تحقیق در این زمینه می‌توانید به مقاله «توحید افعالی» مراجعه کنید.

این سه قسم اصلی‌ترین موارد ذکر شده برای انواع توحید است. البته برای توحید، مراتب و انواع دیگری نیز ذکر شده است. گاهی انواع توحید را تا 7 نوع و گاهی بیشتر هم ذکر کرده‌اند که ما دو مورد دیگر را که از اهمیت بیشتری برخوردار است ذکر می‌کنیم:

توحید تشریعی

توحید تشریعی چهارمین قسم از انواع توحید است و به این معناست که حق هرگونه حکم و قانون‌گذاری فقط از آن خداست. لذا مواردی مثل امر ونهی پدر و مادر ویا قوانین هر جامعه در طول امر ونهی و حکم خداست. و در صورت عدم مخالفت با حکم و قانون الهی پذیرفته است.

برای تحقیق در این زمینه مقاله مستقلی بنام «توحید تشریعی» تدوین شده است که می‌توانید به آن مراجعه کنید.

توحید عبادی

توحید در اطاعت و عبادت پنجمین قسم از انواع توحید است. توحید در اطاعت به این معناست که انسان فقط باید از خدا اطاعت کند و توحید در عبادت یعنی فقط باید خدا را عبادت کرد. در واقع توحید عبادی بخلاف دیگر انواع توحید فعل انسان است.

برای تحقیق در این زمینه مقاله مستقلی بنام «توحید عبادی» تدوین شده است که می‌توانید به آن مراجعه کنید.

انواع توحید در قرآن

حالا بعد از آشنایی با انواع توحید برخی از مباحث توحیدی قرآن کریم بیشتر برای ما روشن می‌شود. آیات قرآن کریم پر است است از مباحث توحیدی که هریک بیانگر یکی از معانی توحید است. برای نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.
مثلا در سوره شوری به توحید ذاتی اشاره شده است آنجا که می‌فرماید:

«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» 6

چیزى همانند او نیست.

یعنی در عالم فقط یک خدا می‌تواند باشد.
همچنین در آیه الکرسی آمده است:

«اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ…» 7

خداست که معبودى جز او نیست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو مى‏ گیرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت‏ سرشان است مى‏ داند و به چیزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏ یابند.

«اللّه» به توحید ذات اشاره دارد و «لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ» به توحید صفات. «الحَیُّ القَیُّومُ» هم به توحید افعالی اشاره می‌کند.
از طرفی این آیه نشان می‌دهد هر گونه تأثیر استقلالی در جهان بدون اذن خداوند ممکن نیست. این همان معنای توحید افعالی است.
یا در سوره یونس اینگونه آمده است:

«قُلْ أَرَأَیْتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ» 8

بگو به من خبر دهید آنچه از روزى که خدا براى شما فرود آورده [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشى را] حلال گردانیده‏ اید بگو آیا خدا به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ مى ‏بندید.

این آیه به روشنی بیانگر توحید تشریعی است و هر گونه حکم و قانون‌گذاری را در انحصار خدا می‌داند.
نمونه دیگر در دو سوره حمد و توحید است که بسیاری از معانی و مراتب توحید بیان شده است. که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد:

انواع توحید در سوره توحید

سوره توحید مصداق بارزی از معنای توحید در قرآن کریم است سوره توحید یکتایی و بی‌نظیر بودن خداوند در همه جهات را بیان می‌کند.
در آیه اول معنای توحید ذاتی به روشنی دیده می‌شود:

«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» 9

بگو اوست‏ خداى یگانه.

یعنی خدا فقط «الله» خدای یکتا است. او یکی است و نظیر ندارد. یعنی به نوعی بی‌نظیر بودن خداوند در همه جهات را نشان می‌دهد.
اما آیه دوم که بیانگر صمدیّت خداوند است اشاره به توحید صفاتی و به نوعی توحید افعالی دارد:

«اللَّهُ الصَّمَدُ» 10

یعنی خدا بی‌نیاز است و دیگران در همه احتیاجاتشان به او مراجعه می‌کنند و هر چیزی به او منتهی می‌شود.
اما دو آیه بعد به نوعی توحید ذاتی و صفاتی و افعالی خداوند را نشان می‌دهد:

«لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ * وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ» 11

[کسى را] نزاده و زاده نشده است. و هیچ کس او را همتا نیست.

این که خداوند خود زاده نشده و هرگز نمیزاید و هیچ مانندی ندارد، به معنای یگانگی ذات خدا است (توحید ذاتی). از طرفی به این معنا است که او در صفات و افعال بی‌همتا است (توحید صفاتی و افعالی).

انواع توحید در سوره حمد

سوره حمد یکی از سوره‌هایی است که با وجود آیات کمی که دارد اما دربردارنده مباحث مهم توحیدی و اصول دین می‌باشد. در ابتدای سوره آمده است:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» 12

ستایش مخصوص خدایى است که پروردگار جهانیان است.

ستایش فقط مخصوص خدای یکتا است. اگر خدا شریکی داشته باشد او هم شایسته ستایش است پس شریکی ندارد. این همان معنای توحید ذاتی است.
از طرفی اگر خدا در صفات و افعال محتاج غیر از خودش باشد آن دیگری شایسته حمد است. در حالیکه حمد فقط مخصوص خداست. پس این آیه دلالت بر توحید صفاتی و افعالی هم دارد.

«مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» 13

[خداوند] مالک روز جزا است.

این آیه نیز به توحید افعالی اشاره دارد.

«إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» 14

[پروردگارا] تنها تو را مى ‏پرستیم و تنها از تو یارى مى‏ جوییم.

این آیه نیز به روشنی بیانگر توحید در عبادت و اطاعت است.

البته مباحث توحیدی قرآن کریم بسیار گسترده است. در این مقاله فقط به چند نمونه اشاره شده است که امیدواریم برای شما مفید واقع شده باشد.

Cinque Terre

درس شکوه یکتایی

این مقاله بخشی از درس‌های توحید است که توسط استاد ارجمند حجه الاسلام برنجکار در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. توحید یکی از چهار درس عقاید است که با نام «شکوه یکتایی» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


پی نوشت ها

  1. سوره روم،‌ آیه ۳۰.
  2. التوحید للصدوق، ص ۳۳۰.
  3. سوره انبیا،‌ آیه ۲۲.
  4. سوره انعام، آیه ۱۶۰.
  5. سوره یونس، آیه ۳۱.
  6. سوره شوری، آیه ۱۱.
  7. سوره بقره، آیه ۲۵۵.
  8. سوره یونس، آیه ۵۹.
  9. سوره توحید، آیه ۱.
  10. سوره توحید، آیه ۲.
  11. سوره توحید، آیه ۳ و ۴.
  12. سوره حمد، آیه ۲.
  13. سوره حمد، آیه ۴.
  14. سوره حمد، آیه ۵.