برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

بررسی آراء مختلف درباره هفت آسمان

در قرآن کریم از خلقت هفت آسمان و هفت زمین سخن به میان آمده است. آنچه در این مقاله می‌خواهیم به آن بپردازیم بررسی معنای هفت آسمان است؟ در اینجا سوالاتی به ذهن می‌آید از جمله:

  • معنای سماء در قرآن چیست؟
  • آیا هفت آسمان در قرآن با افلاک نه‌گانه در هیأت بطلمیوسی تطبیق دارد؟
  • آیا زمین محور و مرکز خلقت آفرینش است؟
  • آیا منظور از آسمان در قرآن همهٔ کائنات است؟
  • آسمان‌ها قبل از زمین خلق شده یا بعد از آن؟

در این مقاله ضمن بیان دیدگاه‌های مختلف درباره معنای هفت آسمان به سوالات بالا پاسخ داده می‌شود و بر پایه آیات قرآن کریم معنای صحیح و کامل هفت آسمان بررسی ‌شده و کیفیت خلقت آسمانها بیان می‌گردد. ابتدا چکیده مطالب را مشاهده فرمایید:

چکیده

زمین پیش از هفت آسمان بنا شده است و آسمانهای هفت‌گانه عمری کمتر از زمین دارند و این خود دلیلی است بر اینکه منظور قرآن کریم از هفت آسمان همهٔ کائنات نیست و ستاره‌های درخشانی که ما در شب می‌بینیم، نمی‌تواند از مجموعۀ هفت آسمان باشد؛ زیرا اینها هر کدام خورشیدی کهن هستند که عمر بسیاری از آنها از زمین و منظومۀ ما بسیار بیشتر است.

در خلال نظرات مختلف مطرح شده، نظری که آسمانها را کرات بعد از زمین در منظومه می‌داند، می‌تواند مورد دقت قرار گیرد. این نظر مبتنی بر آیات نهم تا دوازدهم سوره فصلت است با این عناوین که:

ـ آماده سازی زمین چهار روز زمان برده است (روز با معیار آسمانی).
ـ زمین آماده شده و سپس هفت آسمان پدیدار شده‌اند.
ـ حرکت زمین و آسمانها همزمان بوده‌اند.
ـ هفت آسمان از توده‌ای گاز پدیدار شده که این تودهٔ گاز با زمین تحت فرمان الهی به حرکت آمده‌اند.

برخی از آیات مربوط به آسمان در قیامت، دربارۀ هفت کره است و برخی مربوط به یکی از این کرات و برخی آیات مربوط به بازسازی این کرات پس از درهم ریختن آنها.


معنای سماء

سماء در لغت عرب به معنای بالا است و قرآن کریم هم آن را در همین معنا به کار برده است؛ چنان‌که دربارۀ شجرۀ طیبه (خرما) می‌فرماید:

﴿ … أَصْلُهَا ثابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّماءِ﴾ [1]

ریشۀ آن پابرجا و شاخههای آن در آسمان است.

و نیز می‌فرماید:

﴿ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَّکُمْ﴾ [2]

آبی را از آسمان نازل کرد و بدان آب باران، میوهها و دانهها برآورد تا روزی شما باشد.

خلقت هفت آسمان

هیأت بطلمیوس و بررسی نظرات در مورد هفت آسمان

منظور از هفت آسمان، هفت چیزی است که در بالای سر ما قرار دارد. دربارهٔ هفت آسمان نظرات متعددی مطرح شده است. در آغاز، برخی از اندیشمندان اسلامی بر آن شدند که هفت آسمان قرآن را با افلاک نه‌گانه هیأت بطلمیوسی منطبق گردانند. برخی آرا در این انطباق عبارتند از:

خواجه طوسی (597 ـ 672 ق): وی که متکلم مشهوری بود، تلاش کرد عدد افلاک را از 9 به 7 تقلیل دهد، اما آرای وی مورد حمایت دانشمندان قرار نگرفت.[3]

علامه مجلسی (م. 1111 ق): این محدث مشهور شیعه دربارهٔ آیۀ 29 سوره بقره که می‌فرماید: ﴿ ثُمَّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ﴾ می‌نویسد: هفت‌گانه بودن آسمان‌ها منافاتی با نه‌گانه بودن آن‌ها که در علم نجوم ثابت شده است، ندارد؛ زیرا در زبان دینی از آسمان هشتم و نهم به کرسی و عرش تعبیر شده است.[4]

مرحوم حاج ملا هادی سبزواری: ایشان ملک هشتم را کرسی و ملک اطلس (فلک نهم) را همان عرش می‌داند و علت آن را جمع بین عقل و شرع بیان می‌دارد.[5]

در آرای فوق، دلیل قانع‌کننده‌ای به چشم نمی‌خورد.

فخر رازی: به نظر وی آسمان‌های هفت‌گانه افلاک قمر، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری و زحل است که با هیأت بطلمیوس تطبیق می‌دهد.[6]

بی‌آزار شیرازی: وی عرش را کائنات لایتناهی قلمداد می‌کند و آسمان‌های هفت‌گانه را کراتی بر می‌شمارد که به دور زمین و خورشید در حرکت‌اند.[7]

برخی مقصود از آسمان‌های هفت‌گانه را مدارهای سیاراتی می‌دانند که برگرد خورشید می‌گردند.[8]

بعضی دیگر مراد از هفت آسمان را طبقات مختلفی می‌دانند که بر زمین احاطه دارد.[9]

به نظر بعضی دیگر: منظور از «سبع سماوات» هفت لایه مجزا از اتمسفر است که زمین را در برگرفته و تا هزاران کیلومتر اطراف آن ادامه می‌یابد.[10]

نظری دیگر بر آن است که آسمان‌های هفت‌گانه از منظومه شمسی شروع می‌شود و تا اعماق کائنات به پیش می‌روند که از امواج رادیویی آسمان هفتم بی‌خبریم.

10ـ به نظر برخی عدد هفت، واقعی نیست و می‌تواند تعداد زیادتری آسمان وجود داشته باشد.[11]

11ـ نظری که امروز، مشهور است این است که همه این سیارات، ستارگان و حتی کهکشان‌ها فقط آسمان اول قرآن هستند و شش آسمان دیگر خارج از دیدگاه بشری هستند. همین نظر به صورت احتمال مورد قبول تفسیر نمونه قرار گرفته است.[12]

نظر قرآن درباره هفت آسمان

هنگامی که این نظرات را به آیات قرآن کریم بازگردانیم، هیچ ‌کدام نمی‌تواند با همهٔ آیات منطبق باشد؛ جز یک نظر که امکان هماهنگی آن با آیات قرآن وجود دارد. لازم است برای بیان این نظر چند مقدمه بیان شود.

می‌دانیم که در فضا بالا و پایین وجود ندارد؛ مگر اینکه ما نسبتی را در نظر بگیریم و یا مرکزیتی را قرارداد کنیم. پیش از بیان مسأله، به نکاتی دربارۀ هفت آسمان از متن قرآن اشاره می‌کنیم.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَاداً ذلِکَ رَبُّ الْعالَمِینَ * وَجَعَلَ فِیهَا رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَبارَکَ فِیها وَقَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی أَرْبَعَهِ أَیَّامٍ سَواءً لِّلسَّائِلِینَ * ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ * فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَماوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَزَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ وَحِفْظاً ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ﴾ [13]

بگو: آیا به آن خدایی کافر می‌شوید که کرۀ خاک را ظرف دو روز آفرید؟ آیا برای او همتا می‌تراشید، همان که پروردگار عالمیان است؟ و در این ـ کرۀ خاکی ـ کوههای پا برجا از بالای آن قرار داد و در این ــ کره ــ برکت و آبادانی نهاد و خوراکیهای آن را در همان مقدر فرمود، ظرف چهار روز تمام؛ پاسخی یکسان برای همگان. سپس به سوی آسمان استوا یافت و آسمان توده‌ای بود از دود و گاز. خداوند به آن دود و به زمین گفت: «با من بیایید خواه یا ناخواه». گفتند: «می‌آییم خواهان». پس خداوند آن دودها را به هفت آسمان بیاراست، در دو روز، و وظیفۀ هر آسمانی را به آن وحی کرد و پیام داد؛ و آسمان نزدیک‌تر را با چراغهای شب‌تاب زینت بخشیدیم و در حفاظت قرار دادیم. این است تقدیر خدای عزتمند دانا.

در این آیات نکات زیر درخور توجه است:

 طولانی‌تر بودن آماده‌سازی زمین

خدای رحمان، زمین را در دو روز یا دو برهه آفرید[14] و در دو روز هم پرداخت نمود[15] و آن را آبادان کرد تا برای زندگی بشر فراهم شود. بنابراین، پرداختن به زمین در مجموع چهار روز طول کشید که با دو روزی که آسمان در آن آفریده شد، شش روز می‌شود که در آیات 38 سورۀ ق و 7 سورۀ هود بر این شش روز تصریح شده است.

بنابراین، خلقت زمین و ساختار آن در مجموع بیش از هفت آسمان زمان برده است. پس زمین و آسمان باید اموری مشابه و با یکدیگر قابل مقایسه باشند.

 مقدم بودن زمین در آفرینش

در آیات بالا به روشنی بیان شده است که خداوند پس از آفرینش زمین و آماده‌سازی آن، به آسمان پرداخته است. با این حساب زمین پیش از هفت آسمان بنا شده است و آسمانهای هفت‌گانه عمری کمتر از زمین دارند.

از این مطلب می‌توان دریافت که منظور قرآن کریم از هفت آسمان، همهٔ کائنات نیست و ستاره‌های درخشانی که ما در شب می‌بینیم، نمی‌تواند از مجموعۀ هفت آسمان باشد؛ زیرا اینها هر کدام خورشیدی کهن هستند که عمر بسیاری از آنها از زمین و منظومۀ ما بسیار بیشتر است. زمین و تودۀ گاز با هم به حرکت درآمده‌اند، پس حرکت آن تودۀ گاز، باید در مداری مانند مدار زمین شکل گرفته باشد.

 تبدیل آسمان به هفت آسمان

آن تودۀ گاز در زمان حرکت به هفت پیکره تبدیل شده و این تبدیل دو روز طول کشیده است.

حال با توجه به آنچه گذشت، فرضیۀ زیر را یادآور می‌‌شویم. شایان ذکر است که تنها این فرضیه می‌تواند با آیات قرآن منطبق باشد.

اگر خورشید را مرکز منظومه بدانیم، کراتی در مدارهای بزرگ و کوچک بر گرد آن در گردشند و هر مداری در فلکی فرضی قرار دارد. بدین ترتیب هرچه از خورشید دورتر شویم مدارها بزرگ‌تر می‌شود و همچنین فلکها به‌گونه‌ای شبیه حلقه‌های پیاز بالای یکدیگر قرار می‌گیرند.

زمین سومین کره و مدار آن، سومین مدار است و فلک آن بر فراز فلک عطارد و زهره قرار دارد. اما مریخ بالاتر از زمین است و فلک و مدار آن بر فلک و مدار زمین احاطه دارد؛ از این ‌رو مریخ نخستین آسمان زمین است. آسمان دوم زمین در هم ریخته و به صورت خرده‌سیارات موجود است و سومین آسمان زمین مشتری است و آسمانهای بعدی آن عبارت‌اند از: زحل، اورانوس، نپتون و پلوتون.[16]

جالب است که در قرآن کریم سه تعبیر زیر ملاحظه می‌شود که یک تعبیر به خود کُرات مربوط می‌شود و تعبیر دیگر به مدارها و تعبیر سوم به فلک آنها:

1ـ ﴿ وَبَنَیْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدَاداً﴾؛[17] بر فراز شما هفت شیء محکم و سخت آفریدیم.

2ـ ﴿ وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا کُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِینَ﴾؛[18] ما بر فراز شما هفت راه و مدار را آفریدیم و از خلق بی‌خبر نیستیم.

3ـ ﴿ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاواتٍ طِباقاً …﴾؛[19] آن خدایی که هفت آسمان را طبقه‌طبقه آفرید.

روشن است که تعبیر «شِدَاداً» می‌تواند به خود کرات باز‌گردد و «طَرَائِقَ» به مدارهای آنها و «طِباقاً» به فلکهای آنها.

با دقت در نظرات گوناگون می‌توان دریافت که تنها این نظر می‌تواند با مجموعۀ آیات مربوط منطبق باشد. آیۀ زیر نیز قرینه‌ای دیگر در تأیید این نظر است:

﴿ أَوَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ أَفَلا یُؤْمِنُونَ﴾ [20]

آیا کافران نمیدانند که آسمانها و زمین چسبیده بودند و ما آنها را شکافتیم و جدا کردیم و همهٔ موجودات زنده را از آب قرار دادیم، آیا باز هم ایمان نمیآورند.

 نقد نظر مشهور درباره هفت آسمان

البته دربارۀ هفت آسمان یک نظریه مشهور شده است که شایسته است در اینجا ارزیابی شود. قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ … وَزَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ …﴾ [21]

ما آسمان دنیا را به چراغها آذین بستیم.

این آیه و آیاتی نظیر آن که دربارۀ زینت آسمان دنیا سخن می‌گوید، باعث پیدایش این نظریه شده است که آنچه ما در شب در آسمان می‌بینیم، ستارگان شب‌تاب آسمان اول هستند و آسمان دوم برای ما مشهود و معلوم نیست.

پیش‌تر دیدیم که این نظر با آیاتی دیگر دربارۀ آسمانها سازگاری ندارد؛ زیرا هفت آسمان پس از زمین به وجود آمده‌‌اند، در حالی که ستارگان شب‌تاب هر کدام یک خورشید هستند. به ویژه که قرآن کریم همین چراغهای زینتی را سبب رجم شیاطین می‌داند.

چراغهای آسمان

واقعیّت این است که این چراغها که در قرآن بیان شده است، ستارگان مشهود ما نیستند، بلکه سنگ‌پاره‌های آسمانی از جرقه‌های کرۀ منهدم‌ شدۀ میان مریخ و مشتری هستند.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیَا بِزِینَهٍ الْکَواکِبِ * وَحِفْظاً مِّنْ کُلِّ شَیْطانٍ مَّارِدٍ * لَّا یَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَیُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جانِبٍ﴾ [22]

ما آسمان نزدیکتر را با زیور کوکبها آذین بستیم و آن کوکبها ـــ و سیارکها ـــ را دژی ساختیم برای جلوگیری از هر شیطان سرکش تا گوش فرا ندهند به ملأ اعلی ـــ و کارگزاران عالم بالا ـــ و سنگباران شوند از هر سوی.

مصابیح که در آیه قبلی آمده است جمع مصباح و به معنای چراغها است. کواکب نیز جمع کوکب است و کوکب در لغت به معنای جرقۀ آتش است؛ چنان‌که گفته می‌شود: «کوکب الحدید». عرب ستارگان را از این جهت کوکب می‌خواند که مانند جرقۀ آتش کوچک و درخشان هستند. این کوکبها چراغ آسمان اول و سبب زینت آن هستند و بر اساس نظریه‌ای که بیان شد اینها زینت و چراغ مریخ‌اند که آسمان اول و نزدیک‌تر است و از افق مریخ کاملاً مشهود هستند. افزون بر این، همین «کواکب» و «چراغها» سبب رجم شیاطین هستند تا نتوانند از محدوده‌ای بالاتر روند.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُوماً لِّلشَّیاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذابَ السَّعِیرِ﴾ [23]

و در حقیقت، آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم و آن را مایۀ طرد شیاطین [ قواى مزاحم] گردانیدیم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‌‏ایم.

ضمیر «ها» در «جَعَلْنَاهَا» به مصابیح برمی‌گردد و معنای آیه چنین می‌شود:

ما آسمان دنیا را به چراغهایی زینت بستیم که این چراغها را «رجوم» برای شیاطین قرار دادیم.

معنای رجم شیاطین

«رجوم» جمع «رَجم» به معنای سنگ انداختن است. می‌دانیم که غیر از دو کره‌ای که در منظومۀ ما قرار دارند و ما گاهی آنها را می‌بینیم،[24] بقیۀ آنچه که به عنوان ستاره و چراغ در شب می‌بینیم، مرکز منظومه‌ها هستند.

حال سؤال این است که آیا خداوند اینها را برای شیاطین «رجم» قرار داده است؟ اینها در آسمان نسبت به ما ثابت هستند در حالی که «رجم»، چیزی است که پرتاب می‌شود. پس منظور از این چراغها، نمی‌تواند کرات آسمانی یا ستارگان ثابتی باشد که در شب دیده می‌شود. قرآن کریم نیز هیچ‌گاه نفرموده است که ما نجوم را رجم شیاطین قرار دادیم. اما دربارۀ اینکه رجم شیاطین چگونه و به چه دلیل است، در آیات قرآن کریم اشاراتی وجود دارد.

به این ترتیب که شیاطین به فضا صعود می‌کردند و در جایگاههایی، بر روی سنگ‌پاره‌ها، می‌نشستند و بر آنچه توسط فرشتگان الهی نازل می‌شد، گوش می‌دادند، اما پس از نزول قرآن، راه آسمان بر شیاطین بسته شد. از آن پس اگر شیاطین بخواهند از محدوده‌ای مشخص فراتر روند، سنگباران می‌شوند و به منطقۀ فرشتگان راه نمی‌یابند:

﴿ لَّا یَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى …﴾ [25]

شیاطین دیگر نمیتوانند به حرفهای ملأ اعلی گوش بدهند و استراق سمع کنند.

«ملأ» در اصطلاح قرآن، به معنای «سرانِ قوم و مجریان امور» است؛ مانند: «ملأ فرعون»،[26] «ملأ حضرت سلیمان»[27] و «ملأ بلقیس».[28] دربارۀ سران قوم نوح آمده است: ﴿ قَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ …﴾ [29]

قرآن کریم در دو آیه از «ملأ اعلی» سخن گفته است که منظور از آن کارگزاران الهی در عالم بالا هستند؛ به بیانی دیگر جمعیت سران و کارگزاران عالم بالا، که به فرمان خداوند در خدمت روح القدس هستند و فرمان ربوبی را از طریق روح القدس می‌گیرند و اجرا می‌کنند و سپس به جایگاه خود برمی‌گردند، ملأ اعلی هستند.

گویا قرآن کریم درصدد بیان این نکته است که محافظتی در آسمان صورت گرفته است و شیاطین نمی‌توانند به آنجا راه یابند و به صحبتهای ملأ اعلی و فرشتگان گوش بدهند. پس بر اساس این آیات شریف، آذین بستن آسمان با حفظ همراه است، یعنی همان چیزی که وسیلۀ زینت است، وسیلۀ محافظت هم هست و همان چراغها وسیلۀ رجم هم هستند و دیگر شیاطین نمی‌توانند استراق سمع کنند و اگر بخواهند از منطقه‌ای عبور کنند، از هر طرف سنگباران می‌شوند.

﴿ لَّا یَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَیُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جانِبٍ * دُحُوراً وَلَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ * إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَهَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ﴾ [30]

[به طورى که] نمی‌توانند به انبوه [فرشتگانِ] عالَم بالا گوش فرا دهند، و از هر سوى پرتاب می‌شوند. با شدت به دور رانده می‌شوند و برایشان عذابى دایم است. مگر کسى که [از سخن بالائیان] یکباره استراق سمع کند، که شهابى شکافنده از پى او می‌تازد.

در جای دیگری می‌فرماید:

﴿ وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ * وَحَفِظْنَاهَا مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ رَّجِیمٍ * إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِینٌ﴾ [31]

و به یقین، ما در آسمان بُرجهایى قرار دادیم و آن را براى تماشاگران آراستیم و آن را از هر شیطان رانده‌شده‌‏اى حفظ کردیم. مگر آن کس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابى روشن او را دنبال می‌کند.

کوتاه سخن اینکه آنچه سبب زینت آسمان دنیا، یعنی نزدیک‌ترین آسمان می‌شود، شهاب‌سنگهای سرگردانی هستند که از کرۀ مریخ به راحتی دیده می‌شوند و شب زیبایی را برای آن به وجود می‌آورند و البته از زمین هم با رصد کردن می‌توان آنها را دید.

طرح این نکته، دربارۀ هفت آسمان از یک جهت دیگر هم اهمیت پیدا می‌کند. هنگامی‌که به آیات مربوط به آسمانها در حادثۀ قیامت بر‌می‌خوریم، تمام کائنات را تصور نکنیم، بلکه مجموعه‌ای هماهنگ با زمین را در نظر بگیریم و در حقیقت تنها به فضای منظومۀ شمسی بیاندیشیم. در این صورت برخی از آیات مربوط به آسمان در قیامت، دربارۀ هفت کره خواهد بود و برخی مربوط به یکی از این کرات و برخی آیات مربوط به بازسازی این کرات پس از در‌هم ریختن آنها؛ مانند این آیه که می‌فرماید:

﴿ یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ﴾ [32]

روزى که آسمان را همچون در هم پیچیدن صفحۀ نامه‌‏ها درمی‌پیچیم.[33] همان‌گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم، دوباره آن را بازمی‌گردانیم. وعده‏‌اى است بر عهدۀ ما، که ما انجام‌دهندۀ آن هستیم.

چرا خورشید مرکز است؟

در این زمینه سؤالهایی مطرح شده که شایسته است به آنها جواب داده شود.

اشکال: اگر در فضا بالا و پایین نداریم چه دلیلی وجود دارد که بگوییم خداوند خورشید را مرکز گرفته است؟ این قرارداد ماست.

پاسخ: از آنچه درباره آسمان، در آیات نهم تا دوازدهم سوره فصلت استفاده شد به این نتیجه می‌رسیم که بهترین نظر درباره هفت آسمان این است که هفت کره‌ای هستند که بعد از زمین قرار دارند و اینها به یک معنا، بالای سر ما هستند چون مدار آن‌ها بالاتر از مدار زمین است و فلک فرضی آن‌ها فلک زمین را در برگرفته و مانند حلقه‌های پیاز روی یکدیگر قرار دارند. همهٔ این کرات زمین و کرات بعدی بر گرد خورشید می‌گردند؛ پس خورشید مرکز است.

آسمانها زودتر خلق شده یا زمین؟

اشکال: درباره مقدم بودن آماده‌سازی زمین نسبت به آسمان‌ها در تفسیر المیزان آمده است که: «ثمّ» صرفاً بعدیّت در خبر را می‌رساند نه بعدیّت به حسب وجود و تحقق را. مؤید این قول این آیات از سورۀ مبارک نازعات است: ﴿ … أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا (27) … وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا (30) أَخْرَجَ مِنها مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا (31) وَالجِبَالَ أَرْسَاهَا (32)﴾ است.

عبارت نمونه: در تعبیر به «ثمّ» ـ«سپس»ـ معمولاً برای تأخیر در زمان می‌آید ولی گاه به ‌معنی تأخیر در بیان نیز است …

معنای دوم با آیات دیگر قرآن موافقت دارد، چرا که در سوره نازعات چنین می‌فرماید: ﴿ أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا (27) رَفَعَ سَمْکَهَا فَسَوَّاهَا (28) وَأَغْطَشَ لَیْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا (29) وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا (30) أَخْرَجَ مِنهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا (31) وَالجِبَالَ أَرْسَاهَا (32) مَتَاعًا لَّکمُ‏ وَلِأَنْعَامِکُمْ (33)﴾

این آیات به خوبی روشن می‌سازد که گسترش زمین و جوشیدن چشمه‌ها و پیدایش درختان و مواد غذایی همه بعد از آفرینش آسمان‌ها صورت گرفته است. در حالی که اگر ثمّ را به تأخیر زمانی تفسیر کنیم باید بگوییم همهٔ اینها قبل از آفرینش آسمان صورت گرفته است.

پاسخ: با در نظر گرفتن قداست و عظمت مفسران بزرگوار باید عرض کنیم که: متأسفانه در تفاسیر مذکور، یک نکته مورد غفلت قرار گرفته که چاره‌ای جز این ندیده‌اند که «ثمّ» را از معنای واقعی خود که تأخیر زمانی است، خارج سازند.

مطلب این‌گونه است که در آیات سوره‌های فصلت و نازعات که به ظاهر با هم ناسازگارند، دو مطلب مورد بحث است نه یک مطلب و این ناسازگاری به خاطر آن است که دو مطلب را یک مسأله دیده‌اند؛ توضیح اینکه یک بار سخن از بنای آسمان است و بار دیگر سخن از تبدیل آن یک آسمان به 7 آسمان. به این صورت که:

بنای آسمان بر اساس آیات سورۀ نازعات قبل از پردازش زمین بوده است، زیرا آسمان به صورت توده‌ای گاز آفریده شده؛ چنان‌که در سوره فصلت می‌فرماید: پس از پردازش، زمین بر آسمان مستوی گردید درحالی که آسمان توده‌ای گاز بود. سپس به آن توده گاز و به زمین فرمان حرکت داد و آن را در دو روز به صورت هفت پیکرۀ آسمانی آراست. پس وجود این تودۀ گاز (آسمان) قبل از پردازش زمین بوده و تبدیل آن به هفت آسمان پس از پردازش زمین.

در سورۀ نازعات اول بنای این یک آسمان که توده‌ای گاز بود را ذکر می‌کند و می‌فرماید زمین را پس از بنای این یک آسمان گسترش داد ﴿ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا﴾؛ و در سورۀ فصلت ادامه بحث را می‌فرماید که پس از دحو الارض و قرار دادن کوه‌ها و ایجاد برکت و امکانات رزق و روزی در زمین به آن تودۀ گاز ـ که پیشتر آفریده شده بود ـ پرداخت. و آن را با زمین به حرکت آورد و به هفت آسمان تبدیل کرد.

مراحل خلقت هفت آسمان و زمین

به طور خلاصه می‌توانیم مراحل خلقت و آماده ‌سازی زمین و آسمان و هفت آسمان را بدین‌گونه از آیات استفاده کنیم:

1ـ خلقت زمین و آسمان با یکدیگر در زمان دو روز (ولی آسمان یک آسمان بود و به صورت توده‌ای از گاز).

2ـ ایجاد کوه‌ها و امکانات حیات و رزق و روزی در زمین در دو روز که با دو روز خلقت اولیه مجموعاً چهار روز می‌شود (بعد از بنای آسمان و قبل از پیدایش هفت آسمان).

3ـ رفتن به سراغ آسمان که توده‌ای گاز بود و حرکت آن به همراه زمین و سپس تبدیل آن به هفت آسمان (و طبق نظر مذکور به هفت کره منظومه) در دو روز (بعد از پردازش زمین) که مجموعۀ خلقت و ساخت و ساز زمین و هفت آسمان، در شش روز به پایان می‌رسد.

با این حساب بین دو آیه مذکور اصلاً تعارضی وجود ندارد تا مجبور شویم کلمه «ثمّ» را از معنی اصلیش خارج سازیم.

در این زمینه آیۀ بیست و نهم سورۀ بقره نیز همین مطلب را بیان می‌دارد که آسمان وجود داشته و پس از آماده‌سازی زمین خداوند آن را به هفت آسمان تبدیل کرده است.

﴿ هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَىْءٍ عَلِیمٌ﴾

اوست که آنچه را در زمین است برای زندگی شما (انسانها) آفرید، سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چیزی داناست.

آیا از آنچه گذشت این نکته روشن نمی‌شود که آسمان‌های هفت‌گانه چیزهایی در حدود زمین و قابل مقایسه با آن هستند و نمی‌توانند همهٔ کائنات باشند؟ زیرا کائنات هم‌زمان با زمین آفریده نشده و پس از پردازش زمین پدیدار نگشته‌اند.

آیا از آنچه گذشت و به خوبی معلوم نمی‌شود که این همه ستارگان که شب‌ها می‌بینیم هر کدامشان خورشیدی هستند و نوعاً عمری بسیار بیشتر از زمین دارند و نمی‌توانند آسمان اول باشند؟

آیا به خوبی نمی‌توان فهمید که آنچه رجم شیاطین است این خورشیدها نیستند که ستارگان قابل رؤیت ما هستند.

در سورۀ مبارک جن، قرآن از سر جنیان و شیاطین به سوی آسمان‌ها پرده برمی‌دارد و آن‌ها را ـ اگر از حدود خود تخطی کنند ـ در معرض شهاب سنگ‌های آسمانی معرفی می‌کند؛ گویا جنیان (و شیاطین جن) به سوی آسمان می‌روند ولی از منطقه‌ای نمی‌توانند بالاتر روند و این همان منطقۀ ممنوعه است که راه را بر جنیان بسته‌اند و شیاطین نمی‌توانند از آن عبور کنند.

به آیات زیر توجه کنیم:

بگو به من وحی شده است که جمعی از جنیان قرآن را شنیدند و سپس گفتند ما قرآن شگفتی را شنیدیم، به راه رشد هدایت میکند. پس ما بدان ایمان آوردیم و دیگر هرگز به خدای خود مشرک نخواهیم شد ….[34]

جنیان ادامه دادند: ما به سوی آسمان رفتیم، پس یافتیم که فضای آسمان از نگهبانان بسیار جدی و از شهاب‌ها پر شده است. ما (پیش از نزول قرآن) مرتباً در جایگاه‌هایی برای شنیدن (اسرار آسمانی) می‌نشستیم، اما اینک هر که گوش فرا کشد می‌یابد که تیرشهابی در کمین اوست.

اگر دقت شود این مباحث درباره جنیان و شیاطین و این تیرهای شهاب همه به اطراف زمین مربوط می‌شود و آسمان دنیا و شش آسمان دیگر هم در همین حوزه، قابل تأمل خواهد بود.

با بیان این نکات، حال به مسأله هفت آسمان مجدداً توجه کنید. اگر به عنوان یک نظر مطرح شده که آسمان‌های هفت‌گانه می‌توانند هفت کره بعد از زمین در منظومه شمسی باشند، آیا سخنی غیر قابل باور است؟

البته باید هفت کره پس از زمین باشد که عنوان بالاتر بودن صدق کند زیرا در فضا بالایی و پایینی وجود ندارد، مگر نسبیتی در نظر گرفته شود. مثلاً منظومه شمسی با مرکزیت خورشید تشکیل شده است. هر کره‌ای مداری و فلکی فرضی دارد. روشن است که زهره با این نگاه بالای عطارد است و زمین بالاتر از زهره. (مدار زهره، داخل مدار زمین است) پس هفت کره بالای یکدیگر قرار گرفته‌اند. اولین فلک و مدار بالاتر از زمین مربوط به مریخ است؛ و سپس دیگر کرات تا آخرین سیاره.[35]

Cinque Terre

آخرین سفر

این مقاله بخشی از درس‌های معاد است که توسط استاد ارجمند دکتر سید محسن میرباقری در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. معاد یکی از چهار درس عقاید است که با نام «آخرین سفر» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


[1]. سورهٔ ابراهیم/ 24.

[2]. سورهٔ بقره/ 22؛ سورهٔ ابراهیم/ 32.

[3]. محمّد باقر، بهبودی، هفت آسمان، ص 8.                 

[4]. محمّد باقر، مجلسی، بحار الانوار، 54/5.

[5]. سبزواری، شرح منظومه، قسمت فلسفه، 269.

[6]. رازی، التفسیر الکبیر، ج 1، ص 156.

[7]. بی‌آزار شیرازی، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، ص 154 ـ 167.

[8]. تعلیق الجزاء، المنتخب فی التفسیر، ج 1، ص 16، به نقل از التفسیر العلمی فی المیزان، ص 384.

[9]. همان.

[10]. مرادی، رازهای آسمان هفت‌گانه، ص 84 به بعد.

[11]. طنطاوی، تفسیر الجواهر، ج 1، ص 46.

[12].ناصر، مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه، ذیل طلاق/12.

[13]. سورهٔ فصّلت/ 12 ـ 9.

[14]. یوم به معنای برهه‌‌ای از زمان است و روز زمینی ما (24 ساعت) مصداقی از آن است؛ همچنان‌که ساعات به معنای برهه‌ای کوتاه از زمان است و نه شصت دقیقۀ ما.

[15]. آیات 9 تا 12 سورۀ فصّلت.

[16]. تفصیل این تئوری را در کتاب هفت آسمان نوشتۀ استاد محمّدباقر بهبودی ملاحظه فرمایید.

[17]. سورهٔ نبأ/ 12.

[18]. سورهٔ مؤمنون/ 17.

[19]. سورهٔ ملک/ 3.

[20]. سورهٔ انبیاء/ 30.

[21]. سورهٔ فصّلت/ 12.

[22]. سورهٔ صافات/ 8 ـ 6.

[23]. سورهٔ ملک/ 5.

[24]. یکی کرۀ زهره، که اوّل شب پیدا می‌شود و دیگر کرۀ مشتری که گاه با چشم غیرمسلّح نیز دیده می‌شود.

[25]. سورهٔ صافات/ 8؛ شرح آن گذشت.

[26]. سورهٔ اعراف/ 103.

[27]. سورهٔ نمل/ 38.

[28]. سورهٔ نمل/ 29 و 32.

[29]. سورهٔ اعراف/ 66.

[30]. سورهٔ صافات/ 10 ـ 8.

[31]. سورهٔ حجر/ 18 ـ 16.

[32]. سورهٔ انبیاء/ 104.

[33]. در قدیم نامه‌ها را میان جلدی قرار می‌دادند و آن را به صورت لوله‌پیچ می‌بستند و به مقصد ارسال می‌کردند. کرات سحابی منظومه، که از گردش گازها بر گرد یکدیگر آرام آرام سرد و جامد شده‌اند، به همین صورت شکل گرفته‌اند و تصویری که از سحابیها در کتب مربوط آمده است، همین‌گونه است:

[34]. جنّ/ 1و 2.

[35]. برای اطلاعات بیشتر ر.ک: محمّدباقر بهبودی، هفت آسمان.