برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

کیفیت خلقت انسان از خاک

درباره خلقت انسان و چگونگی خلقت اولیه نسل بشر نظریه‌های مختلفی ذکر می‌شود. در این جا چند سوال مطرح می‌شود:

  • آیا فقط حضرت آدم (ع) از خاک خلق شده است؟
  • آیا ما انسانها قبل از آمدن به این دنیا خلق شده بودیم؟
  • عالم ذر کجاست و در آن چه اتفاقاتی افتاده است؟ 
  • آیا عناصر اصلی خاک هنوز در بدن ما هستند؟
  • و …

به خلاف بعضی نظریه‌ها ما معتقدیم همه انسان‌ها از خاک آفریده شده‌اند. بنا بر آیات قرآن کریم اینکه حضرت آدم از خاک آفریده شده و بقیه انسان‌ها از او خلق شده‌اند؛ مردود است.

در این مقاله با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) موضوع عالم ذر و خلقت اولیه انسان را بررسی می‌کنیم و به سوالات بالا پاسخ می‌دهیم. ابتدا چکیده مطالب را مشاهده می‌فرمایید:

چکیده

«ذر» در لغت به معنای ذره ریز یا مورچه کوچک است.

در روایات اهل بیت (ع) از اولین دوران خلقت انسان تعبییر به عالم ذر می کنند، چرا که انسان ها در آنجا به صورت ذرّه ای کوچک بوده اند، که از آن ذرّه تعبیر به طینت می کنند.

طبق آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) همه انسان ها ابتدا به صورت ذرّه ای کوچک از خاک خلق شدند، نه این که فقط حضرت آدم (ع) ابتدا از خاک خلق شده است و سایر انسان ها از نطفه او خلق شوند.


عالم ذر

اگر بخواهیم دنیا را خوب بشناسیم باید به قبل از دنیا توجه کنیم و بدانیم چه اتفاقاتی افتاده است تا معنا و زندگی دنیا برای ما روشن شود. بنابراین بحث خلقت انسان را از عالم قبل از دنیا شروع می کنیم. از طرفی آشنایی با کیفیت خلقت انسان در مباحث مربوط به معاد و زندگی انسانها در جهان آخرت خیلی به ما کمک می‌کند.

در آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) دربارهٔ عالم قبل از دنیا مطالب فراوانی وجود دارد. از عالم قبل از این دنیا به عالم «ذر» تعبیر کرده‌اند.

«ذر» در لغت به معنای مورچهٔ بسیار ریز است و معنی دوم آن ذرّاتی است که در هوا پراکنده هستند که معمولاً در شعاع نور آفتاب دیده می شوند. جوهری در کتاب تاج اللغه می‌گوید:

الذَّرُّ جمعُ الذَّرَّه وَ هِیَ أصغَرُ النَّمل

 «ذر»جمع «ذره» است و به مورچه بسیار کوچک گفته میشود.

ابن منظور در لسان العرب می‌گوید:

الذَّرُّ: صِغارُ النَّمل، واحدته ذَرَّه وَ قیلَ: الذَّرَّهُ لَیسَ لَها وَزنٌ، و یُراد بِهَا مَا یُرَى فی شُعاعِ الشَّمسِ الدَّاخلِ فی النَّافِذَه.[1]

«ذر»: مورچهٔ بسیار کوچک، مفرد آن ذره است و چیزی است که وزنی ندارد. منظور از ذره آن ذراتی است که در شعاع آفتاب که از پنجره به داخل می‌تابد، دیده می‌شوند.

کیفیت خلقت انسان

الف ـ خلقت انسان در غالب ذرّ

علت این نامگذاری این است که در روایات ما خلقت انسان را تشبیه به «ذر» کردند. قرآن کریم و روایات اهل‌بیت (ع) کیفیت خلقت انسان را بیان کردند که با ملاحظه این دو، چگونگی خلقت انسان روشن می‌شود. در روایتی در احادیث طینت در کتاب کافی شریف آمده است:

ثُمَّ أَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَعَرَکَهُ عَرْکاً شَدِیداً فَإِذَا هُمْ کَالذَّرِّ یَدِبُّونَ.[2]

خداوند از سطح زمین خاکی را گرفت و بعد از آن به شدت آن را مالش داد سپس به ناگاه انسانها همانند ذره شروع به جنبیدن کردند.

خداوند گلی را از سطح زمین برگرفت که البته ملائکه از طرف خدا مأمور این زمین هستند. آن گل را سخت مالش داد تا این که خاک خالص شد آن‌گاه گویا با یک تجلی که بر این گل شد هر ذره‌ای از آن گل به یک حقیقت ایمانی تبدیل شد. به ناگاه انسان‌ها شروع به حرکت و جنبش کردند.

این معنای «ذر» بود. این اصطلاح «عالم ذر» از روایات اهل‌بیت (ع) گرفته شده است. مضمون عالم ذر نیز براساس این روایت مشخص شد. آن ذرهٔ اولیهٔ انسان که خدا از گل آفریده را «ذر» می‌گویند و او یک انسان است؛ ذرات DNA مثال خوبی برای روشن شدن این مطلب است. در آن ذرهٔ فوق العاده کوچک تمام کدهای اطلاعاتی انسان وجود دارد.

امروزه هویت هر کسی را از طریق DNA تشخیص می‌دهند. در این ذرهٔ فوق العاده کوچک تمام اطلاعات مربوط به انسان ثبت است. بنابر توضیح یکی از محققان علم زیست‌شناسی، اگر اطلاعات این ذره کوچک نوشته شود تبدیل به ده دایرهالمعارف خواهد شد. طینت هر انسان نیز به این صورت است. یعنی تمام حقیقت وجودی انسان که از آن تعبیر به «من» می کند همان طینت او می‌باشد که ذره‌ای کوچک است. در کتاب کافی شریف حدیثی در این مورد ذکر شده است:

عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْمَیِّتِ یَبْلَى جَسَدُهُ قَالَ نَعَمْ حَتَّى لَا یَبْقَى لَهُ لَحْمٌ وَ لَا عَظْمٌ إِلَّا طِینَتُهُ الَّتِی خُلِقَ مِنْهَا فَإِنَّهَا لَا تَبْلَى تَبْقَى فِی الْقَبْرِ مُسْتَدِیرَهً حَتَّى یُخْلَقَ مِنْهَا کَمَا خُلِقَ أَوَّلَ مَرَّه.[3]

عمار بن موسی میگوید از امام صادق (ع) سؤال شد که آیا جسد میت میپوسد؟ فرمودند: بله، تا جایی که نه گوشتی از آن باقی میماند و نه استخوانی و فقط طینت او باقی می ماند، همان که از آن خلق شده است و آن طینت نمی پوسد و باقی می ماند تا این که از آن خلق شود همان گونه که مرتبه اول از آن خلق شد.

کیفیت خلقت انسان در دنیا از این ذره به این صورت است که این طینت به همراه غذا یا شاید تنفس و یا هر طریق دیگری وارد بدن پدر می‌شود و در بدن پدر باقی می‌ماند تا موقعی که به اذن و ارادهٔ الهی به یک سلول حیاتی تبدیل شود. محل اولیه، صُلب و یا ظَهر، یعنی ستون فقرات است. آن ذره کوچک است و ممکن است شبیه این ذره میلیاردها ذرهٔ دیگر در وجود یک نفر جای بگیرد.

این ذره در ستون فقرات انسان مستقر می‌شود و به تعبیر قرآن از بین سلب و ترائب[4] خارج می‌شود و به دستگاه‌های دیگری می‌رود و ساخت و ساز می‌شود و به یک سلول حیاتی، به یک اسپرم تبدیل می‌شود. تا این که این ذره بخواهد به یک سلول تبدیل شود باید در آن تحولاتی صورت بگیرد، مواد حیاتی بر آن اضافه شود، ژن‌هایی را از پدر بگیرد تا به یک سلول زنده تبدیل شود. جالب است که قرآن کریم همین سیر خلقت را به روشنی بیان می‌کند و می‌فرماید:

﴿ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً فی‏ قَرارٍ مَکینٍ﴾ [5]

بدون شک ما انسان را از عصارهای از گل آفریدهایم. سپس آن انسان آفریده شده از گل را به صورت نطفهای در جایگاهی مطمئن قرار دادیم.

یعنی آن ذره‌ای که از گل آفریده می‌شود انسان است و بعداً به نطفه تبدیل می‌شود و این مطلب دقیقاً با بحث عالم ذر که در روایات اهل بیت (ع) آمده، هماهنگ است، روایات این مطلب قرآنی را به طور کامل توضیح داده‌اند.

بنابراین روایات و آیات قرآن یک مطلب را در مورد خلقت انسان مطرح می‌کنند به این بیان که: همه انسان ها از خاک به صورت یک ذره کوچک خلق شدند که در روایات از آن تعبییر به طینت شده است. یعنی هر انسانی در ابتدا به صورت یک ذره بوده است، سپس آن ذره در بدن پدر تبدیل به یک سلول حیاتی و بعد از آن تبدیل به نطفه می شود و تا به آخر.

ب ـ دیدگاه دیگر در مورد خلقت انسان

در این باره نظرات دیگری مطرح شده که اشکالاتی بر آنها وارد است؛ مثلا گفته شده است که منظور از خلقت انسان از خاک خلقت اولین انسان می‌باشد، به این معنا که حضرت آدم (ع) از خاک خلق شد و بقیه انسان ها از نطفه حضرت آدم و حوا خلق شدند. اگر در متن عبارت های قرآن دقت شود اشکال این نظر روشن می شود.

اشکال اول: قرآن کریم می‌فرماید: ما چیزی را به عنوان انسان از گل آفریدیم

﴿ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ﴾ [6]

ما انسان را از عصاره گِل[7] خلق کردیم.

و نفرموده است «لقد خلقنا آدم من سلاله من طین» ما آدم را از عصاره گل خلق کردیم.

این مطلب در آیات دیگر نیز آمده است:

﴿ إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طینٍ لازِبٍ﴾ [8]

قطعاً ما آنها را از گلی چسبنده خلق کردیم.

چنانچه ملاحظه می‌فرمایید مرجع ضمیر «هم» همه انسان ها هستند نه فقط حضرت آدم (ع).

اشکال دوم: در ادامهٔ آیهٔ ۱۲ مؤمنون می‌فرماید:

﴿ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً﴾

سپس آن انسان را [که ذره‌ای بود] نطفه قرار دادیم.

با این نگاه انسان قبل از آن‌که نطفه بشود انسان است. و این نمی‌تواند دربارهٔ حضرت آدم باشد که بگوییم خدا حضرت آدم را از گل آفرید و بعد نسل او را از این نطفه قرار داد. چرا که در این صورت باید حضرت آدم دوباره نطفه شود. چون می‌گوید «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً» و حضرت آدم (ع) به صورت نطفه خلق نشد. بنابراین مراد از انسان در آیه « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ» حضرت آدم (ع) نیست.

اشکال سوم: قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَه﴾ [9]

ای مردم اگر شما از معاد و برانگیخته شدن در قیامت در تردید هستید، [بدانید] به تحقیق ما شما را از خاک آفریدیم بعد شما را به نطفه تبدیل کردیم و سپس به علقه تبدیل کردیم[10].

این آیه به مردم خطاب می‌کند و می‌فرماید: شما را از خاک خلق کردیم نه این که بگوید حضرت آدم (ع) را از خاک خلق کردیم.

اشکال چهارم: در سوره ی مبارکهٔ کهف[11]، این مطلب فقط دربارهٔ یک نفر بیان شده است. آن مرد الهی به مرد دنیاپرست می‌گوید:

﴿ أَ کَفَرْتَ بِالَّذی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلاً﴾

آیا به خدایی کافر می‌شوی که تو را از خاک آفرید، بعد نطفه و سپس به صورت مردی تو را آراست.

بنابراین روشن است که مراد از خلقت انسان از خاک خلقت اولین انسان یعنی حضرت آدم (ع) نیست بلکه همه انسانها از ابتدا از خاک خلق شدند.

بعضی دیگر گفته‌اند خلقت انسان از خاک است یعنی عناصر بدن انسان از گل است. به نظر می‌آید این قول نیز صحیح نباشد، چرا که در آن صورت باید می‌گفتند «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا نُطفَهَ الْإِنْسان مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ» ما نطفهٔ انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم اما در صورتی که می‌گوید ما انسان را از گل آفریدیم و بعد این انسان را به نطفه تبدیل کردیم. ضمن این که عناصر خاک مثل کلسیم، فسفر و… که انسان نیستند. خداوند انسان را، چیزی را که به آن انسان اطلاق می‌شود از گل آفریده و بعد او را به نطفه تبدیل کرده است.

﴿ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طینٍ﴾

بدون شک ما انسان را از عصارهای از گل آفریدهایم.

این آیات فقط با مسألهٔ عالم ذر که در روایات اهل بیت (ع) بیان شده است به طور کامل و بدون اشکال منطبق است.

﴿ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَنَ مِن سُلَالَهٍ مِّن طِینٍ، ثمُ‏ جَعَلْنَاهُ نُطْفَهً فىِ قَرَارٍ مَّکِینٍ، ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَمًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لحَمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَالِقِین﴾ [12]

ما انسانها را از گل آفریدیم و بعد آنها را به نطفه تبدیل کردیم. آن ذرهٔ وجودی انسانها نطفه شدند. بعد این نطفه علقه میشود و مقداری رشد میکند و مثل یک زالوی کوچک به جدارهٔ رحم میچسبد و بعد مقداری رشد میکند و به مضغه تبدیل میشود و مانند یک تودهٔ سلولی گوشت جویده شده میشود و بعد استخوانبندی پدیدار میشود و بعد گوشت بر آن پیکره روییده میشود. بعد او را در خلقت جدیدی پدیدار میکنیم [یعنی از حالت خواب بیدار میشود]، پس همیشه سودمند و با برکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است.

ج ـ مؤیدی در مسأله

خداوند در یک مرحله، طینت حضرت عیسی (ع) را به حضرت مریم (علیها السلام) القاء می‌کند. خداوند در این‌باره می‌فرماید:

﴿ إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّه وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیَمَ﴾ [13]

جز این نیست که مسیح، عیسى بن مریم فرستاده خدا و کلمه اوست که به مریم القا کرد.

قرآن به آن طینت‌ها اطلاق کلمه می‌کند. آیات دیگری مانند این آیه و به این مضمون وجود دارد. در جای دیگری می‌فرماید:

﴿ إِنَّ مَثَلَ عیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ﴾ [14]

قطعاً داستان عیسى نزد خدا [از نظر چگونگى آفرینش‏] مانند داستان آدم است، که او را از خاک آفرید، سپس به او فرمود: باش پس بى‌‏درنگ شد.

هم حضرت آدم و هم حضرت عیسی از یک ذرهٔ کوچک آفریده شده‌اند، در قالب یک ذره از خاک آفریده شده‌اند و با تبدیل شدن به یک سلول حیاتی این سیر نطفه شدن و بعد رشد جنینی برای آن‌ها پیش آمده است؛ مثل همهٔ انسان‌ها تا این که به صورت این پیکره متجلی شدند. این مسألهٔ عالم ذر به صورت بسیار خلاصه است.

نتیجه آنچه در خلقت انسان بیان شد این است که انسان ها قبل از این دنیا به صورت ذره‌ای کوچک بودند که آن ذره ــ طینت ــ حقیقت اصلی انسان است که همه درک و شعور و فهم و مسایل مربوط به انسان مربوط به آن ذره است.

Cinque Terre

آخرین سفر

این مقاله بخشی از درس‌های معاد است که توسط استاد ارجمند دکتر سید محسن میرباقری در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. معاد یکی از چهار درس عقاید است که با نام «آخرین سفر» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


[1].محمّد بن مکرم، ابن منظور؛ لسان العرب، ج ۲،ص۴۵۷

[2]. ابوجعفر محمّد بن یعقوب، الکلینی؛الکافی، کتاب الایمان و الکفر، باب طینه المومن و الکافر، ج ۲، ص ۶ و ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۲، ص‌ 82.

[3]. ابوجعفر محمّد بن یعقوب، الکلینی؛ الکافی، کتاب الجنائز، باب النوادر، ص۲۵۱، حدیث۷

[4]. جمع تربیه به معنای قفسه سینه.

[5]. سوره مؤمنون، آیه۱۲.

[6].سورهٔ مؤمنون، آیه۱۲.

[7]. عصارهٔ گل، یعنی از خاک خالص که باعث چسبندگی گل می شود. وقتی مواد اضافه، املاح و شن را از گل بگیرند به گل چسبنده تبدیل می‌شود که وقتی که خشک شود بسیار محکم است مثل گل کوزه‌گری، گل رس. در سورهٔ صافّات آیه ۱۱ می‌فرماید: « إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طینٍ لازِبٍ» ما این انسان‌ها را از گلی چسبنده آفریدیم. در این‌جا هم می‌فرماید ما از عصارهٔ گل انسان را آفریدیم، بنابر این هر دو از یک کیفیّت سخن می گویند.

[8]. سورهٔ صافات، آیه ۱۱.

[9]. سورهٔ حج، آیه ۵.

[10]. خلقت هم به معنای ایجاد است و هم به معنای تبدیل، چناچه هم در آیهٔ بالا و هم در سورهٔ مؤمنون به معنای تبدیل کردن به کار رفته است. «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً» نطفه را به علقه خلق کردیم، یعنی تبدیل کردیم.

[11]. سورهٔ کهف، آیه ۳۷.

[12]. سوره مؤمنون،آیه ۱۲ تا ۱۴.

[13]. سوهٔ نساء، آیه ۱۷۱.

[14]. سورهٔ آل عمران، آیه 59.