برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

عدالت و آثار آن

یکی از اصول مهم در سیرۀ معصومین (ع) مسئله برقراری عدل است. انسانها هم در زندگی فردی و هم در روابط اجتماعی باید عدالت را رعایت نمایند. یکی از جلوه‌های مهم عدالت در رفتار حاکمان با مردم است که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این مقاله به بررسی اهمیت عدالت در سیرۀ معصومین (ع) می‌پردازیم و آثار آن را در جامعه بیان می‌کنیم.

چکیده

  • یکی از اصول مهم در زندگی اهل­بیت (ع)، اصل عدالت اجتماعی است.

  • عدالت آثار شگرفی دارد از جمله:
    1. گسترش رحمت الهی
    2. برکت
    3. اصلاح بین مردم
    4. آباد شدن شهرها

عدالت

یکی از اصول مهم در سیرۀ معصومین (ع) عدالت اجتماعی است که حائز اهمیت فراوانی است. قرآن کریم می‌فرماید:

«لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَ أَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ»[1]

به راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آن‌ها کتاب و میزان را فرو آوردیم تا مردم به عدالت برخیزند.

یَقومَ فعل لازم است، لذا لِیَقومَ النّاسُ به معنی به‌پاخاستنِ مردم است. ده‌ها آیه در قرآن کریم به این اصل سفارش کرده است که در بررسی سیرۀ اهل‌بیت (ع) این آیات اهمیت دو چندان خواهند یافت. خداوند متعال به پیامبر گرامی‌اش می‌فرماید:

«قُل أَمَرَ رَبّی بِالقِسطِ»[2]

بگو خدا مرا به دادگری فرمان داده است.

و نیز آیات دیگری بر این اصل مهم پافشاری می‌کند:

«أُمِرتُ لِأَعدِلَ بَینَکُمُ»[3]

به من فرمان داده شده است که میان شما عدل را پیاده کنم.

و

«إِنَّ اللَّـهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الإِحسانِ»[4]

مؤکّداً خداوند به عدل و نیکوکاری امر می‌کند.

و

«إنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ المُقسِطینَ»[5]

البتّه خداوند دادگران را دوست می‌دارد.

و بسیاری آیات دیگر که اهمیت  عدالت و جایگاه والای عدالت‌ورزان را آشکار می‌کند.

اصلِ عدل از اصول مبنایی است که به غیر از مقولۀ اجتماعی یکی از اصول مهم اعتقادی است که در جای خود نیازمند بررسی مفصّل است. اصلی که یکی از اهداف حکومت مقدّس امام زمان (عج) است. در زیارت‌نامۀ ایشان به این موضوع اشاره شده است:

السَّلَامُ عَلَیکَ یَا قَائِماً بِالقِسطِ[6]

سلام بر تو ای برپا دارندۀ عدالت.

با این مقدمه می‌توان سخن حضرت امیر مؤمنان (ع) را در وصف پیامبر اکرم (ص) بهتر شناخت که فرمود:

سِیرَتُهُ القَصدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشدُ وَ کَلَامُهُ الفَصلُ وَ حُکمُهُ العَدلُ [7]

رفتار او میانه‌روی در کار و شریعت او راه حق است، سخنش حق را از باطل جدا می‌سازد، و داوری او همواره بر پایۀ عدالت بوده است.

این تصوّر که عدل همواره به قضاوت و محکمه مربوط است البتّه تصوری نادرست است. عدل گونه‌های بسیاری دارد و در جایگاه‌ها و شئون مختلفی مطرح است. تا جایی که قرآن حتّی در سخن گفتن به عدالت توصیه فرموده است.

«وَ إِذا قُلتُم فَاعدِلوا»[8]

و هنگامی که سخن می‌گویید، عدالت را رعایت نمایید.

دامنۀ گستردۀ این فرمایش خداوند متعال بر زندگی خانوادگی و نحوۀ رفتار و برخورد اعضای خانواده با یکدیگر نیز سایه می‌افکند.

عدالت در سیره اهل بیت (ع)

 روزی حضرت امام حسن و امام حسین (ع) مشقِ خطی نوشتند و آن را نزد مادر بزرگوارشان، حضرت زهرا (س) آوردند که دربارۀ آن نظر بدهد. ماجرا هنگامی که نزد پیامبر اکرم (ص) مطرح شد به دخترش فرمود: «دخترم، مواظب باش عادلانه حکم کنی». پس در یک داوری ساده و مقایسۀ پیش پا افتاده هم باید عدالت را رعایت کرد.

اصل مهم عدالت در زندگانی و سیرۀ حضرت امیر مؤمنان (ع) نمودِ ویژه و چشمگیری دارد. به تعبیر یکی از نویسندگان نامدار، علی (ع) شهیدِ عدالت است. نجاشی، شاعر معروف که در مدح حضرت امیر اشعارِ زیبایی از او به یادگار مانده در ماه رمضان شراب خورد. به جرم شراب‌نوشی، آن هم در ماه مبارک رمضان که جرم این گناه در آن افزو‌ن‌تر است او را به نزد حضرت امیر (ع) آوردند. حضرت بی‌توجّه به جایگاه نجاشی و ارادتی که به آن حضرت داشت دستور داد حد را بر او جاری کنند.

هر چه برخی از اطرافیانِ حضرت سفارش او را کردند و کوشیدند حضرت را از اجرای حد بازدارند سودی نبخشید. حضرت در پاسخ ایشان فرمود: ابداً، بنی‌اسرائیل حد را از مسئولان خود برداشتند، در پی آن، عذاب بر آن‌ها نازل شد. سپس صد ضربه شلاق به او زد و در آخر از عدل امیر المؤمنین (ع) فرار کرد و به معاویه پیوست.

داستان عقیل برادر حضرت، داستانی است مشهور از عدالت حضرت امیر (ع) که در منابع معتبر ذکر شده است.[9] حضرت امیر (ع) بی‌تردید امام رحمت است. امّا پای بیت المال که به میان می‌آید هیچ‌گونه مسامحه‌ای روا نمی‌دارد. این رفتار مولا بیانگر شدّت و اهمیت  عدالت به ویژه در میان رده‌های بالای مسئولان و صاحبان عناوین و مناصب کلان کشوری است که می‌توان نتایج دقیق و مهم و کلیدی از آن دریافت نمود.

البته عدالت منحصر به امر حکومت و مختص حاکم نیست و برای همۀ صنوف مردم و در امور خانوادگی و اجتماعی و در زمینه‌های مختلف زندگی همچون درس خواندن و رفتارهای اجتماعی و مسائل زناشوئی با اهمیت  است، تا حتی امور ساده‌ای مانند نگاه کردن باید عادلانه و بالسویه به همۀ افراد باشد.

آثار عدالت

اهمیت اصل عدالت قطعاً به آثار مهم آن مربوط است. اگر عدالت اجتماعی در جامعه برقرار شود آثار شگفت و ژرف فردی و اجتماعی و حتّی تکوینی به بار می‌آورد. در سخنان ائمّه به این آثار اشاراتی شده است، که در ادامه چند مورد را نام می‌بریم:

۱- رحمت

 نخست: جامعه‌ای که در آن عدالت باشد، خدای متعال رحمت خود را در آن می‌گستراند. امیر المؤمنین (ع)می‌فرماید:

مَن عَدَلَ فِی البِلادِ نَشَرَ اللَّهُ عَلَیهِ الرَّحمَهَ[10]

کسی که در شهرها عدالت را پیاده سازد خداوند رحمتش را بر او بگستراند (او را مشمول رحمت خویش قرار دهد).

۲- برکت

دوم: برکت است. برکت به معنی خیر مستمر یا همان چیز اندکی که آثار فراوان در پی دارد، از نتایج تحقق عدالت در جامعه است.

بِالعَدلِ تَتَضاعَفُ البَرَکاتُ [11]

با عدالت، برکات در جامعه افزون و افزون‌تر می‌شود.

۳- اصلاح مردم

سوم: عدالت موجب اصلاح مردم است. امیر مؤمنان (ع) می‌فرماید:

العَدلُ یُصلِحُ البَرِیَّهَ [12]

عدالت، مردم [و جامعه] را اصلاح می‌کند.

برقراری عدل مایۀ اصلاح مردم و ریشه‌کن کردن فساد در جامعه است. بسیاری از دغدغه‌ها و نگرانی‌های اجتماعی، فقط به وسیلۀ عدالت برطرف می‌گردد.

۴- آبادانی

چهارم: عدالت مایۀ آبادانی است. حضرت در این خصوص فرمودند:

مَا عُمِّرَتِ البُلدانُ بِمِثلِ العَدلِ [13]

 بالاترین موهبت الهی، عدالت است.

Cinque Terre

سبک زندگی

این مقاله بخشی از دوره سبک زندگی با موضوع اخلاق و سیره معصومین (ع) است که در موسسه نورالمجتبی (ع) تدریس شده است. دوره سبک زندگی توسط اساتید ارجمند دکتر سید محسن میرباقری، دکتر رفیعی و حجه‌الاسلام حسینی قمی تدریس شده است. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این دوره به اینجا مراجعه کنید.


[1]. سورۀ حدید، آیه 25.

[2] سورۀ اعراف، آیۀ 29.

[3]. سورۀ شوری، آیۀ 15.

[4]. سورۀ نحل، آیۀ 90.

[5]. سورۀ مائده، آیۀ 42.

[6]. نهج‌البلاغه، خطبۀ94، ص 139.

[7]. همان.

[8]. سورۀ انعام، آیۀ 152.

[9]. عقیل که درخواستی افزون بر حق خود از بیت‌المال داشت و به پندار خود، برادرش که خلیفه و حافظ بیت‌المال بود، این حاجت او را برآورده می‌کرد، در کمال ناباوری میلۀ برافروخته و داغی در برابر گونه‌های خود احساس کرد.

[10]. غرر الحکم و درر الکلم، ص 628.

[11]. همان، ص 297.

[12]. همان، ص 35.

[13]. همان، ص 187.