برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

صبر و استقامت در سیره معصومین و انبیای الهی (ع)

پیشوایان الهی همواره ما را به صبر و بردباری توصیه کرده‌اند. زندگی ائمه اطهار و انبیای الهی (ع) پر است از نمونه‌های صبر و استقامت در برابر مشکلات که برای ما بسیار آموزنده است. در این مقاله به بررسی اهمیت صبر و جایگاه ویژه آن در قرآن و سیره معصومین (ع) می‌پردازیم. برخی از موضوعات مطرح شده در این مقاله عبارتند از:

  • انواع صبر
  • رابطه ایمان و صبر
  • جایگاه صابران
  • نمونه‌هایی از صبر و بردباری معصومین و انبیای الهی (ع)
  • همراهی خداوند با صابران
  • جنبه فردی و اجتماعی صبر

چکیده

  • اصل صبر و استقامت یکی از اصول برگرفتۀ از قرآن و سیره معصومین (ع) است.

  • صبر بر مصائب، صبر بر گفتارها، صبر در نشست و برخاست با فقرا از جمله انواع صبر است.

  • صبر از نشانه‌های اصلی و برتر ایمان و یکی از مهمترین آثار ایمان است.

  • خداوند متعال صابران را چنان درجه‌ای عطا کرده که همسنگ پیامبر و خاندانش بر ایشان صلوات فرستاده است.

  • صبر و بردباری جنبه‌های فردی و اجتماعی دارد. در آموزه‌های اسلامی به جنبه اجتماعی صبر نیز توجه شده است.

صبر و استقامت

یکی از اصول حاکم بر زندگی اهل‌بیت (ع) که برگرفته از قرآن و مورد توصیۀ آن است، اصل صبر و استقامت است. خداوند متعال در قرآن به پیغمبر خود برای کسب توفیق افزون‌تر توصیه‌ای می‌فرماید:

«فَلِذلِکَ فَادعُ وَاستَقِم کَما أُمِرتَ»[1]

پس برای این منظور دعوت کن و [در راه دعوت خویش] آن‌گونه که به تو امر شده استقامت بورز.

نیز در آیات دیگری به گونه‌ها و جایگاه‌های متفاوتی از صبر اشاره می‌کند:

1.‌ صبر و استقامت بر مصائب

«وَ اصبِر عَلى ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِن عَزمِ الأُمورِ»[2]

و بر آسیبی که بر تو وارد آمده شکیبا باش. این [حاکی] از عزم [و ارادۀ تو در] امور است.

2. شکیبایی هنگام شنیدن سخنان ناخوشایند

«وَ اصبِر عَلى ما یَقولونَ»[3]

 و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش.

3. شکیبایی در نشست و برخاست

«وَ اصبِر نَفسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدعونَ رَبَّهُم بِالغَداهِ وَالعَشِیِّ»[4]

و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند شکیبایی پیشه کن.

اگر صبر و بردباری پیامبر اکرم (ص) نبود در بسیاری جاها کاری از پیش نمی‌رفت.

رابطه ایمان و صبر

حج اعمال گوناگونی همچون سعی، رمی، جمره و عرفات و منا و مشعر دارد، امّا هنگامی که از پیامبر سؤال شد: «مَا الْحَجُّ؛ حج چیست؟» ایشان پاسخ داد: الحَجُّ عَرَفَهُ؛ حج عرفه است. این سخن پیامبر بیانگر آن است که اگر کسی همۀ اعمال حج را به جا آورد و عرفه را درک نکند، حجّ او باطل است و به عبارتی اساس حج، عرفه است. و در جای دیگری از آن حضرت سؤال می‌شود: ایمان چیست؟ و آن حضرت می‌فرماید: «ایمان صبر است». به این معنی که صبر چنان پایگاه و جایگاه مهمّی دارد که از نشانه‌های اصلی و برتر ایمان و اثر مهم آن به شمار می‌آید.

جایگاه ویژه صابران

از این رو قرآن در بیان امتیازات بهشتیان می‌فرماید که فرشته‌ها این‌گونه نیز به بهشتیان سلام می‌کنند:

 «سَلامٌ عَلَیکُم بِما صَبَرتُم»[5]

سلام بر شما به پاس صبری که کردید.

همچنین خداوند متعال صابران را چنان درجه‌ای عطا کرده که همسنگ پیامبر و خاندانش بر ایشان صلوات فرستاده است. در سرتاسر قرآن دو دسته را خداوند مشمول صلوات خود قرار داده است. دستۀ نخست رسول گرامی خدا و خاندان پاک اوست.

«إِنَّ اللَّـهَ وَمَلائِکَتَهُ یُصَلّونَ عَلَى النَّبیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا صَلّوا عَلَیهِ وَسَلِّموا تَسلیمًا»[6]

خدا و فرشتگان بر پیامبر او صلوات می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او صلوات فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید.

دستۀ دیگر، صابران هستند:

«وَبَشِّرِ الصّابِرینَ * الَّذینَ إِذا أَصابَتهُم مُصیبَهٌ قالوا إِنّا لِلَّـهِ وَإِنّا إِلَیهِ راجِعونَ * أُولـئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَرَحمَهٌ»[7]

 و مژده ده صابران را * [همان] کسانی که چون مصیبتی به آنان برسد، می‌گویند: ما از آنِ خدا هستیم،  به سوی او بازمی‌گردیم * بر ایشان صلوات و رحمتی از پروردگارشان باد.

صبر و استقامت بی‌نظیر پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) در بیان شدّت آزار و اذیّتی که در دوران حیات پاک خود دیدند فرمودند:

مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثلَ مَا أُوذیتُ[8]

 هیچ پیغمبری به اندازۀ من اذیّت نشد.

با این اندازه آزار و اذیّت و به دنبال آن صبر بی‌نظیر حضرت، خداوند متعال در قرآن کریم به او می‌فرماید:

«فَاصبِر کَما صَبَرَ أُولُوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ»[9]

تو نیز صبر کن همان‌گونه که پیامبران بزرگِ صاحب رسالت صبر کردند.

البتّه با آن‌که همواره خداوند متعال پیامبرش را به صبر کردن به کردارِ پیامبران اولوالعزم سفارش کرده است از اقتدا به برخی دیگر بازداشته است:

«وَلا تَکُن کَصاحِبِ الحوتِ»[10]

 مثل صاحب ماهی (یونس) نباش.

حضرت یونس در تبلیغ رسالت خود عجله کرد و زود قوم خود را رها نمود. اگر می‌ماند می‌توانست در تبلیغ خود توفیق بیشتری به دست آورد:

«وَ ذَالنّونِ إِذ ذَهَبَ مُغاضِباً»[11]

و ذوالنون که خشمگین [قوم خود را] ترک گفت.

اهمیت صبر و استقامت در ماجرای موسی و خضر (ع)

نیز سخن حضرت امام کاظم (ع) در خور این بحث است که فرمود: حضرت موسی (ع) اگر در دیدار خود با حضرت خضر (ع) اندکی صبر و استقامت می‌کرد، قطعاً چیزهای بسیاری یاد می‌گرفت. امّا افسوس که حضور او در کلاس آن استاد از سه جلسه تجاوز نکرد و حضرت خضر (ع) به دلیل ناشکیبایی موسی (ع) او را دیگر نپذیرفت و به او گفت:

«إِنَّکَ لَن تَستَطیعَ مَعِیَ صَبراً»[12]

 تو هرگز نمی‌توانی همپای من صبر کنی.

بردباری سیره امامان معصوم و انبیای الهی (ع)

صبر و بردباری اصل روشن و ثابتی در زندگی امامان ماست. همگی ائمه (ع) در زندگی خویش با گرفتاری‌های مختلفی روبرو بوده‌اند. حضرت امام صادق (ع) و نیز فرزندش، حضرت امام موسی کاظم (ع) داغ از دست دادنِ فرزند دیدند. پیامبر اکرم (ص) فرزندش را از دست داد. برخی از آن بزرگواران همسران ناشایستی داشتند. همان‌گونه که پیامبرانی همچون نوح و لوط (ع)زنانِ بدکرداری داشته‌اند، برخی همسران پیامبر (ص) -به تصریح آیاتی از سورۀ تحریم- او را اذیّت می‌کردند.

 همسرانِ امام حسن مجتبی و امام جواد (ع)قاتلانِ آن‌ها بودند. گذشته از بی‌مهری برخی همسران و مصیبت فقدان فرزند، فقر در زندگی بسیاری از ایشان به چشم می‌خورد. گاهی پیش می‌آمد که سه روز در خانۀ حضرت زهرا (س) غذایی نبود و چهرۀ فرزندانش، امام حسن و امام حسین (ع) به زردی می‌گرایید، و بسیاری مشکلات و دشواری‌های دیگر که آن بزرگواران را رنج می‌داد.

از مشکلات زندگی امامان از آن رو یاد می‌کنیم که به خاطر داشته باشیم زندگی آنان نیز با دشواری‌ها و گرفتاری‌های بسیاری همراه بوده است. پیامبر گرامی (ص) سه سال از عمر مبارک خویش را در شعب ابی طالب تبعید بود، و چه بسیار سختی‌ها و رنج‌ها که در عام الحزن کشید. در آن سال پر اندوه، همسر گرامی و عموی خود ابوطالب را، که دو یارهمدل و باوفای او بودند از دست داد.

 حتّی خیلی پیش‌تر با مشکلات فراوانی رودررو بود. در آغاز زندگی و پیش از تولّد پدر بزرگوارش را از دست داد و یتیم چشم به این جهان گشود، سپس چند سالی از زندگی‌اش نگذشته بود که مادرش نیز دنیا را وداع گفت. به این ترتیب دو پشتوانۀ مهم زندگی خود را از دست داد. با این حال هرگز عنان صبر از کف نداد و با شکیبایی و استقامت زندگی خود را ادامه داد.

صبر و استقامت حضرت امام حسین (ع)

 صبر و استقامت حضرت امام حسین (ع) در روز عاشورا نمونه‌ای است بی‌همتا و شگفتی برانگیز که روزگار هرگز مانند آن به خود ندیده است. داغدیده‌ای که در آن شرایط دشوار تک‌تک فرزندان و یاران و آشنایان خود را به طرز دردناکی از دست می‌دهد، با آن حال بدون هیچ گله و شکوه‌ای تسلیمِ رضای پروردگارش بود. خواهر گرامی ایشان، حضرت زینب کبری (س) که یار و غمخوار او در صحرای کربلا بود نیز نمونۀ شکوهمند دیگری از شکیبایی بی‌نظیر این خاندان است. ایشان با انبوه مصیبت‌هایی که شاهد آن بود هنگامی که شرح حالش را جویا شدند فرمود:

مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمیلًا[13]

چیزی جز زیبایی ندیدم.

بر همین شیوه در قرآن کریم دعایی آمده که بسیار به خواندن آن سفارش شده است.

«رَبَّنا أَفرِغ عَلَینا صَبراً وَ ثَبِّت أَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَى القَومِ الکافِرینَ»[14]

پروردگارا، بر [دل‌های] ما صبر فرو ریز، و گام‌های ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

حضرت امام جعفر صادق (ع) فرزندی داشت که به شدّت بیمار گشت و معالجۀ او سودی نبخشید. هنگامی که در بستر بیماری واپسین ساعات خود را می‌گذرانید حضرت بسیار برای او اندوهگین بود. پیوسته به فرزندش سرمی‌زد و اظهار نگرانی می‌کرد از او دلجویی می‌نمود. عاقبت فرزند از دنیا رفت. امّا شگفت آن‌که حضرت در آن هنگام آرام نشست و دیگر اثری از ناراحتی و نگرانی در چهرۀ او نبود. از او دلیلِ این رفتارش را پرسیدند. حضرت فرمود:

إِنَّا أَهلَ البَیتِ إِنَّما نَجزَعُ قَبلَ المُصیبَهِ فَإِذا وَقَعَ أَمرُ اللَّهِ رَضینا بِقَضائِهِ وَ سَلَّمنا لِأَمرِهِ[15]

ما اهل‌بیت همیشه پیش از وقوع مصیبت بی‌تابی می‌کنیم. پس اگر امر خدا (مرگ) پیش آید به قضای او راضی می‌گردیم و تسلیم امر او می‌شویم.

بر پایۀ این شیوه است که زندگی امامان سرشار از شکیبایی و تحمّل مصائب است. چهارده سال -بیشتر یا کمتر- زندانی حضرت امام موسی کاظم (ع) به طول انجامید، تبعیدهای سخت امام عسکری (ع) و در رأس همۀ آن‌ها شکیبایی بی‌بدیل حضرت امیر مؤمنان (ع) نمونه‌های آشکار این موضوع است. از حضرت امام جعفر صادق (ع) پرسیدند: «شکیبا‌ترین، صابران کیست؟» حضرت فرمود: جدّم، امیر مؤمنان صابرترینِ صابران بود.

 زندگی پر از مشکلات آن حضرت از غصب حقش و آزار همسرش تا اخباری که از سرنوشت دلخراش فرزندان خود در آینده دارد و سه جنگ دشوار که در حکومت چند ساله‌اش برای او پیش آوردند. همگی گواهِ آشکار سخن حضرت امام صادق (ع) است.

صبر امیرالمومنین (ع)

صبر بر دوگونه است. گاهی صبر عادی و معمولی است، و گاهی همراه با رنج و ناملایمات. نمونۀ دشوارِ صبر نوع دوم را می‌توان در سخن مشهور حضرت امیر (ع) یافت که فرمود:

فَصَبَرتُ وَ فِی العَینِ قَذًى، وَ فِی الحَلقِ شَجاً [16]

 پس صبر کردم در حالی که خار در دیده داشتم و استخوان در گلو.

همراهی خداوند با صابران

ویژگی صبر و منزلت صابر در کلام خدا بسامد فراوانی دارد. در آیات چندی از قرآن آمده است:

«إِنَّ اللَّـهَ مَعَ الصّابِرینَ»[17]

خداوند با صابران [یار و همراه] است.

و آیاتی حاکی آن‌که صابران اجر ویژه دارند و جایگاه و منزلت آنان بسیار والاست و در بسیاری موارد آنان را به درود و صلوات خود بهره‌مند نموده است.

جنبه فردی و اجتماعی صبر

 نکتۀ در خور تأمّل آن‌که خداوند نه تنها در قرآن به صبر و استقامت سفارش کرده است، بلکه فرموده یکدیگر را نیز به التزام به آن سفارش کنیم.

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصبِروا وَ صابِروا»[18]

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صبر کنید و ایستادگی ورزید.

اصبِروا ناظر به جنبۀ فردی صبر است، صابِروا اشاره به صبر اجتماعی دارد. نیز در جای دیگر می‌فرماید:

« وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ»[19]

و یکدیگر را به صبر سفارش بکنید.

Cinque Terre

سبک زندگی

این مقاله بخشی از دوره سبک زندگی با موضوع اخلاق و سیره معصومین (ع) است که در موسسه نورالمجتبی (ع) تدریس شده است. دوره سبک زندگی توسط اساتید ارجمند دکتر سید محسن میرباقری، دکتر رفیعی و حجه‌الاسلام حسینی قمی تدریس شده است. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این دوره به اینجا مراجعه کنید.


[1]. سورۀ شوری، آیۀ 15.

[2]. سورۀ لقمان، آیۀ17.

[3]. سورۀ مزمل، آیۀ 10.

[4]. سورۀ کهف، آیۀ 28.

[5]. سورۀ رعد، آیۀ 24.

[6]. سورۀ احزاب، آیۀ 56.

[7]. سورۀ بقره، آیات 155 تا 157.

[8]. مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 247.

[9]. سورۀ احقاف، آیۀ 35.

[10]. سورۀ قلم، آیۀ 48.

[11]. سورۀ انبیاء، آیۀ 87.

[12]. سورۀ کهف، آیۀ 67.

[13]. بحار الانوار، ج 45، ص 116.

[14]. سورۀ بقره، آیۀ 50.

[15]. الکافی، ج 3، ص 225.

[16]. نهج البلاغه، خطبۀ سوم، ص 48.

[17]. سورۀ بقره، آیۀ 153 و سورۀ انفال، آیۀ 46.

[18]. سورۀ آل عمران، آیۀ 200.

[19]. سورۀ نصر، آیۀ 3.