برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

اهمیت توجه به آخرت در تربیت فرزند

قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) برای آموزش مباحث دینی به فرزندان روشهایی را معرفی می‌کنند. یکی از راههای نهادینه کردن معنویات در فرزندان توجه به آخرت و ایجاد آخرت گرایی در آنان است. در این مقاله به بررسی اهمیت توجه به آخرت در تربیت فرزند می‌پردازیم و موضوعات زیر را بررسی می‌کنیم:

  • توجه به آخرت سفارش مهم قرآن در منشور تربیتی سوره لقمان
  • والدین باید توجه به آخرت و قیامت را در فرزندان خود ایجاد و تثبیت کنند
  • روش قرآن برای ایجاد آخرت‌ گرایی در فرزندان

چکیده

  • بند سوم منشور تربیتی لقمان توجه به آخرت:
    1. بازگشت همه به سوی خدا است.
    2. خداوند در قیامت تمام انسان‌ها را از اعمالشان باخبر می‌کند.
    3. کوچکترین اعمال نیز در قیامت مورد محاسبه قرار می‌گیرند.

  • نقش والدین در ایجاد روحیه آخرت گرایی در فرزندان:
    1. القای حقایق دینی در مورد معاد و قیامت: بازگشت همه به سوی خدا است.
    2. متوجه کردن آنها نسبت به عاقبت اعمال: خداوند در قیامت ما را از آنچه انجام داده‌ایم باخبر می‌کند.
    3. تذکر این نکته که حتی کوچکترین اعمال ما هم مورد محاسبه قرار خواهد گرفت.
    4. تثبیت این حقایق در قلب فرزندان با تکرار و تلقین.

  • درباره حاضر شدن اعمال در قیامت آیات متعددی وجود دارد. در آیه ۳۰ سوره مبارکه آل‌عمران آمده که خداوند تمام اعمال خیر و شر ما را در روز قیامت در مقابل فرد حاضر می‌کند و در آنجا است که انسان آرزو می‌کند که کاش با اعمال بدش فاصله زیادی داشت.

  • محاسبه اعمال در روز قیامت: هر عملی حتی اگر به اندازه دانه خردلی وزن داشته باشد، در قیامت خداوند آن را برای حسابرسی در مقابل انسان حاضر می‌کند.

  • امام صادق (ع) می‌فرمایند از گناهان کوچکی که ناچیز به حساب می‌آیند بپرهیزید. بنابراین هیچ گناهی را نباید کوچک شمرد که هر گناهی در پیشگاه خدا ناپسند است و در قیامت در مورد آن بازخواست خواهیم شد.

  • نکته تربیتی: ما باید نسبت به قیامت خود و فرزندانمان احساس داشته باشیم، درست همان طور که نسبت به آینده بیست تا سی سال بعد از خودمان و فرزندانمان در دنیا حس داریم و برای آن برنامه ریزی می‌کنیم. در مرحله بعد باید این دانش و احساس را به فرزندانمان انتقال دهیم،‌ درست همان طور که حساسیتمان را نسبت به آیندهٔ فرزندانمان به آنها انتقال می‌دهیم.

توجه به آخرت

قرآن کریم در سوره مبارکه لقمان یک منشور تربیتی ده بندی را از زبان لقمان حکیم بیان می‌کند. در این منشور، کلیاتی از شیوه تربیت صحیح و اینکه از کجا باید آغاز نمود مطرح می‌شود. اوّل اینکه باید به فرزندان خود بیاموزیم که به خدا شرک نورزید، معصیت خدا را نکنید و بدانید که شرک و معصیت در وجود شما ظلمت ایجاد می‌کند و قلب شما را ظلمانی می‌کند. دوم اینکه به آنها گوشزد کنیم همچنان که شکر خدا را به جا می‌آورند، سپاسگزار لطف و محبت پدر و مادر نیز باشند و به آنها احترام بگذارند. اما سومین نکته‌ای که قرآن یادآوری می‌کند تا در تربیت فرزندان خود اعمال کنیم آموزش بحث آخرت و معاد است.

در دومین بند منشور تربیتی که حسن معاشرت با پدر و مادر بود، قرآن در انتها بحث را به مسأله معاد سوق می‌دهد و می‌فرماید: «ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ »[1] در این بخش از آیه دو نکته درباره معاد گفته شده:

  1. بازگشت همه شما به سوی من است.
  2. آنگاه من در قیامت شما را از اعمال‌تان باخبر می‌کنم.

این آیه و آیه حسن رابطه با والدین مستقلاً فرمایش خداوند متعال است اما در آیه بعد مباحث مجدداً از زبان لقمان بیان می‌شود. لقمان به فرزند خود می‌گوید که پسرم! آخرت واقعیتی است و همه ما به سوی خدا برمی‌گردیم و خداوند ما را از اعمال خود باخبر می‌کند. آنگاه مسأله معاد را این‌چنین به فرزند خود می‌آموزد:

«یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّـهُ إِنَّ اللَّـهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ»[2]

پسرکم! اگر عملی هم‌وزن دانه خردلی و در درون سنگی یا در آسمانها یا در دل زمین باشد، خدا آن را [در قیامت برای حسابرسی] می‌آورد؛ یقیناً خدا لطیف و آگاه است.

در واقع او به فرزند خود این مفهوم را می‌آموزد که عمل ما در قیامت وزن دارد و قرآن کریم بر این مسأله تکیه می‌کند. در آیه 8 سوره اعراف می‌فرماید: وزن اعمال در روز قیامت بر معیار حق است و حق خدا است. هر اندازه اعمالی که مورد رضایت خدا است در پرونده ما بیشتر باشد نامه عمل ما سنگین‌تر خواهد بود؛ هر چه عمل غیر خدایی یا ضد خدایی بیشتر باشد وزن منفی خواهد داشت. سپس نتیجه می‌گیرد که «فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ میزان اعمال هر کس سنگین‌تر باشد رستگار است و میزان‌ اعمال هر کس سبک باشد یا وزنی نداشته باشد جزو خاسرین و زیان‌کاران است.

در آیه مورد بحث لقمان حکیم به فرزند خود می‌گوید که اگر هر عملی به اندازه دانه خردلی وزن داشته باشد، خدا آن را در قیامت برای حسابرسی خواهد آورد. در حقیقت اگر شما یک حرف نابجا به کسی بزنید، یا بی‌جهت حقّی را از برادر یا خواهر خود ضایع کنید، یا در خانواده به بزرگترها احترام نگذارید، حق پدر و مادر را به جا نیاورید، اگر به اندازه خیلی کم هم باشد خداوند همین مقدار ناچیز را در روز قیامت خواهد آورد و مورد مؤاخذه قرار خواهید گرفت.

الف- نقش والدین در ایجاد توجه به آخرت در فرزندان

وظیفه والدین همانا ایجاد ایمان و القای حقایق به فرزندان است. پدر یا مادر می‌توانند در خانواده مرتباً  این را در عمل به فرزندان خود بیاموزند و بگویند فرزندم! خداوند این کار تو را در روز قیامت به تو نشان خواهد داد. یعنی این عمل تو در قیامت حضور پیدا می‌کند. به فرزندان خود بگوییم که ما در این دنیا برای یک دوران موقّت آمدیم و بعد از آن به سوی خدا برمی‌گردیم. با همین بیانات ساده‌، خود را مقیّد به آخرت نشان بدهیم. وقتی پدر یا مادر بگویند که فرزندم من از عذاب خدا می‌ترسم، برای همین کارهای خوبی انجام می‌دهم تا آخرتم آباد شود. همین‌ بیان حقیقت برای فرزندان است که مسأله معاد در دل آنها تثبیت ‌شود.

پس طبق دستور قرآن، در مورد مسأله معاد باید به فرزندان خود سه نکته را بیاموزیم:

  • اولاً بازگشت همه ما به سوی خدا است.
  • دوم اینکه خداوند در روز قیامت به ما خبر می‌دهد که در دنیا چه کارهایی انجام دادیم.
  • و نکته سوم اینکه حتی کوچکترین اعمال ما هم مورد محاسبه قرار می‌گیرد. اگر عمل ما در دل صخره‌ای یا زیر سنگی باشد یا در گوشه‌ای از آسمانها و یا در مرکز زمین باشد، «یَأْتِ بِهَا اللَّـهُ؛ خدا آن را خواهد آورد».

یعنی به فرض حتی اگر کسی به سفر فضایی رفت و در آنجا عملی از او سر زد، ذکری گفت یا حرفی زد، این عمل در پرونده او ثبت می‌شود و خداوند در روز قیامت این عمل را ظاهر می‌کند و مورد حساب و کتاب قرار می‌دهد. این نکته جالبی است و می‌توانیم آن را به فرزندان خود نیز بیاموزیم که عمل ما در قیامت حضور پیدا می‌کند. البته باید این مسأله را برای آنها ملموس کنیم که دیدن عمل خود در قیامت به چه معناست. سپس با بیان نکات قرآنی و تکرار آنها، کاری کنیم که مسأله معاد در قلب فرزندان ما تثبیت ‌شود.

ما باید به فرزندان خود بیاموزیم که خدا حتی نیت‌های شما را نیز می‌خواند و اگر در دنیا، بر اساس نیّتی عملی انجام داده باشید حتی یک عمل کوچک، در روز قیامت همان عمل کوچک حاضر می‌شود و وزنی خواهد داشت. حالا یا وزن مثبت یا خدایی نکرده وزن منفی و این در سرنوشت ابدی شما تأثیرگذار است.

همانطور که پدر و مادرها مدام به بچّه‌ها یادآوری می‌کنند که درس بخوانید، زیرا آینده شما در گرو درس خواندن است. هرچند ممکن است آینده او 10 یا 20 سال دیگر باشد. اما نگران هستند و مدام تذکر می‌دهند و احساس خود را به بچّه‌ها نشان می‌دهند؛ حال بیایید همین احساس را راجع به معاد نشان دهید، بگویید آینده شما در گرو این است که گناه نکنید، آینده شما در گرو این است که نماز بخوانید. شما باید برای آخرت خود ذخیره‌ای بیندوزید. همچنانی که به آنها می‌آموزیم برای 20 سال آینده خود اکنون تلاش کنند، باید به آنها بیاموزیم که به آینده و آخرت خود نیز فکر کنند. ما موظفیم که این حس را در فرزندان خود ایجاد کنیم.

ب- حضور اعمال در قیامت

در رابطه با موضوع حاضر شدن تمام اعمال انسان در روز قیامت، آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که در اینجا به یک مورد اشاره می‌کنیم و چه خوب است که بتوانیم آن را به فرزندان خود کلمه به کلمه آموزش دهیم تا توجه به آخرت در آنها زیاد شود. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا  وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّـهُ نَفْسَهُ وَاللَّـهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»[3]

روزی که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده و آنچه را از کار زشت مرتکب شده حاضر شده می‌یابد، و آرزو می‌کند که ای کاش میان او و کارهای زشتش زمان دور و درازی فاصله بود. و خدا شما را از [عذاب] خود برحذر می‌دارد؛ و خدا به بندگان مهربان است.

«مُّحْضَرًا» یعنی اینکه خداوند این اعمال را در روز قیامت حاضر می‌کند و ما آنها را می‌بینیم؛ چه اعمال خیر و چه اعمال شرّ. و بعد درباره اعمال شر می‌فرماید: در آن روز انسان بدکار آرزو می‌کند که ای کاش بین او و این اعمال بد او فاصله زیادی بود. خداوند نسبت به خودش شما را بر حذر می‌دارد که مراقب باشید، کاری نکنید که روز قیامت شرمنده خدا باشید. هرچند که خداوند نسبت به بندگان رئوف و مهربان است.

در آیات مشابه دیگری نیز قرآن کریم این مسأله را مطرح می‌کند و می‌فرماید: «وَ  وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا؛ هر کس هر عملی را که انجام داده است در روز قیامت آن را در مقابل خود حاضر می‌بینند»[4] و در انتهای آیه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّـهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ؛ خداوند لطیف و آگاه است». «لطیف» را ریزبین یا دقیق معنا کرده‌اند و مفهوم آیه این است که خداوند همه چیز را می‌بیند و هیچ عملی از دید خدا مخفی نمی‌ماند. از صفات خدا در قرآن این است که: «عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»[5]؛ خداوند حتی به آنچه که در سینه‌ها، اندیشه‌ها و احساس‌ها وجود دارد، آگاه است.

ج- محاسبه اعمال در قیامت

یکی از مباحثی که در توجه به آخرت موثر است بحث محاسبه اعمال در قیامت است. امام صادق (ع) در حدیثی نورانی فرمودند:

«اتَّقُوا الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِنَّ لَهَا طَالِباً»[6]

از گناهان کوچکی که ناچیز شمرده می‌شوند بپرهیزید که در روز قیامت از آن سوال می‌شود.

 باید بدانیم که هیچ گناهی کوچک نیست. هرچند گناه بزرگ و بزرگ‌تر داریم، ولی هر گناهی در پیشگاه خدا ناپسند است. کبائر، گناهان بزرگ‌تر هستند اما از گناهانی که کوچک شمرده می‌شود نیز باید پرهیز کرد چرا که در روز قیامت از آنها نیز مطالبه می‌شود. بعد حضرت در ادامه می‌فرمایند: «یَقُولُ أَحَدُکُمْ أُذْنِبُ وَ أَسْتَغْفِرُ؛ مبادا کسی بگوید من گناه می‌کنم آنگاه توبه می‌کنم.»، آنگاه حضرت به همین آیه در سوره لقمان استشهاد می‌کنند: «إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِّنْ خَرْدَلٍ»؛ اگر عمل شما به اندازه یک دانه خردل وزن داشته باشد، در آسمانها باشد و یا در زمین خداوند در روز قیامت این عمل شما را حتماً خواهد آورد.

اهمیت توجه به آخرت

بحث معاد از بحث‌های بسیار گسترده در قرآن کریم است، اما در اینجا تنها راجع به آموزش این‌ مفاهیم به کودکان سخن می‌گوییم. لذا به همین مختصر بسنده می‌کنیم. پس در تربیت دینی باید آخرت و معاد را به فرزندان گوشزد کنیم. پدر و مادر باید هر آنچه که می‌دانند و هر حسی که دارند در این موضوع به فرزندان منتقل کنند. چرا که هدف این است که بچّه‌ها مؤمن بار بیایند، نمی‌خواهیم فقط انسان‌های مؤدّبی باشند، بلکه می‌خواهیم مؤدّب مؤمن باشند. اگر ایمان نداشته باشند بقیّه امور نیز ارزش چندانی نخواهد داشت.


[1]– سوره لقمان، آیه 15.

[2]– همان، آیه 16.

[3] – سوره آل‌عمران، آیه 30.

[4]– سوره کهف، آیه 49.

[5]– سوره آل‌عمران، آیه 119.

[6]– الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ‏2، ص 270.