برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

راهکارهای نهادینه کردن اصل ایمان در فرزندان

اصل ایمان از اصول مهم تربیتی است. یکی از دغدغه‌های مهم والدین در تربیت فرزندان این است که چگونه می‌توانند ریشه‌های ایمان را در کودکان خود تقویت کنند. در این مقاله بر پایه آموزه‌های دینی راهکارهای تقویت و نهادینه کردن اصل ایمان در فرزندان را بررسی می‌کنیم. عناوین مطرح شده در این مقاله عبارتند از:

  • اصل ایمان
  • راهکارهای نهادینه کردن اصل ایمان در فرزند
    • تناول روزی حلال
    • محیط رشد عاری از ظلمت و معصیت
    • آموزش معارف دین
    • ارتباط و هم‌نشینی با افراد با ایمان
    • بیان سرگذشت بزرگان دینی و شاخص
    • ایجاد زمینه انتقال مفاهیم دینی
    • پاسخ‌گویی به سؤالات اعتقادی و دینی
    • توجه کردن و تحسین نقاط قوت دینی

چکیده نهادینه کردن اصل ایمان در فرزندان:

  • یکی از اصول مهم در تربیت اصل ایمان است که باید فرزندان خود را با ایمان تربیت کنیم. با ایمان تربیت کردن به این معنا است که باورهای دینی، اعتقادی و توحیدی فرزندان باید تقویت شود.

  • چون ایمان پاک است، باید ظرف ایمان هم پاک باشد، باید لقمه حلال تناول کنند تا بتوانند ایمان‌پذیر باشند. به عبارت دیگر روزی حلال ظرف درون وجود فرزندان را نورانی، پاک و سالم نگه می‌دارد تا بتواند ایمان را بپذیرد.

  • گناه، محیط را آلوده و تاریک می‌کند و شخص نمی‌تواند نور ایمان را خوب بپذیرد، بنابراین برای تربیت‌پذیری محیط باید عاری از گناه باشد.

  • کلام یکی از مهم‌ترین کانال‌های تربیتی است، گاهی اوقات فرزندان، جملات و کلماتی را که بیان می‌کنند به تدریج باور می‌کنند. اگر این جملات برگرفته از باورهای اعتقادی باشد، به تدریج در آن‌ها باور شکل می‌گیرد، آن باوری که زمینه‌ساز ایمان است.

  • یکی از راهکارهای تقویت ایمان، فراهم کردن زمینه ارتباط فرزندان با انسان‌های با ایمان است.

  • معرّفی انسان‌های با ایمان و شاخص برای الگوسازی، همزاد پنداری و شباهت‌سازی، از راهکارهای دیگر تقویت ایمان فرزندان است.

  • با توجه به رشد تفکّرات انتزاعی و تحلیلی فرزندان باید از یک دوره سنّی به وسیله تحلیل، بیان، موعظه و نصیحت زمینه و بستر تقویت ایمان و باور در آنها فراهم شود. بنابراین اگر پرسش‌ها به خوبی و در جای خود پاسخ داده شود می‌تواند زمینه ایمان‌آوری، تقویت و تعمیق ایمان را در فرزندان فراهم کند.

  • یک قاعده تربیتی می‌گوید توجه به رفتار مثبت سبب تقویت و تعمیق آن می‌شود به خصوص در موضوعی مانند ایمان و باورهای اعتقادی و دینی. این توجّه می‌تواند گاهی با یک لبخند تأیید و یا یک جمله تشویقی باشد.

اصل ایمان

 یکی از اصول مهم در تربیت اصل ایمان است که باید فرزندان خود را با ایمان تربیت کنیم. با ایمان تربیت کردن به این معنا است که باورهای دینی و اعتقادی و توحیدی فرزندان ما باید تقویت شود، آن هم در دورانی که دارند تربیت پذیری را سپری می‌کنند. این حائز اهمّیّت است. این‌که ما چگونه ایمان فرزندان خود را تقویت کنیم، چگونه ایمان را در آن‌ها پرورش بدهیم، تعمیق ببخشیم و نهادینه کنیم. لذا بنای ما هم بر این است که إن‌شاءالله نکاتی را در این زمینه خدمت شما عرض کنیم.

راهکارهای نهادینه کردن اصل ایمان در فرزند

۱. تناول روزی حلال

 به نظر می‌رسد اوّلین نکته‌ای که ما باید به آن توجّه کنیم همان روش و سیره‌ای که اهل بیت (ع) در مسیر تربیت پیش روی ما قرار دادند. نمونه آن این است که ما باید دقّت‌هایی به عنوان دقّت‌های مقدّماتی داشته باشیم. چون ایمان پاک است، لذا باید ظرف ایمان هم پاک باشد. لذا اوّلین نکته این است که فرزندان ما باید لقمه حلال تناول کنند تا بتوانند ایمان‌پذیر باشند. بالاخره شما می‌دانید که نور و پاکی و سلامت در جایی می‌تواند قرار بگیرد که خاستگاه آن هم پاک و نورانی و سالم باشد. لذا روزی حلال درون وجود فرزندان ما را نورانی و پاک می‌کند، سالم نگه می‌دارد که ظرف درون آن‌ها بتواند ایمان را بپذیرد.

۲. ظلمت و معصیت مخالف اصل ایمان

نکته دومی که خصوصاً مادران بزرگوار باید به آن توجّه کنند این است که محیطی که فرزندان ما دارند رشد می‌کنند عاری از گناه و معصیّت قرار بدهیم. چون بالاخره جایی که ظلمت بیاید نور می‌رود و جایی که ما بخواهیم نور را وارد کنیم آن محیط هم باید نورانی باشد. لذا گناه محیط را آلوده و تاریک می‌کند و نمی‌تواند نور ایمان را خوب بپذیرد. این هم نکته دوم است. یعنی تلاش کنیم محیطی که فرزند ما دارد در آن رشد و نمو می‌کند و تربیت می‌شود آن محیط عاری از گناه باشد.

۳. آموزش معارف دین

 نکته سومی که باید به آن توجّه کرد این است که پدر و مادر در مسیر تربیت فرزندان آن‌ها را در گام اوّل با معارف اهل بیت آشنا کنند، با معارف قرآنی آشنا کنند و خصوصاً در بحث ایمان آنها را با معارف اعتقادی آشنا کنند. چطور؟ همان‌طور که در روایات داریم وقتی فرزند به دنیا می‌آید در گوش راست او اذان بگویند، در گوش چپ او اقامه بگویند. یعنی ما داریم آن بستر و زمینه را فراهم می‌کنیم که از همان ابتدا شنوای حرف نورانی و پاک باشند.

 بعد می‌بینید دوره‌های سنّی فرزندان که همین‌طور دارد سپری می‌شود کلام فرزندان ما از باورهای آنان نشأت می‌گیرد. می‌دانید که کلام یکی از مهم‌ترین کانال‌های تربیتی است، یعنی گاهی اوقات بچّه‌ها این جملات و کلماتی را که بیان می‌کنند به تدریج باور می‌کنند. حتّی در نقطه منفی هم همین است. یعنی یک بچّه به خود بگوید من تنبل هستم، من بی‌عرضه هستم، من ناتوان هستم، من چیزی را نمی‌فهمم. یعنی این کلماتی که دارد می‌گوید به تدریج تبدیل به باور می‌شود.

 یعنی باهوش‌ترین فرد هم که باشد استمرار در بیان این کلمات و جملات داشته باشد این باور در او دارد شکل می‌گیرد که من بی‌عرضه هستم، تنبل هستم و نمی‌فهمم. در نقطه مقابل هم همین است. وقتی فرزندان ما جملات خوب و نورانی و خصوصاً جملاتی که برگرفته از باورهای اعتقادی است بیان می‌کنند به تدریج در آن‌ها باور شکل می‌گیرد. آن باوری که می‌تواند زمینه‌ساز ایمان باشد.

۴. ارتباط و هم‌نشینی با افراد با ایمان

همان‌طور که در بخش قبلی اشاره شد ما برای این‌که اصل ایمان را در تربیت جاری و ساری کنیم باید به نکاتی توجّه کنیم که به سه نکته اشاره شد. نکته اوّل روزی حلال، نکته دوم محیطی که در آن گناه صورت نگیرد، نکته سوم بیان کلماتی که می‌تواند باورهای اعتقادی را در فرزندان ما تقویت کند و این هم جزئی از آن سیره اهل بیت (ع) است.

امّا نکته چهارمی که ما باید در تقویت ایمان در فرزندان به عنوان یک اصل از آن بهره ببریم و استفاده کنیم این است که زمینه‌ای فراهم کنیم که فرزندان ما از همان دوران کودکی با انسان‌های با ایمان ارتباط داشته باشند. حالا در رأس خود پدر و مادر هستند، یعنی پدر و مادر با ایمان می‌توانند فرزندان را با ایمان تربیت کنند. گاهی اوقات محیط‌ها و مهمانی‌هایی که می‌رویم، حتّی در برخی از موارد باید مدیریّت شده و سامان‌دهی شده فرزندان خود را پیش افراد و اشخاصی ببریم که ما این‌ها را انسان‌های با ایمان می‌دانیم.

دیدن این انسان‌ها و همنشینی با این انسان‌ها می‌تواند تأثیرات به سزایی روی تربیت فرزندان ما بگذارد. همان‌طور که در روایت مکرّر بیان شده است که انسان‌ها بر مرام و منش همنشینان خود هستند. می‌توانند با نشست و برخاست در کنار انسان‌های با ایمان، آن ایمان را در وجود خود حفظ کنند. پس این همنشینی این همراهی و ارتباط با انسان‌های با ایمان می‌تواند یکی دیگر از شاخصه‌های ایمان سازی در فرزندان ما باشد.

۵. بیان سرگذشت بزرگان دینی و شاخص

 نکته بعدی که باید به آن توجّه کرد معرّفی انسان‌های با ایمان و شاخص است. همان کاری که قرآن می‌کند. شما وقتی قرآن را تلاوت می‌کنید خصوصاً آن جاهایی که داستان‌هایی را در قرآن می‌خوانید می‌بینید که خداوند متعال در بخشی از این داستان‌ها انسان‌های با ایمان را به مخاطبین و کسانی که دارند با قرآن ارتباط برقرار می‌کنند معرّفی می‌کند و می‌دانید که شخصیّت‌های با ایمان وقتی معرّفی و تببین شوند، وقتی سرگذشت و داستان زندگی آن‌ها برای فرزندان بیان شود، زمینه الگوسازی فراهم می‌شود.

یعنی ما داریم به فرزندان خود الگوهایی را ارائه می‌دهیم که آن‌ها از این الگوها بهره می‌گیرند و می‌خواهند یک نوع هم‌زاد پنداری و شباهت سازی با افراد با ایمان انجام بدهند که در نتیجه رخ می‌دهد و آن ایمان إن‌شاءالله کامل می‌شود، یعنی فرزندان ما در مسیر ایمان قرار می‌گیرند. پس سعی کنیم داستان‌هایی از بزرگان دینی و معرفتی و بخش‌هایی از سرگذشت زندگی آن‌ها را برای فرزندان خود بیان کنیم. این انس و الفت فرزندان با این سرگذشت‌ها می‌تواند آن اثرات تربیتی خود را به صورت نامحسوس و غیرمستقیم روی فرزندان ما بگذارد.

۶. ایجاد زمینه انتقال مفاهیم دینی

امّا نکته دیگری که می‌تواند اصل ایمان را در فرزندان ما تقویت کند توجّه به این نکته است که وقتی فرزندان ما از سنین کودکی و یا به عبارتی هفت سال اوّل عبور می‌کنند تفکّرات انتزاعی و تحلیلی آن‌ها شروع می‌شود. لذا در روایت هم داریم، در وصیّت وجود مبارک آقا امیرالمؤمنین علی (ع) به فرزند خود داریم که می‌فرمایند: من به تربیت تو مبادرت ورزیدم، قبل از این که دیگران بخواهند ذهن تو را از اموری که منفی و نامناسب است پر کنند.[1]

یعنی ما باید بدانیم که فرزندان ما وقتی به یک دوره سنّی رسیدند، نیاز دارند که به وسیله تحلیل و بیان و موعظه و نصیحت برای آن‌ها زمینه و بستری فراهم کنیم که مطالبی که می‌تواند ایمان آن‌ها را تقویت کند، باورهای دینی آن‌ها را تعمیق ببخشد به آن‌ها انتقال دهیم. گاهی این‌ها نیاز به این دارد که خود ما والدین هم آموزش‌های خاصّی ببینیم و مهارت‌های لازمی را در این زمینه کسب کنیم.

من یک قاعده و اصلی را بیان می‌کنم؛ از این قاعده و اصل می‌توانید در این زمینه استفاده کنید. حتماً کتاب‌هایی را در این زمینه مطالعه بفرمایید که روش انتقال مفاهیم دینی به فرزندان را به ما بزرگ‌ترها آموزش می‌دهند. این می‌تواند کمک کند تا قبل از این‌که ذهن فرزند ما از عواملی که می‌تواند مخرّب ایمان باشد پر شود، ما با مصادیق و تحلیل‌هایی ذهن او را پر کنیم که بتواند ایمان او را تقویت کند.

۷. پاسخ‌گویی به سؤالات اعتقادی و دینی

در ادامه مواردی که اصل ایمان را در فرزندان ما قرار است تقویت کند باید به این مورد هم اشاره کنیم. این‌که بتوانیم پاسخ‌گوی سؤالات فرزندان خود در زمینه اعتقادی و باورهای دینی باشیم. چون می‌دانید گاهی اوقات ممکن است اعتقادات فرزندان ما و باورهای دینی آن‌ها تضعیف شود به دلیل این‌که ما برای پرسش‌های آن‌ها در این زمینه پاسخ‌های درخور و قابل قبولی را ارائه ندادیم.

لذا در این زمینه هم یا ما والدین باید بتوانیم پاسخ‌گوهای خوبی باشیم و او را قانع کنیم، یا حتماً با افرادی مرتبط باشیم که آن افراد بتوانند در این زمینه آگاهی‌های ما را تقویت کنند یا فرزندان خود را با آن افراد مرتبط کنیم. چون می‌دانید پرسش‌ها اگر به خوبی و در جای خود پاسخ داده شود می‌تواند زمینه ایمان‌آوری، تقویت ایمان و تعمیق ایمان را در فرزندان فراهم کند.

۸. توجه کردن و تحسین نقاط قوت دینی

 پس بحث تقویت ایمان در فرزندان به عنوان یک اصل مطرح است. این اصل چه زمانی تقویت می‌شود؟ وقتی که به سؤالات و شبهات ذهنی که برای او شکل می‌گیرد پاسخ مناسبی داده شود. امّا باید به نکته آخر برای تقویت ایمان در فرزندان هم اشاره کنیم. گاهی اوقات نیاز به این است که نقاط قوّت فرزندان خود را در این زمینه‌ها و باورهای اعتقادی و دینی ببینیم، برای آن‌ها بازگو کنیم، بیان کنیم.

این قاعده تربیتی در ذهن ما باشد که وقتی شما به یک نکته مثبتی در فرزند خود توجّه می‌کنید آن نکته مثبت تقویت می‌شود و این تقویت یعنی چه؟ یعنی ما داریم تعمیق می‌بخشیم. خصوصاً در موضوعی مانند ایمان و باورهای اعتقادی و دینی. لذا این توجّه گاهی اوقات می‌تواند با یک لبخند باشد، گاهی اوقات می‌تواند با یک تأیید باشد، گاهی اوقات می‌تواند با یک جمله تشویقی باشد. ما باید به این‌ها توجّه کنیم.

 سیره بزرگان ما در طول تاریخ همین بوده است. مثلاً درباره ابی الاسود دوئلی می‌بینیم که وقتی دختر خردسال او با هدیه‌ای از جانب معاویه که برای پدر آورده شده بود مواجه شد و مقداری از آن عسل را تناول کرد، وقتی متوجّه شد که آن را معاویه فرستاده است تمام عسل را بیرون ریخت. این‌جا وقتی این پدر این را متوجّه شد دست فرزند خود را گرفت و نزد آقا امیرالمؤمنین علی (ع) برد و رفتار خوب دختر خود را برای آقا امیرالمؤمنین بازگو کرد. این‌ها یک نوع توجّه به رفتار خوب است.

گاهی اوقات چقدر خوب است که ما به اندازه، به وقت، به جا و به واقع وقتی فرزند ما یک رفتار دینی خوبی انجام می‌دهد، حس می‌کنیم باورهای اعتقادی در او جوانه زده است و دارد رشد می‌کند و دارد تنومند می‌شود در محضر علمای بزرگ، در محضر کسانی که محبوبیّت و مقبولیّت دینی در نزد فرزندان ما دارند بازگو کنیم. این بازگو کردن می‌تواند باور دینی و ایمان را در فرزند ما تقویت کند. پس این توجّه کردن، بیان، لبخند و ارائه می‌تواند برای این موضوع کمک کار باشد.

من درباره توجّه به رفتارهای خوب فرزندان به این اشاره کنم که گاهی اوقات ما پدران و مادران باید خیلی دقّت کنیم که ویژگی مثبت فرزندان ما از قلم نیفتد و نادیده گرفته نشود. چون گاهی اوقات ما برخی از رفتارها و ویژگی‌های منفی را می‌بینیم و در برابر آن موضع‌گیری می‌کنیم. گاهی اوقات حتّی توبیخ و تنبیه و تهدید می‌کنیم، تحقیر و سرزنش می‌کنیم ولی رفتارهای خوب دیده نمی‌شود.

وجود مبارک امیرالمؤمنین علی (ع) به جناب مالک اشتر فرمودند که‌ ای مالک خوبی‌ها را ببین تا خوبی‌ها گسترش یابد. لذا ما اگر خوبی فرزند خود را ببینیم قطعاً آن خوبی تقویّت می‌شود و گسترش پیدا می‌کند و این اصول تربیتی در فرزندان ما محقّق می‌گردد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید علیرضا تراشیون

Cinque Terre

درس تربیت فرزند

این مقاله بخشی از درس‌های تربیت فرزند است که توسط استاد ارجمند حجت الاسلام و المسلمین تراشیون در موسسه نورالمجتبی (ع) تدریس شده است. درس تربیت فرزند مباحثی پیرامون تربیت فرزند اسلامی است. در این درس عوامل موثر در تربیت فرزند بررسی می‌شود. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


[1]ـ نامه 31 نهج البلاغه.