برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

شاهدان اعمال در قیامت

در صحنهٔ قیامت، پیش از برپایی دادگاه عدل الهی ابتدا پیامبران و شاهدان اعمال حاضر می‌شوند. در آموزه‌های اسلامی گروههایی به عنوان شاهدان اعمال انسانها معرفی می‌شوند. قرآن کریم سه گروه را به عنوان شاهد در روز قیامت برمی‌شمارد:

  1. اعضاء و جوارح
  2. فرشتگان الهی
  3. پیامبران و اولیای الهی (ع)

این مقاله به بررسی شاهدان اعمال از دیدگاه قرآن کریم می‌پردازد. ابتدا چکیده مطالب را مشاهده می‌فرمایید:

چکیده

  • پیش از قضاوت در صحنهٔ قیامت، پیامبران و شاهدان حاضر می‌شوند.

  • شاهدان اعمال در قیامت بسیارند که اعضا‌ و جوارح، فرشتگان و اولیای الهی از آن جمله‌اند.

  • در روز قیامت درهای بخشش الهی و درهای رحمت بسیار گشوده است.

  • پیامبران و شاهدان پیش از آغاز داوری در قیامت حاضر می‌شوند تا بر صحنهٔ محاسبه و داوری نظارت کنند.

  • پیامبر اکرم (ص) بر پیامبران و شاهدان و کل صحنهٔ قیامت شاهد خواهد بود.

  • شهادت شاهدان هم در دنیا و هم در آخرت بر‌قرار است.

  • اوّلیای الهی در دنیا بر دو امر شاهدند: مقدّرات و اعمال.

  • خداوند به پیامبران و اولیای خود اجازۀ شفاعت و دخالت در داوری را داده است.


مقدمه

قرآن کریم، معاد را در دو مرحله مطرح می‌کند: مرحلۀ نخست برچیده شدن صحنهٔ کلاس درس و مرحلۀ دوم برپا شدن صحنهٔ حساب و کتاب. در این مرحله دادگاه عدل الهی بر‌پا می‌شود و پیامبران و شاهدان اعمال را می‌آورند تا مقدمات قضاوتی عادلانه فراهم آید. در این دادگاه به هیچ‌‌کس ظلمی نخواهد شد.

حضور پیامبران و شاهدان اعمال

پس از قرار دادن کتاب کلی در صحنهٔ قیامت و پیش از آغاز قضاوت، حادثۀ دیگری نیز رخ می‌دهد و آن حضور پیامبران و شاهدان است:

﴿ وَجِی‏ءَ بِالنَّبِیِّینَ وَالشُّهَداءِ وَقُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ﴾ 

پیامبران و شاهدان را حاضر می‌سازند و سپس میان آنها به حق داوری می‌شود.

در اینجا دو نکته باید بررسی شود: نخست اینکه شاهدان در قیامت چه کسانی هستد و دیگر اینکه منظور از شهدا در این آیه چیست؟

شاهدان اعمال در قیامت بسیارند که از جملۀ آنها موارد زیر را می‌توان نام برد:

شاهدان اعمال در قیامت

1ـ شهادت اعضا و جوارح

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْواهِهِمْ وَتُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کانُوا یَکْسِبُونَ﴾ 

در روز قیامت، بر دهانهای جهنمیان مهر می‌زنیم و دستهایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان بر کارهایی که انجام داده‌اند، شهادت می‌دهند.

و نیز دربارۀ تهمت‌زنندگان می‌فرماید:

﴿ یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا کانُوا یَعْمَلُونَ﴾ 

در روز قیامت زبانها و دستها و پاهایشان دربارۀ اعمالی که انجام می‌دادند، علیه آنها گواهی می‌دهند.

و در سورۀ فصلت می‌فرماید:

﴿ حَتَّى إِذا مَا جَاؤُها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا کانُوا یَعْمَلُونَ﴾ 

هنگامی که دشمنان خدا به صحنهٔ قیامت به هم برسند، گوشها و چشمها و پوستهایشان به آنچه می‌کردند، گواهی می‌دهند.

ملاحظه می‌شود که در این آیات، به شهادت دادن شش عضو از اعضای بدن اشاره شده است که این اعضاء عبارتاند از: چشم، گوش، زبان، دست، پا و پوست بدن. این شهادت ممکن است به صورت بازبینی صورت اعمال باشد و یا با سخن گفتن اعضا و یا هر دوی آنها؛ چنانکه هم تعبیر «تکلم»  و هم تعبیر «نطق»  دربارۀ آنها به کار رفته است.

امام باقر (ع) دربارۀ این شهادت می‌فرمایند:

وَلَیْسَتْ تَشْهَدُ الْجَوَارِحُ عَلَی مُؤْمِنٍ إِنَّمَا تَشْهَدُ عَلَی مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ کَلِمَهُ الْعَذَابِ …

جوارح انسان مؤمن علیه او شهادت نخواهد داد. همانا جوارح کسی علیه او شهادت خواهد داد که عذاب الهی دربارۀ او حتمی باشد.

امیرالمؤمنین (ع) نیز در نهج البلاغه اینگونه هشدار می‌دهند:

اعْلَمُوا عِبَادَ اللهِ أَنَّ عَلَیْکُمْ رَصَدًا مِنْ أَنْفُسِکُمْ وَعُیُونًا مِنْ جَوَارِحِکُمْ وَحُفَّاظَ صِدْقٍ یَحْفَظُونَ أَعْمَالَکُمْ وَعَدَدَ أَنْفَاسِکُمْ لَا تَسْتُرُکُمْ مِنْهُمْ ظُلْمَهُ لَیْلٍ دَاجٍ وَلَا یُکِنُّکُمْ مِنْهُمْ بَابٌ ذُو رِتَاجٍ وَإِنَّ غَداً مِنَ الْیَوْمِ قَرِیبٌ.

ای بندگان خدا، بدانید که دیده‌بانی از خودتان و جاسوسانی از اندامتان بر شما است و از فرشتگان، مراقبانی هستند که از روی راستی، کردار شما و شمارۀ نفسهایتان را ضبط می‌کنند. تاریکی شبِ تار، شما را از این فرشتگان نمی‌پوشاند و درب بسته شده، شما را از آنها پنهان نمی‌کند و فردای قیامت به امروز نزدیک است.

2ـ فرشتگان الهی شاهدان اعمال

در آیات قرآن فرشتگان به عنوان دیگر شاهدان اعمال معرفی می‌شوند. در روز قیامت بر هر کسی شاهدی از فرشتگان مأمور است.

قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:

﴿ وَجَاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَّعَها سَائِقٌ وَشَهِیدٌ﴾ 

هر کسی که وارد محشر شود، مأموری از فرشتگان او را به پیش می‌راند و مأموری به عنوان گواه با او خواهد بود.

آیت الله جوادی آملی دربارۀ این آیه می‌فرمایند:

برخی از مفسران می‌نویسند که هر کسی را فرشته‌ای برای حساب به محشر می‌کشاند و فرشته‌ای بر نیک و بدش گواهی می‌دهد؛ چنانکه این مطلب از برخی روایات نیز برداشت می‌شود.

از امام صادق (ع) آمده است:

فَإِنَّهُ لَا بُدَّ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِنْ أَنْ یَأْتِیَ کُلُّ إِنْسَانٍ بِشَاهِدٍ یَشْهَدُ لَهُ عَلَی دِینِهِ.

پس همانا چاره و راه فراری نیست از اینکه در روز قیامت هر انسانی شاهدی بیاورد که بر دین او شهادت دهد.

شهادت این دو مورد، یعنی اعضا و جوارح و فرشتگان، کاملاً روشن است.

دربارۀ شاهدان قیامت موارد دیگری از جمله شهادت زمین، شهادت خود انسان و … نیز مطرح شده است، اما هیچکدام از این موارد نمی‌تواند مصداق مورد نظر آیۀ ﴿ وَجِی‏ءَ بِالنَّبِیِّینَ وَالشُّهَداءِ﴾ باشد؛ زیرا منظور این آیه شاهدانی است که آورده می‌شوند و بر حساب و کتاب نظارت دارند و قضاوت در حضور آنها انجام می‌شود. از این رو مناسبترین معنا برای آیۀ بالا مورد زیر است:

3ـ اولیای الهی شاهدان اعمال

گفتیم که گروهی از شاهدان اعمال، اعضا و جوارح انسان است و گروه دستۀ دیگر فرشتگان. البته موارد دیگری مثل خدای رحمان، زمین و خود انسان به عنوان شاهد بیان شده است. اما گروهی از انسانهای وارسته هم که مقام نظارت و شهادت بر امتها را داشتند، جزو شاهدان اعمال هستند که حساب و کتاب در حضور آنها انجام می‌شود و طبیعتاً آنها نیز در اجرای مقررات الهی دستی خواهند داشت.

قرآن کریم به صراحت از شهادت اولیای الهی در قیامت سخن گفته است. مراتب این شاهدان اعمال چنین است:

الف ـ سرآمد شاهدان و بلکه شاهد بر همهٔ شاهدان اعمال، پیامبر اکرم (ص) است که بر همهٔ اهل محشر نظارت عام دارد.

ب ـ امیرالمؤمنین و امامان اهل بیت (ع) که هر کدام بر مردم زمان خود نظارت و شهادت دارند.

ج ـ پیامبران گذشته که هر کدام بر مردم زمان خود نظارت دارند.

مقام شفاعت

اینها کسانی هستند که از طرف خداوند، اجازۀ شفاعت دارند. حضور انبیاء و اولیای الهی در صحنهٔ دادگاه روز قیامت طبیعتاً برای شفاعت است تا اگر جایی لازم دیدند به افراد کمک کنند. در قیامت ظلم وجود ندارد؛ یعنی، کسی سر سوزنی بیش از آنچه که گناه کرده است، کیفر نمی‌شود. اما آیا بخشش و عفو الهی وجود نخواهد داشت؟

در پاسخ باید گفت که هرگز چنین نیست که خداوند درهای بخشش خود را ببندد. در روز قیامت درهای بخشش الهی باز خواهد بود و درهای رحمت بسیاری گشوده خواهد شد و یکی از بزرگ‌ترین درهای رحمت، همان شفاعت است؛ به این معنا که خداوند، به انسانهای والامقام و وارسته اجازه می‌دهد تا کسانی را که اهل ایمان یا شایستۀ شفاعت هستند، همراهی و مشکلاتشان را حل کنند تا مؤمنان به خاطر مشکلات جزئی از ورود به بهشت رضوان محروم نشوند. بنابراین، در قیامت عدالت و رحمت با هم جمع‌اند.

معنای شهید

شهید به معنای ناظر و شاهد است. همچنین ناظران قیامت همان ناظران دنیا هستند؛ یعنی، کسانی که در قیامت مقام شهید دارند، در دنیا هم شهید هستند. اکنون پرسش این است که این افراد چه کسانی هستند؟ قرآن کریم پس از بیان مقدمه‌ای دربارۀ روز قیامت[1]، برای هر امتی، شهیدی را مطرح می‌کند. قرآن در آغاز می‌فرماید:

﴿ إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّهٍ …﴾ [2]

در حقیقت، ‏خدا هم‏وزن ذره‏اى ستم نمی‌‌کند … .

یعنی در روز قیامت هرگز کیفری بیش از حد وجود ندارد؛ یا گناه را می‌بخشند و یا حد‌اکثر مجازاتی معادل جرم در نظر می‌گیرند. ولی در مورد نیکیها چنین نیست.

﴿ … وَإِنْ تَکُ حَسَنَهً یُضَاعِفْها وَیُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً﴾ [3]

… و اگر [آن ذره، کارِ] نیکى باشد، دو چندانش می‌‌کند و از نزد خویش پاداشى بزرگ می‌‌بخشد.

از این رو در کیفر، ظلمی روا نمی‌شود، اما در نیکیها بخشش وجود دارد؛ یعنی، در قیامت درهای رحمت باز است و این‌گونه نیست که پاداشها تنها برابر اعمال باشد. اعمال را برای این محاسبه می‌کنند تا مشخص ‌شود که هر کسی با عمل خود چه‌‌کار کرده است. با این همه درهای رحمت باز است.

حال پرسش این است که خداوند چگونه درهای رحمت را باز ‌می‌کند؟ قرآن در پاسخ این پرسش می‌فرماید:

﴿ فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِیداً﴾ [4]

پس چگونه است [حالشان] آنگاه که از هر امتى گواهى گیریم و تو را بر آنان گواه آوریم؟

به نظر می‌رسد که این دو آیه، که پشت سر هم قرار گرفته است، یکی از راههای اجر عظیم الهی و دو چندان شدن نیکیها را مطرح می‌کند. پیامبران الهی می‌آیند تا بر امتها گواه باشند و مردمانی را که شایستۀ کمک هستند، یاری کنند؛ چنان‌که در همین سوره دربارۀ حضرت عیسی (ع) می‌فرماید:

﴿ وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلَّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً﴾ [5]

و از اهلِ کتاب، کسى نیست مگر آنکه پیش از مرگ خود حتماً به او ایمان می‌‌آورد و روز قیامت [عیسى نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.

پس این گواهانی که در امتها هستند، به قرینۀ این آیه می‌توانند پیامبران و رسولان امتها باشند؛ همان‌گونه که حضرت عیسی (ع) در روز قیامت بر اهل کتاب زمان خود گواه است. اما دربارۀ امت اسلامی به صراحت اعلام شده است که امامان دوازده‌گانه در هر زمان شاهد و ناظر بر مردم زمان خود هستند و در روز قیامت شاهد و ناظر بر آنها. قرآن کریم این مطلب را در دو جا مطرح می‌کند. در ادامه چند آیه را برای نمونه توضیح می‌دهیم که دو آیه اول مربوط به اهل‌بیت و پیامبر گرامی اسلام (ص) است و آیات بعدی مربوط به پیامبران گذشته است.

﴿ … وَجِی‏ءَ بِالنَّبِیِّینَ وَالشُّهَداءِ وَقُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لا یُظْلَمُونَ﴾ [6]

… و پیامبران و شاهدان را بیاورند و میانشان به حق داورى گردد و مورد ستم قرار نگیرند.

ملاحظه می‌شود که پیش از آغاز داوری، پیامبران و شاهدان اعمال حاضر می‌شوند و بر صحنهٔ محاسبه و قضاوت نظارت می‌کنند. قرآن کریم در آیات متعدّدی از شاهدان اعمال سخن گفته که از جملۀ آنها آیات زیر است:

شاهدان اعمال در آیات قرآن

در سورۀ مبارک حج دربارۀ شاهد بودن پیامبر اکرم(ص) و امامان اهل بیت(ع) می‌فرماید:

﴿ وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَفِی هَذا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَآتُوا الزَّکاهَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ﴾ [7]

و در راه خدا چنانکه حقّ جهاد [در راه] او است جهاد کنید، او است که شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است. آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود که قبلاً شما را مسلمان نامید، و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید. پس نماز را بر پا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید. او مولاى شما است؛ چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى.

روایات مفسر معنای شاهدان اعمال

روایات زیادی، در ذیل این آیه از شاهد بودن ائمۀ هدی (ع) خبر داده‌اند؛ از جمله روایت زیر که از امام باقر (ع) نقل شده است:

… فَرَسُولُ اللهِ (ص) الشَّهِیدُ عَلَیْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللهِ تَبَارَکَ وَ‌تَعَالَی وَ‌نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَی النَّاسِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَمَنْ صَدَّقَ صَدَّقْنَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ‌مَنْ کَذَّبَ کَذَّبْنَاهُ.[8]

رسول خدا شاهد بر ما است در آنچه از جانب خدا به ما رسانده است و ما در روز قیامت شاهد بر مردم هستیم. پس آنکه را که روز قیامت را تصدیق کند، تصدیق میکنیم و هرکه را که آن را تکذیب کند، تکذیب خواهیم کرد.

در حدیث دیگری از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است که در زمان خلافت عثمان در میان گروهی از مهاجر و انصار در مسجد فرمودند:

شما را به خدا قسم میدهم، آیا میدانید که خداوند در سورۀ حج نازل کرده است:

﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَ… * لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ …﴾ [9]

سلمان برخاست و پرسید: «یا رسول الله، چه کسانی هستند که شما شاهد بر آنان هستید و آنان شاهد بر مردمند؟» … پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «مراد از شاهدان سیزده نفر هستند، نه سایر مردم.» وی پرسید: «یا رسول الله، این شاهدان چه کسانی هستند؟» پیامبر اکرم فرمودند: «من و برادرم (علی بن ابی‌طالب) و یازده نفر از فرزندانم …».[10]

روشن است که همهٔ امت نمی‌توانند بر اعمال مردم شاهد باشند، بلکه این شأن از آنِ امامان معصوم است.

این مسأله در آیۀ زیر نیز مطرح شده است:

﴿ وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِّتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً …﴾ [11]

و بدینگونه شما را امتى میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر بر شما گواه باشد …

در تفسیر نور ‌الثقلین در حدیثی آمده است که از امام صادق (ع) دربارۀ این آیه پرسش شد و ایشان فرمودند:

… نَحْنُ الْأُمَّهُ الْوُسْطَی وَنَحْنُ شُهَدَاءُ اللهِ عَلَی خَلْقِهِ وَحُجَجُهُ فِی أَرْضِهِ … .[12]

ما امت میانه هستیم و ما شاهدان بر خلق خدا و حجتهای او در زمین هستیم.

قرآن کریم در جایی دیگر دربارۀ شاهدان اعمال در قیامت می‌فرماید:

﴿ وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیداً عَلَیْهِم مِّنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیداً عَلَى هَؤُلاءِ …﴾ [13]

و [به یاد آور] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم و تو را [هم] بر این [امت] گواه آوریم … .

مفسران، عبارت ﴿ جِئْنَا بِکَ شَهِیداً عَلَى هؤُلاءِ﴾ را دو گونه معنا کرده‌اند:

نخست اینکه تو را هم می‌آوریم تا بر این امت شاهد باشی و معنای دوم که مناسب‌تر به نظر می‌رسد، این است که تو را می‌آوریم تا بر این شاهدان، شاهد باشی. با این نگاه، پیامبر اکرم (ص) بر پیامبران و شاهدان اعمال و کل صحنهٔ قیامت شاهد خواهد بود.

مسألهٔ شهادت رسول اکرم (ص) در آیۀ زیر نیز آمده است:

﴿ فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِیداً﴾ [14]

پس چگونه است [حالشان] آنگاه که از هر امتى گواهى گیریم و تو را بر آنان گواه آوریم؟

قرآن کریم به نمونه‌ای از شهادت پیامبران گذشته در قیامت اشاره کرده است؛ آنجا که دربارۀ حضرت عیسی (ع) می‌فرماید:

﴿ وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلَّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً﴾ [15]

و از اهلِ کتاب، کسى نیست مگر آنکه پیش از مرگ خود حتماً به او ایمان می‌‌آورد و روز قیامت [عیسى نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.

حال باید ببینیم که شهادت شاهدان اعمال، کجا و در چه اموری است:

نمودار شاهدان اعمال

الف ـ شهادت در دنیا

اکنون این پرسش پیش می‌آید که شهادت شاهدان اعمال، کجا و در چه اموری است؟ در پاسخ این پرسش باید گفت که شهادت آنان هم در دنیا و هم در آخرت برقرار است. اولیای الهی در دنیا بر دو امر زیر شاهد هستند:

۱ـ شهادت بر اعمال

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾ [16]

و بگو: «[هر کارى میخواهید] بکنید، که به زودى خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست و به زودى به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده میشوید؛ پس ما را به آنچه انجام میدادید، آگاه خواهد کرد».

در روایات بسیاری منظور از مؤمنون ائمۀ هدی (ع) ذکر شده است که روایت زیر از آن جمله است:

عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ﴿اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ﴾ قَالَ: هُمُ الأَئِمَّهُ.[17]

یعقوب بن شعیب می‌گوید: «از امام صادق (ع) دربارۀ این آیه پرسیدم ﴿اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ،[18] فرمودند: منظور ائمه هستند».

۲ـ شهادت بر مقدرات

پس از رقم خوردن مقدرات الهی دربارۀ افراد بشر در شب قدر، فرشتگان و روح ‌القدس از عالم امر بر زمین فرود می‌آیند و به محضر امام وقت سلام می‌کنند[19] و این نزول به همهٔ اموری که در عالم بالا تفریق و تقدیر شده، مربوط است.[20] رسول اکرم (ص) در حدیثی می‌فرمایند:

عن أبی عبد الله علیه السلام قال: ﴿ کان علی (علیه السلام) کثیراً ما یقول: [ما] اجتمعَ التیمیُّ والعَدَویُّ عندَ رسول الله (صلى الله علیه وآله) وهو یَقْرَأ: ﴿ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ﴾ بِتَخَشُّعٍ وبُکاءٍ فیَقُولانِ: ما أشَدَّ رِقَّتَّکَ لهذه السّورهِ؟ فیقولُ رسولُ الله (صلى الله علیه وآله): لِمَا رَأَتْ عَیْنِی ووَعَا قلبی، ولِمَا یَرَى قلبُ هذا [علی (ع)] من بعدی فیقولانِ: وما الّذی رأیت وما الّذی یرى؟ قال: فیکتب لهما فی التراب ﴿ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّنْ کُلِّ أَمْرٍ﴾ [21] قال: ثم یقول: هل بقیَ شیءٌ بعدَ قوله عزّ وجلّ: ﴿ کُلِّ أَمْرٍ﴾ فیقولانِ: لا، فیقول: هل تعلمان من المنزل إلیه بذلک؟ فیقولان: أنت یا رسول الله، فیقول: نعم، فیقول: هل تکون لیله القدر من بعدى؟ فیقولان: نعم، قال: فیقول: فهل ینزل ذلک الأمر فیها؟ فیقولان: نعم، قال: فیقول: إلى من؟ فیقولان: لا ندری، فیأخذ برأسی ویقول: إن لم تَدریا فَادْرِیَا، هو هذا من بعدی …﴾ [22].

از امام صادق (ع) روایت شده است که امام علی (ع) اغلب می‌فرمود که هرگاه تیمی و عَدَوی (ابوبکر و عمر) خدمت پیامبر (ص) بودند و آن حضرت سورۀ ﴿ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُرا با خشوع و گریه تلاوت می‌فرمود، می‌گفتند که برای این سوره چه سخت دلت نازک است؟ پیامبر (ص) می‌فرمود: «برای آنچه چشمم دیده و دلم فهمیده و نیز برای آنچه دل این شخص، یعنی علی (ع)، پس از من درمی‌یابد.» آنها می‌گفتند که مگر شما چه دیده‌اید و او چه می‌بیند؟

حضرت برای آنها روی خاک نوشتند: ﴿ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّنْ کُلِّ أَمْرٍسپس می‌فرمود: «می‌دانید آنکه هر امری بر او نازل می‌شود، کیست؟» می‌گفتند: «تو هستی ای رسول خدا،» می‌فرمود: «آری، ولی آیا شب قدر بعد از من هم هست؟» می‌گفتند: «آری»، می‌فرمود: «در شب‌های قدر پس از من هم آن امر نازل می‌شود؟» می‌گفتند: «آری» می‌فرمود: «به چه کسی نازل می‌شود؟» می‌گفتند: «نمی‌دانیم.» پیامبر دست بر سر من می‌گذاشت و می‌فرمود: «اگر نمی‌دانید، بدانید که آن شخص پس از من، این مرد است …».

یعنی شاهدان اعمال بر امام (ع) نازل شده و مقدرات الهی در عالم بالا را خدمت ایشان عرضه می‌دارند.

ب ـ شهادت در آخرت

در روز قیامت شاهدان اعمال پیش از آغاز قضاوت حاضر می‌شوند و گویا صحنهٔ محاسبه و داوری با حضور آنان رسمیت می‌یابد. طبیعی است که این حضور باید حضوری مؤثر باشد وگرنه ضرورتی نخواهد داشت؛ از این رو باید گفت که خدای رحمان به پیامبران و اولیای عظامش اجازۀ شفاعت و دخالت در داوری را داده است. قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْداً * وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلَى جهنّم وِرْداً * لَّا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْداً﴾ [23]

[یاد کن] روزى را که پرهیزگاران را گروهگروه به سوى [خداى] رحمان محشور میکنیم و مُجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ میرانیم. [آنان] اختیار شفاعت را ندارند؛ جز آن کس که از جانب [خداى] رحمان پیمانى گرفته است.

Cinque Terre

آخرین سفر

این مقاله بخشی از درس‌های معاد است که توسط استاد ارجمند دکتر سید محسن میرباقری در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. معاد یکی از چهار درس عقاید است که با نام «آخرین سفر» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


[1]. سورهٔ نساء/ 40 و 41.

[2]. سورهٔ نساء/ 40.

[3]. سورهٔ نساء/ 40.

[4]. سورهٔ نساء/ 41.

[5]. سورهٔ نساء/ 159.

[6]. سورهٔ زمر/ 69.

[7]. سورهٔ حج/ 78.

[8]. عبدالعلی، حویزی؛ نور الثقلین، ج 5، ص 64 به نقل از ابو جعفر محمّد بن یعقوب، الکلینی؛ اصول الکافی، ج 1، ص 191، ح 4.

[9]. حج/ 77 ـ 78.

[10]. عبدالعلی، حویزی؛ نور الثقلین، ج 5، ص 98، به نقل از کمال الدین، ص 278، ح 25.

[11]. سورهٔ بقره/ 143.

[12]. عبدالعلی، حویزی؛ نور الثقلین، ج 1، ص 165، به نقل از محمّد بن یعقوب، الکلینی؛ الکافی، ج 2، ص 190، ح 2.

[13]. سورهٔ نحل/ 89.

[14]. سورهٔ نساء/ 41.

[15]. سورهٔ نساء/ 159.

[16]. سورهٔ توبه/ 105.

[17]. عبدالعلی، حویزی؛ نور ‌الثقلین، ج 3، ص 104، به نقل از محمّد بن یعقوب، الکلینی؛ اصول کافی، ج 1، ص 219، ح 2.

[18]. سورهٔ توبه/ 105.

[19]. سورهٔ قدر/ 4 و 5.

[20]. سورهٔ دخان/ 4.

[21]. سورهٔ قدر/ 4.

[22]. محمّد بن یعقوب، الکلینی؛ الکافی، ج 1، ص 250.

[23]. سورهٔ مریم/ 87 ـ 85.