برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

خشم چیست

بی شک همۀ ما در طول زندگی گاهی عصبانی شدیم یا با افراد خشمگین برخورد کردیم. عصبانی شدن احساسی است که به جای سرکوب کردن باید به فکر کنترل کردنش باشیم. خشم احساسیست که حامل پیامی نسبت به محیط اطراف ماست. البته اگر واکنش ما نسبت به این پیام از شدت بسیاری برخوردار باشد هیچگاه این پیام، به مخاطب پیام نخواهد رسید. گاهی سوالاتی به ذهن میاد به عنوان مثال:

  • آیا خشمگین شدن همیشه ضرر دارد؟
  • آیا کنترل خشم به معنای نشان ندادن آن است؟
  • تفاوت خشم با پرخاشگری در چیست؟

در این مقاله به بررسی موضوع خشم می‌پردازیم و به سوالات بالا پاسخ می‌دهیم. برخی از عناوین مطرح شده در این مقاله عبارتند از:

  • خشم یک نعمت الهی است
  • تعریف خشم
  • تفاوت خشم با پرخاشگری
  • ضرورت کنترل عصبانیت

چکیده

  • خشم یک ضرورت و نیاز برای انسان است و یک نعمت الهی است.

  • اگر خشمگین شدن نبود انسان توان مقابله با دشمن را نداشت و نمی‌توانست خطرات را از خود دفع کند.

  • در تعریف خشم می‌توان گفت: یک پاسخ هیجانی طبیعی در برابر برخی موقعیت­ها است. این حالت هیجانی می‌­تواند از یک احساس خفیف و خوشایند آغاز شده و تا احساس عصبانیت شدید ادامه پیدا کند.

  • در روایات برای کنترل عصبانیت آثار فراوانی ذکر شده از جمله: جلوگیری از پشیمانی، از صفات مومنان، سبب پوشاندن عیب و زیاد شدن ایمان، سبب عزت در دنیا و آخرت.

خشم یک نعمت الهی 

لازمه بدونیم که خشم یکی از نیازهای حیاتی وجود انسان و نعمتی الهیه؛ چون بدون اون هیچ کس نمیتونه خطری رو از خودش دفع کنه یا با هیچ دشمنی مقابله کنه. بنابراین ریشه کن کردن این نیرو از وجود انسان نه ممکنه و نه لازم. تنها وظیفۀ ما اینه که اون رو مهار کنیم و بدونیم که این مسئله عاملی از طرف خداوند برای آزمایش انسانه. اونچه خدا را راضی می­کنه اینه که خشم در اختیار انسان باشه نه انسان در اختیار او. با هم یکی از ویژگی­های انسانهای با تقوا بر اساس آیات قرآن رو می‌شنویم:

«الَّذینَ یُنفِقونَ فی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الکاظِمینَ الغَیظَ وَ العافینَ عَنِ النّاسِ وَ اللَّـهُ یُحِبُّ المُحسِنینَ»[1]

آنان که در گشایش و تنگ دستی انفاق می کنند، و خشم خود را فرو می‌­برند، و از [خطاهایِ] مردم در می­‌گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

در بیان اولیای دینی ما خشمی که مهار نشه، نکوهش شده و جزء یکی از بیماری­های خطرناک اخلاقی شمرده شده تا آنجا که در روایات خشم از خطرناک­ترین حربه­‌های شیطان خونده شده و کلید همۀ بدی­ها بوده و آتش سوزانی است:

 «الغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرٍّ»[2]

 غضب کلید هر بدی است.

 و در مقابل کنترل کردن عصبانیت نشان قدرت انسان دانسته شده. امام باقر (ع) فرمودند:

«لا قُوَّهَ کَرَدِّ الغَضَبِ»[3]

هیچ قدرتى مانند جلوگیرى از خشم نیست.

تعریف خشم

از خشم با واژه­‌هایی نظیر غضب، غِیظ، سَخَط و غِلظَت در منابع اسلامی یاد شده. امّا ارائۀ تعریفی دقیق و کامل از اون کاری دشواره؛ چرا که از یک طرف افراد از نظر زمان و علت خشم و چگونگی واکنش به اون کاملا متفاوتند، و از طرف دیگه، هیجان­هایی که با عصبانیت همراه باشه، متنوع هستند. وقتی آتش درون شعله بکشه انسان خشمگین به هر چیزی متوسل می­شه تا ناراحتی خودش رو تخلیه کنه؛ غیبت میکنه، تهمت میزنه، توهین، تحقیر و با این نوع رفتارها قصد داره تا عصبانیتش رو خاموش کنه.

اما در یک تعریف نسبتا کامل: «خشم یک پاسخ هیجانی طبیعی در برابر موقعیت­هایی است که فرد دچار ناکامی، بی حرمتی، ستم، تهدید و آسیب می­شه. این حالت هیجانی می­تونه از یک احساس خفیف و خوشایند آغاز بشه و تا احساس خشم شدید ادامه پیدا کنه». به دلیل همین هیجان دفعیه که در فردِ غضبناک موعظه و نصیحت اثر نمی­کنه، حتی ممکنه که شدت این هیجان را بیشتر کنه.

تفاوت خشم با پرخاشگری

خشم با پرخاش هم معنی نیست؛ زیرا خشم واکنشی هیجانیه که هنگام رو به رو شدن با رویدادهای ناخوشایند نشون می­دیم، ولی پرخاشگری نوعی واکنش رفتاریه که گاهی بر اثر احساس خشم در افراد خشمگین دیده میشه. پرخاشگری دفاع کردن از حقوق فردی به شیوۀ خصمانه است و هدف از اون آسیب زدن به دیگریه. پس بنابراین بیشتر اوقات پیش می­اد که خشمگین می­شیم؛ بدون آنکه پرخاش کنیم.

ضرورت کنترل عصبانیت

  یکی از دلایل نگرانی زیاد مردم از خشمگین شدن اینه که این حالت، نیروی جسمی بالایی تولید می­کنه. در بعضی اوقات این نیرو اونقدر زیاده که بر عقل و احساس چیره می­شه و اختیار رو از انسان سلب می­کنه. حالا اگه ما پیش دستی نکنیم و بر عصبانیت خودمون غلبه نکنیم، اون ما رو اسیر خودش میکنه.

ممکنه شما هم شنیده یا خوانده باشید که برخی متهمین در دادگاه در بیان علت وقوع جرم گفته­اند: «به قدری عصبانی بودم که نمی­دانستم چیکار می­کنم»؛ یا «اسیر عصبانیت جنون آمیز بودم و نتوانستم جلوی خودم رو بگیرم»؛ و یا «خشم و غضب من رو کور کرد».

به‌تدریج شعله‌هاى ناراحتی و عصبانیت ما خاموش میشه، قدرت تفکر و اندیشه به کار می­افته و کم کم به خودمون مسلط میشیم و آنچه که در دورۀ کوتاه مسلط شدن خشم بر خودمون گذشته ارزیابى می‌کنیم. سخنان زشت، نسبت‌هاى ناروا، پرده‌درى‌ها، خارج‌شدن از چارچوب فضایل انسانى، ارتکاب جرم، جنایت جبران‌ناپذیر و کارهایی مثل اینها تصویر زشتى براى همیشه در ذهن به جا مى‌گذاره، تصویرى که اگر محکمه، قاضى و مجازاتى هم در کار نباشه، یادآورى اون همواره باعث عذاب خواهد بود، که چرا چنین کردم؟! … اى کاش بر خودم مسلّط بودم . پشیمانی و افسوس وجودمون رو فرا میگیره، ولى دیگه پشیمانى سودى نداره.

از همین رو امام على (ع) فرمود:

«إِیّاک وَ الغَضَبَ فَأَوَّلُهُ جُنونٌ وَ أخِرُهُ نَدَمٌ»[4]

 از خشم دورى کن که آغازش دیوانگى و پایانش پشیمانى است.

خداوند در آیاتی از قرآن مثل آیۀ37 سورۀ شوری خصلت فروخوردن خشم رو در توصیف مومنان بیان می­کند.

«وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوَاحِشَ وَ إِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ»

و [همان] کسانی که از گناهان بزرگ و از کارهای زشت دوری می‌­کنند و هنگامی که [به مردم] خشم می­‌گیرند، راه چشم پوشی و گذشت را برمی­گزینند.

 همچنین در روایات معصومین (ع) فرو خوردن خشم باعث پوشاندن عیب[5] و زیاد شدن ایمان دانسته شده. اگر کسی بتونه هیجان درونی خودش رو مدیریت کنه و به انتقام جویی دست نزنه در پناه لطف خداوند قرار می­گیره و در دنیا و آخرت عزیز می­شه. امام صادق (ع) می­‌فرماید:

«مَا مِن عَبْدٍ کَظَمَ غَیظاً إِلَّا زَادَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عِزّاً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه»[6]

هیچ بنده­ای خشم خود را فرو نمی­‌خورد، مگر آنکه خدا به سبب مهار خشمش عزت او را در دنیا و آخرت افزایش می­‌دهد.

Cinque Terre

سبک زندگی

این مقاله بخشی از دوره سبک زندگی با موضوع اخلاق و سیره معصومین (ع) است که در موسسه نورالمجتبی (ع) تدریس شده است. دوره سبک زندگی توسط اساتید ارجمند دکتر سید محسن میرباقری، دکتر رفیعی و حجه‌الاسلام حسینی قمی تدریس شده است. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این دوره به اینجا مراجعه کنید.


[1] .سورۀ آل­ عمران، ص134.

[2]. الکافی، ج2، ص 303

[3] . غرر الحکم ، 3182.

شرح غررالحکم ، ج 2 ، ص 288 .[4]

[5].من کف غضبه ستر الله عورته؛ هر که خشم خود را نگه دارد خداوند عیب او را بپوشاند/وسائل الشیعه – ط الإسلامیه،ج11،ص290.

[6].کافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص 110، ح5.