برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

اهمیت و آثار خداشناسی

خداشناسی اشرف علوم است چرا که موضوع آن شناخت پروردگار عالم است. به سوالات زیر توجه فرمایید:

  • به نظر شما خداشناسی و علم توحید چه آثاری در فکر و روحیهٔ ما خواهد داشت؟
  • شناخت و توجه به خدا چه آثاری در زندگی ما دارد؟
  • چه دلیلی وجود دارد که ما به سوی خداشناسی گام برداریم؟

ما سعی داریم در این مقاله به این پرسش ها پاسخ دهیم. اما قبل از آن لازم است توضیحاتی درباره علم خداشناسی مطرح شود. برای استفاده راحت‌تر ابتدا چکیده‌ای از مطلب ارائه شده است:

چکیده

توحید سه معنای عام، خاص و اخص دارد:
١- معنای عام توحید، مطلق خداشناسی است که شامل مباحث اثبات وجود خدا، صفات او و افعال خدا (مانند عدل) است.
٢- معنای خاص توحید شامل اثبات خدا و صفات او می‌شود.
۳- معنای اخص توحید تنها به بررسی صفت یگانگی می‌پردازد.

اهمیت خداشناسی را از چهار جهت می‌توان دریافت:
١- شناخت خدا به دلیل شرافت موضوع آن؛ یعنی دانشی که درباره اشرف موجودات بحث می‌کند، مهمترین دانش است.
٢- خداشناسی هم نقطه آغازین دین و هم محور آن است؛ زیرا بدون شناخت خدا، شناخت دین ممکن نیست و دیگر معارف بدون توحید معنا ندارد.
٣- خداشناسی راه رسیدن به کمال انسانی است. قرآن کریم عبادت خدا را غایت خلقت جن و انس معرفی کرده است و از آنجا که راه رسیدن به عبادت خدا بدون شناخت خدا و ایمان به او مقدور نیست؛ معلوم می شود تکامل انسان از مسیر خداشناسی می‌گذرد.
۴- خداشناسی بالاترین آرامش و لذت را به انسان می‌بخشد و بر اساس فرمایش قرآن تنها با یاد خداست که دلها آرام می‌شود.

محدوده و معنای خداشناسی

با توجه به سه معنایی که برای توحید مطرح می‌شود، می‌توان سه محدوده برای خداشناسی در نظر گرفت. آن سه معنا عبارتند از: معنای عام، معنای خاص و معنای اخص.

معانی خداشناسی

معنای عام توحید عبارت است از مطلق خداشناسی، اعم از اثبات وجود، صفات و افعال خداوند. این معنا عام ترین معنای توحید است و منظور از آن خداشناسی به معنای عام کلمه است.

معنای خاص توحید به بحث اثبات خدا و صفات خدا اختصاص دارد؛ یعنی به افعال خدا و عدل الهی نمی‌پردازد.

معنای اخص توحید عبارت است از یکی از صفات خداوند و آن یگانگی خداوند است. توحید به معنای یگانگی؛ یعنی خداوند شریک ندارد «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ» 1 همان صفات واحد یا همان صفت احد که یکی از صفات خدا است.

بنابراین معنای عام توحید شامل دو اصل از اصول پنجگانهٔ (توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد) اسلامی و امامیه می‌شود. یعنی اصل توحید و عدل. توحید به معنای خاص فقط شامل یکی از اصول دین می‌شود؛ یعنی شامل توحیدِ اصول دین می‌شود، که عبارت از شناخت خدا و صفات خدا است. معنای اخص که به یکی از صفات خداوند اختصاص دارد که همان صفت واحد یا احد است. که شامل بخشی از مباحث توحیدِ اصول دین می‌شود.

خداشناسی و مسائل مربوط به آن که در سلسله مقالات توحیدی این سامانه آمده، جملگی معطوف به معنای عام آن است؛ یعنی مطلق خداشناسی که شامل بحث از اثبات خدا، شناخت خدا، صفات خدا و در نهایت افعال خدا است. در واقع وقتی معنای عام، موضوع بحث باشد، معنای خاص و اخص نیز که در داخل معنای عام هستند مورد بحث خواهند بود.

راهنمایی قرآن و اهلبیت (ع)

سعی ما در این مقاله بر این بوده است که مسائل خداشناسی را با محوریت و سبک قرآن کریم بیان کنیم، چرا که قرآن بهترین راه برای خداشناسی است و چه بسا هدف اصلی معارف قرآن کریم خداشناسی باشد. البته باید به این نکته توجه داشت که خود قرآن کریم، پیامبراکرم (ص) و اهلبیت (ع) را به عنوان مفسران خود معرفی می‌فرماید:

﴿بَلْ هُوَ آیات بَیِّنات فی صُدُور الَّذین أُوتوا الْعِلْمَ﴾ 2

بلکه این قرآن آیات روشنى است در سینه کسانى که به آنان معرفت و دانش عطا شده است.

و در مورد پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
﴿ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى﴾ 3

و از روى هوا و هوس سخن نمى‌گوید.گفتار او چیزى جز وحى که به او نازل مى‌شود،

بنابراین سخنان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصوم ایشان تفسیر، تبیین و بیانگر قرآن است. در نتیجه برای مطالعه در موضوع خداشناسی لازم است از احادیث پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت به عنوان مفسران قرآن استفاده کرد. پس هدف اصلی و نکته اول این است که معارف قرآن در موضوع خداشناسی بررسی شود. شما برای این که با نگاه قرآن به اصل مسأله توحید آشنا شوید می‌توانید به مقاله «توحید در قرآن» مراجعه کنید.

اهمیت خداشناسی

نکتهٔ دوم اهمیت خداشناسی است. می توان از جهات مختلف به اهمیت علم توحید و خداشناسی توجه پیدا کرده و از جنبه های مختلف فردی، اجتماعی، معرفتی، اخلاقی مورد بررسی قرار داد. البته این مقاله ظرفیت بررسی تمام جنبه های خداشناسی را ندارد. در اینجا مهمترین آنها بررسی خواهد شد و به برخی از جنبه های دیگر اشاره‌ای خواهد شد.

اهمیت خداشناسی

الف ـ اهمیت به دلیل موضوع

اولین نکته در خصوص اهمیت علم توحید این است که خداشناسی مهمترین شناخت است. دلیل این مطلب این است که همانطور که بزرگان و علما گفتند شرافت یک علم به شرافت موضوع آن علم است. به هر میزان که موضوع علم با اهمیت‌تر باشد آن علم مهمتر است و چون خداشناسی به بحث پیرامون کامل‌ترین موجود و کمال مطلق یعنی خداوند می‌پردازد.

بنابراین می‌توان علم توحید را اشرف علوم دانست؛ به لحاظ این که موضوع آن اشرف موضوعات است. بنابراین علم توحید مهمترین علم است.

اهمیت خداشناسی در بیان پیامبر اکرم (ص)

برای همین وقتی از پیامبراسلام صلی الله علیه و آله پرسیدند مهمترین علم چیست؟ حضرت فرمودند:

﴿مَعْرِفَهُ اللَّهِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ﴾ 4

شناختن خداوند آن گونه که حق شناخت اوست.

مهمترین، با اهمیت ترین و بالاترین علم، معرفت به خدا است. البته آنگونه که حق معرفت است، معرفت درست نه معرفت غلط.

اهمیت خداشناسی در بیان امام علی (ع)

امیرالمؤمنین علیه السلام نیز معرفت پروردگار را بالاترین معارف می‌دانند. از ایشان نقل شده است که فرمودند:

﴿مَعْرِفَهُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَعْلَى الْمَعَارِف‏﴾ 5

معرفت خدای سبحان، عالی ترین و برترین معارف و شناخت ها است.

ب ـ خداشناسی محور دین اسلام و ادیان الهی

نکتهٔ دوم در اهمیت خداشناسی این است که توحید و خداشناسی نقطهٔ آغازین و محوری دین است. دین راه رسیدن انسان به سعادت است و شناخت خدا نقطهٔ آغاز دین است و بدون شناخت خدا شناخت دین ممکن نیست لذا از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمودند:

﴿اوّل الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ﴾ 6

اولین گام در دین معرفت خداوند است.

اگر ما خداوند را نشناسیم نمی‌توانیم دین او را بشناسیم، بنابراین ابتدا باید خدا را شناخت و به او ایمان آورد تا بعد به معارف دیگری مثل شناخت پیامبران خدا و شناخت معاد و شناخت امامت پی‌برد.

معارف دین بر محور خداشناسی است

معرفت خداوند نه تنها نقطهٔ آغازین دین است، بلکه نقطهٔ محوری و اساسی دین نیز هست و اساساً بقیهٔ معارف دین مبتنی بر خداشناسی است.

فقط این نیست که ابتدای کار با خداشناسی باشد بلکه توحید نقش محوری دارد و همه جا هست. مثلاً در موضوع نبوت بحث از فرستادهٔ خدا است آیا خداوند پیامبری فرستاده یا نه؟ آیا پیامبران او معصوم هستند یا نه؟ و… .

بنابراین اساساً بدون توحید نبوت معنا ندارد. امامت هم همینطور است. نصب امام از سوی خدا است و عصمت امام را خداوند ضمانت کرده است و مطالب و دستوراتی که امام مطرح می‌کنند همگی دستورات خدا است.

همینطور معاد، معاد هم فعل و پاداش و جزای خدا است. همهٔ معارف دین، حتی معارف عملی، بر محور توحید است. عبادات برای به دست آوردن رضای خدا است. اگر ما خدا را از منظومهٔ معارف دینی حذف کنیم هیچ چیزی باقی نمی‌ماند چون تمامی اعتقادات به خدا وابسته است و تمامی اعمال، رفتار و عبادات همه برای خدا است و از سوی خدا نازل شده و انجام آن هم به نیت تقرب و قربه إلی الله است.

بنابراین می‌توان گفت که نقطهٔ آغازین و محوری دین، توحید و خداشناسی است. در قرآن مرزبندی بین انسانها براساس ایمان به خدا و عمل به لوازم این ایمان است؛ یعنی پیروی از خدا، ایمان به پیامبر و امام و قیامت او؛ یعنی عمل صالح که خداوند دستور به انجام آنها داده است.

بنابراین عاقبت به خیری و سعادت و آن چیزی که دین برای آن آمده در درجهٔ اول به ایمان به خدا و پیروی از خدا است که هر دو متوقف بر شناخت خدا هستند. بنابراین ما می‌توانیم بگوییم که شناخت خدا محور و اساس و نقطهٔ آغازین دین است.

ج ـ تنها راه سعادت انسان

نکتهٔ سوم در باب اهمیت علم توحید این است که خداشناسی راه رسیدن به کمال انسانی است. قرآن کریم عبادت خدا را غایت خلقت جن و انس معرفی می‌کند می فرماید:

﴿وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ﴾ 7

وجن و انسان را خلق نکردم مگر برای این که مرا عبادت کنند.

خلقت انسان برای عبادت است. یعنی غایت و کمال خلقت در عبادت، عبادت خداست و راه رسیدن به عبادت خدا، شناخت و ایمان به خدا است. بدون شناخت خدا و ایمان به او نمی‌شود خدا را عبادت کرد. همانطور که بدون عبادت خدا نمی‌شود به کمال انسانی و به سعادت رسید. بنابراین تکامل انسان و رسیدن به کمال مطلوب از مسیر خداشناسی می‌گذرد.

توجه به خدا انسان را از بدیها دور می‌کند

شناخت خدا در کنترل شهوات نفسانی و رسیدن به ملکات اخلاقی هم تأثیر دارد. جالب است که در قرآن کریم ابتدا در برخی از آیات تذکر می‌دهد: شما که به خدا ایمان دارید باید بدانید که خدا ناظر است و از انسان و رفتار او آگاه است.

﴿أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏﴾ 8

مگر ندانسته که قطعاً خدا [همه کارهایش را] می‌بیند؟

این تذکر به همهٔ انسان ها است که باید متوجه باشیم خداوند به همهٔ رفتارها، کارها و حتی به نیت های ما آگاه است. در آیات دیگر تذکر می‌دهد که افرادی که به معرفت خدا و علم خدا پی‌برده‌اند و ایمان دارند هواهای نفسانی خود را کنترل می‌کنند، چرا که ایمان خدا آگاه وناظر بر اعمال و به آنها بشارت می دهد:

﴿وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ * فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوى‏﴾ 9

و اما کسى که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است، پس بی‌تردید جایگاهش بهشت است.

آن افرادی که می‌دانند که خدا می‌بیند و بنابراین می‌ترسند و تقوا دارند، آنها نفس خود را از هوا و هوس نهی می‌کنند، در نتیجه «فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوى» جایگاه ایشان بهشت است.

د ـ خداشناسی مایه آرامش انسان

نکتهٔ چهارم در اهمیت خداشناسی این است که خداشناسی بالاترین آرامش و لذت را به انسان می‌بخشد. قرآن کریم هدایت شوندگان را کسانی می‌داند که به خدا ایمان آورده‌اند و دل آنها به یاد خدا آرام می‌گیرد. بعد از بیان این مطلب، می‌فرماید:

﴿أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ 10

آگاه باشید که فقط با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد.

براساس این آیه آرامش قلب با شناخت خدا و ایمان به او و بعد یاد خدا به دست می‌آید. در ابتدای آیهٔ قبل بحث ایمان به خدا مطرح می‌شود و سپس ذکر خدا.

﴿وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ لَا أُنزِلَ عَلَیْهِ ءَایَهٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَ یهَدِى إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ * الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ تَطْمَئنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئنُّ الْقُلُوب﴾

کافران مى‌گویند: چرا معجزه ‏اى [غیر قرآن‏] از سوى پروردگارش بر او نازل نشده؟ بگو: مسلماً خدا هر کس را بخواهد [پس از اتمام حجت‏] گمراه مى‏ کند و هر کس را که به سوى او بازگردد، هدایت می‌نماید. [بازگشتگان به سوى خدا] کسانى [هستند] که ایمان آوردند و دل‏هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه باشید! دل‏ها فقط به یاد خدا آرام می‌گیرد.

طبیعی است که اگر ایمان به خدا نباشد یاد خدا هم نیست، وقتی یاد خدا نباشد آرامش هم نیست. ایمان به خدا هم متوقف بر شناخت خدا است. پس شناخت خدا، ایمان به خدا، یاد خدا ودر نهایت آرامش قلب.

اهمیت خداشناسی در نظر امام صادق (ع)

در روایتی امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

اگر مردم فضیلت معرفت به خدا را می‌دانستند هرگز به شادی ها و نعمت های دنیوی که به دشمنان آنها رسیده چشم نمی‌دوختند و دنیای آنها در نظرشان از چیزهایی که بر آنها قدم می‌گذارند کمتر جلوه گر می‌شد و در عوض از معرفه الله بهره مند می‌شدند و از آن لذت می‌بردند، همانند کسی که در باغ های بهشت با اولیاء الله هم نشین هستند و آنجا با خوشی و لذت به سر می‌برند. همانا معرفه الله مایه آرامش انسان در هر وحشت، همراه او در تنهایی، روشنایی در هر تاریکی، توانایی در هر گونه ناتوانی، شفا و تندرستی از هر بیماری است.

مراتب خداشناسی

البته معرفه الله و خداشناسی درجاتی دارد و به هر نسبتی که انسان به آن برسد به همان نسبت به انسان آرامش، لذت روحی و معنوی می‌دهد، انسان را از تنهایی، تاریکی و ظلمت در می‌آورد و او را از وحشت خارج می‌کند. کسی که خدا را شناخته و با خدا است هیچ وقت احساس تنهایی و یأس و ناامیدی نمی‌کند.

در روایات دیگر آثار فراوانی برای خداشناسی ذکر شده است از جمله امید به خدا، امید به آینده، ناامید نشدن، دعا کردن، کسی که خدا را بشناسد که خدا کامل ترین موجودات است، از خدا درخواست می‌کند، همیشه به او توکل می‌کند و بی نیاز از مردم است. کسی که بداند همهٔ کارها در دست خدا است در واقع خود را وابسته و متکی به مردم نمی‌داند چون می‌داند که اگر خدا نخواهد هیچ کاری انجام نمی‌شود و اگر خدا بخواهد هر کسی هم بخواهد جلوی کارهای او را بگیرد نمی‌تواند. به خدا اتکا پیدا می‌کند و از مردم غنا می‌یابد.

همینطور تسلیم شدن و راضی شدن در برابر قضا و قدر الهی هم از آثار شناخت خدا است. وقتی ما بدانیم چه خدایی داریم به سلطنت او در عالم که همان قضا و قدر الهی است راضی خواهیم بود.

همینطور تلاش برای اقامتگاه ابدی و معاد؛ اگر ما خدا را بشناسیم و بدانیم که او در نهایت به عدالت بین انسانها رفتار خواهد کرد تلاش خواهیم کرد تا با انجام کارهای خوب و به دست آوردن ملکات نفسانی و ارزشمند وضع خود را در آینده و در قیامت بهبود ببخشیم.

Cinque Terre

درس شکوه یکتایی

این مقاله بخشی از درس‌های توحید است که توسط استاد ارجمند حجه الاسلام برنجکار در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. توحید یکی از چهار درس عقاید است که با نام «شکوه یکتایی» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


پی نوشت ها

  1. سورهٔ شوری، آیهٔ ١١
  2. سورهٔ عنکبوت، آیهٔ 49
  3. سورهٔ نجم، آیات 3 و 4
  4. ابوجعفر، الصدوق؛ التوحید (للصدوق)، ص 285
  5. عبدالواحد بن محمّد، آمدی؛ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 81
  6. نهج البلاغه، ص 39
  7. سورهٔ ذاریات، آیهٔ 56
  8. سورهٔ علق، آیهٔ 14
  9. سورهٔ نازعات، آیات 40 و 41
  10. سورهٔ رعد، آیهٔ 28