برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

نام های قیامت و کیفیت وقوع آن

آشنایی با حادثه قیامت و اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد بسیار اهمیت دارد. از این رو قرآن کریم نگاه ویژه‌ای به این موضوع دارد. نام های قیامت در قرآن بسیاری از مسایل مربوط به آن را بیان می‌کند. قرآن با استفاده از تعابیر مختلف از قیامت خصوصیات آن را شرح می‌دهد. در این مقاله قصد داریم نام های قیامت در قرآن را بیان کرده و با استفاده از آن کیفیت وقوع این حادثه مهم را شرح دهیم.

البته برای تحقیق درباره دامنه اتفاقاتی که در قیامت پیش می‌آید مقاله مستقلی به نام «قیامت» پیشنهاد می‌گردد.

ابتدا چکیده مطالب را مشاهده فرمایید:

چکیده

تمامی تعابیر مربوط به حادثۀ قیامت، همه از یک واقعه حکایت دارند.

تعبیرهایی که قرآن کریم برای بیان حادثۀ قیامت از آنها بهره برده است عبارتند از: نفخ در صور، صیحه، زلزله، قارعه، بطش و برق.

قرآن کریم با به ‌کارگیری تعابیر مختلف از قیامت کیفیت وقوع قیامت را بیان می‌کند.


نام‌های قیامت بیانگر کیفیّت وقوع آن

در بررسی نام های قیامت در قرآن مشاهده می‌کنیم که قرآن کریم با به ‌کارگیری تعابیری ویژه، چگونگی حادثۀ قیامت را بیان می‌کند. در ادامه پاره‌ای از این تعابیر را بررسی می‌کنیم:

نمودار نام های قیامت

الف ـ نفخ در صور

با توجه به آیات قرآن کریم، نفخ در صور دو مرتبه انجام می‌شود، یک‌بار برای انقراض و بار دیگر برای برپایی دوباره.[1] «صور» به معنای شیپور و «نفخ» به معنای دمیدن است. بدین ترتیب نفخ در صور به معنای دمیدن در شیپور است. در قرآن کریم ده مرتبه به نفخ در صور، اشاره شده است.

ب ـ صیحه

یکی از تعابیر قرآن در بیان نام های قیامت «صیحه» است. صیحه به معنای فریاد و مهیب ناگهانی است؛ همچنان‌که در قرآن کریم آمده است:

﴿ وَیَقُولُونَ مَتَى هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ * مَا یَنْظُرُونَ إِلَّا صَیْحَهً واحِدَهً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ یَخِصِّمُونَ﴾ [2]

منکرین قیامت میگویند: «اگر راست میگویید، این وعدّه ای که میدهید چه هنگام خواهد بود؟» اینان جز صیحهای یکباره را انتظار نمیبرند. این صیحه آنها را فراخواهد گرفت، در حالی که به مخاصمه و بگو مگو مشغول هستند، (در کوچه و بازار و اداره و … مشغول به کارهای زندگی و گفتگو هستند که یکباره و ناگهانی ایشان را فراخواهد گرفت).

در آیه‌ای دیگر آمده است:

﴿ … لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَهً …﴾ [3]

قیامت جز ناگهانی به شما نمی‌‌‌رسد.

بنابراین، صیحه یک حادثه است؛ یعنی، کار جهان با یک فریاد تمام می‌شود. قرآن کریم دربارۀ نتیجۀ این صیحه و ناگهانی بودن آن چنین توضیح می‌دهد:

﴿ فَلا یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَهً وَلا إِلَى أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ﴾ [4]

با این شیپور خواب، نه فرصت وصیت دارند و نه به خانههای خود نزد کسان خود، برمیگردند.

ج ـ زلزله

«زلزله» یکی از نام های قیامت است. در حادثۀ قیامت، زلزله به معنای لرزش شدید همهٔ زمین است. بر اساس آیات قرآن کریم این زلزله حادثه‌ای قطعی و حتمی ‌است؛ چنان‌که می‌فرماید:

﴿ یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَهَ السَّاعَهِ شَیْ‏ءٌ عَظِیمٌ﴾ [5]

ای مردم، در پیشگاه پروردگار خود تقوا پیشه کنید که محققاً زلزلۀ قیامت، حادثهای بس بزرگ است.

سپس می‌فرماید:

﴿ یَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَهٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ کُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا …﴾ [6]

روزی که این حادثه (زلزله) را ببینید، هر شیردهندهای آن را که شیر میدهد رها میکند، و هر بارداری سقط جنین میکند.

مشخص است که این جریان به زندگی دنیا مربوط است و مادرانی که فرزند شیرخوار دارند، به علت سهمگین بودن این حادثه سراسیمه می‌شوند و فرزندان خود را رها می‌کنند.

﴿ وَتَرَى النَّاسَ سُکَارَىٰ وَمَا هُمْ بِسُکارَىٰ وَلکِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِیدٌ﴾ [7]

و مردم را میبینی که مست هستند (و تعادل ندارند)، اما در واقع اینان مست نیستند، این عذاب خدا است که سهمگین است.

در سورۀ زلزله نیز موضوع زلزلۀ قیامت مطرح شده است، که بر هر دو مرحلۀ قیامت تطبیق‌شدنی است.

﴿ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَها * وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَها * وَقَالَ الْإِنْسانُ مَا لَها * یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَها﴾ [8]

آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود و زمین بارهاى سنگین خود را برون افکند و انسان گوید: «[زمین] را چه شده است؟» آن روز است که [زمین] خبرهاى خود را بازگوید.

د ـ قارعه (یکی از نام های قیامت)

یکی دیگر از نام های قیامت «قارعه» است. «قارعه» به معنای کوبنده و «قرع» به معنای کوبیدن است. این واژه در سوره‌های قارعه و حاقّه آمده است: ﴿ کَذَّبَت ثَمودُ وَعادٌ بِالْقَارِعَهِ﴾ .[9] با توجه به این آیه می‌توان دریافت که در ادیان گذشته و نیز در قوم حضرت نوح،[10] ماجرای قارعه و حادثۀ قیامت با همین توصیفات مطرح شده است؛ چرا که قرآن می‌فرماید که ثمود و عاد، قارعه را تکذیب کردند.

﴿ کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقَارعَه* فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطَّاغِیَهِ * وَأَمَّا عادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عَاتِیَهٍ﴾ [11]

ثمود (قوم صالح) و عاد (قوم هود) آن حادثه کوبنده را تکذیب کردند. اما قوم ثمود به خاطر سرکشی خود به هلاکت رسیدند و اما عاد به وسیلۀ تندبادی توفنده و سرکش هلاک شدند.

قرآن کریم بحث قیامت را با حالتی هیجان‌برانگیز و سؤال‌برانگیز مطرح می‌کند؛ چنان‌که در سورۀ قارعه می‌فرماید:

﴿ الْقَارِعَهُ * مَا الْقَارِعَهُ * وَمَا أَدْراکَ مَا الْقَارِعَهُ﴾ [12]

کوبنده! این کوبنده چیست؟ و چه میدانی که این کوبنده چیست؟

جالب است که قرآن کریم عظمت حادثۀ قیامت را در قالب سؤال بیان می‌کند و در آخر هم نمی‌گوید که این کوبنده چیست، اما به نتیجۀ کوبیدن اشاره می‌کند:

﴿ یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ * وَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ﴾ [13]

روزی که (بر اثر کوبش این کوبنده) مردم مثل پروانههای پراکنده در هوا میگردند و کوهها مثل پشم زدهشده خواهند شد.[14]

زمانی که ضربه‌ای به تار حلاجی زده شود، مقداری پشم یا پنبه در هوا پراکنده می‌شود، سپس این پنبه‌های معلق در هوا، آرام آرام و به صورت ریز و درشت، روی زمین بازمی‌گردند. این آیۀ شریف متلاشی شدن کوه‌ها را به حرکت این ذرات تشبیه کرده است: کوه‌ها با یک ضربه، از زمین به سمت بالا پرتاب می‌شوند و دوباره به زمین برمی‌گردند. این بخش از آیات به مرحلۀ نخست قیامت مربوط است.

نام های قیامت در قرآن

قرآن کریم در ادامه ماجرای صحنهٔ دادگاه را این‌گونه بیان می‌کند:

﴿ فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ * فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ * وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ * فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ * وَمَا أَدْراکَ مَا هِیَهْ * نَارٌ حَامِیَهٌ﴾ [15]

اما هرکه سنجیده‏‌هایش سنگین برآید، پس وى در زندگى خوشى خواهد بود و اما هرکه سنجیده‏‌هایش سَبُک برآید، پس جایش «هاویه» باشد و چه دانی که آن چیست؟ آتشى است‏ سوزنده.

دربارۀ قارعه که یکی از نام های قیامت است می‌توان گفت که زمین که با سرعت در حال گردش است، با یک جرم بزرگ آسمانی برخورد می‌کند و آن جرم، زمین را می‌کوبد که در این صورت حادثه‌ای عظیم رخ می‌دهد؛ زیرا سرعت زمین در اثر این برخورد به کندی می‌گراید و قطعات بالایی آن از هم جدا می‌شود.

این نکته از بدیهیات علم فیزیک است که اگر جسمی‌ که به سرعت در حال حرکت است، به گونه‌ای ناگهانی متوقف شود، یا دچار نوسان گردد و یا شتاب خود را چند برابر کند، هر آنچه بر سطح آن جسم است، پرتاب می‌شود و بر روی جسم باقی نمی‌ماند.

از آنجا که می‌دانیم که مناطق زمین از نظر سرعت حرکتِ وضعی وضعیت یکسانی ندارند و برای مثال در استوا حرکت زمین سریع‌تر است و در قطبها بسیار کُند و در مناطق دیگر متعادل است و باز می‌دانیم که سرعت زمین به دور خورشید، حدود سی کیلومتر در ثانیه و سرعت حرکت وضعی و جابه‌جا شدن استوای زمین حدود 28 کیلومتر در دقیقه است، پس اگر زمین ناگهان متوقف شود یا سرعت خود را دو چندان کند، همه چیز از شدت برخورد نابود می‌شود و ما با همهٔ کاخها و درختان و کوه‌ها و صخره‌ها و اقیانوسها به جوّ زمین پرتاب می‌شویم.[16]

پوستۀ روی زمین حدود 35 تا 50 کیلومتر ضخامت دارد و مانند پوستۀ تخم مرغ روی زمین را پوشانده است. با ضربه‌ای که در حادثۀ قیامت بر زمین زده می‌شود و به بیانی دیگر هنگامی که زمین با مانعی جدی روبه‌رو و از سرعت آن کاسته شود، هر کدام از کوهها، در هر طرف که باشند، از همان نقطه از زمین کنده می‌شوند و به فضا پرتاب می‌شوند و در نتیجه اطراف زمین را صدها کیلومتر قطعات ریز و درشت سنگ و خاک فرامی‌گیرد.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَهٌ واحِدَهٌ * وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبالُ فَدُکَّتَا دَکَّهً واحِدَهً * فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَهُ﴾ [17]

پس آنگاه که در صور یکباره دمیده شود و (قسمتهای خاکی) زمین و کوهها از جای خود برداشته شوند و با یک تکان ریزریز گردند، پس در این روز است که واقعۀ قیامت رخ داده است.

هـ ـ بطش (یکی از نام های قیامت)

یکی دیگر از نام های قیامت «بطش» است. «بطش» به معنای هجوم خشم‌آگین است. قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ * إِنَّهُ هُوَ یُبْدِئُ وَیُعِیدُ * وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ﴾ [18]

آری، خشم پروردگارت بسیار سنگین است، هم او است که آفرینش را آغاز می‌کند و بازمی‌گرداند و او است آمرزندۀ مهربان.

و نیز می‌فرماید:

﴿ یَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَهَ الْکُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ﴾ [19]

آن روز که ما آن حملۀ بزرگ را پدیدار کنیم، آنگاه انتقامگیرندهایم.

و ـ برق (یکی از نام های قیامت)

«برق» به معنای نور خیره‌کننده است. این تعبیر در قرآن کریم از انفجاری عظیم حکایت دارد و یکی از نام های قیامت است. قرآن کریم می‌فرماید:

﴿ بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ * یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَهِ * فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَخَسَفَ الْقَمَرُ * وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ﴾ [20]

واقعیت این است که انسان میخواهد با انکار قیامت راه خود را به سوی خودکامگی باز کند. از این رو با طعنه و استهزا میپرسد: «این روز قیامت کی برپا میگردد؟» آن روز که [با درخشش شهاب آتشین] چشمها خیره شوند و ماه در خسوف قرار گیرد و ماه و خورشید در کنار هم گرد آیند.

موارد پیش‌گفته تعبیرهایی هستند که قرآن کریم در بیان حادثۀ قیامت از آنها بهره برده است. البته تعابیر دیگری مانند «الواقعه»، «الحاقّه» و «الطامّه» هم در قرآن وجود دارد؛ چنان‌که می‌فرماید:

﴿ فَإِذا جَاءَتِ الطَّامَّه الْکُبْرَى * یَوْمَ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسانُ مَا سَعَى﴾ [21]

پس آنگاه که آن هنگامۀ بزرگ فرارَسَد، [آن] روز است که انسان آنچه را که در پى آن کوشیده است، به یاد آوَرَد.

علاوه بر این، تعبیر «الزّجره» نیز دربارۀ قیامت به کار رفته است:

﴿ فَإِنَّما هِیَ زَجْرَهٌ واحِدَهٌ فَإِذا هُمْ یَنْظُرُونَ﴾ [22]

و آن تنها یک فریاد است و بس! و به ناگاه آنان به تماشا خیزند.

Cinque Terre

آخرین سفر

این مقاله بخشی از درس‌های معاد است که توسط استاد ارجمند دکتر سید محسن میرباقری در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. معاد یکی از چهار درس عقاید است که با نام «آخرین سفر» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


[1]. سورهٔ زمر/ 68.

[2]. سورهٔ یس/ 49 ـ 48.

[3]. سورهٔ اعراف/ 187.

[4]. سورهٔ یس/ 50.

[5]. سورهٔ حج/ 1.

[6]. سورهٔ حج/ 2.

[7]. سورهٔ حج/ 2.

[8]. سورهٔ زلزله/ 4 ـ 1.

[9]. سورهٔ حاقّه/ 4.

[10]. حضرت هود و صالح (ع) شریعت حضرت نوح (ع) را ترویج می‌دادند.

[11]. سورهٔ حاقّه/ 6. 4.

[12]. سورهٔ قارعه/ 3 ـ 1.

[13]. سورهٔ قارعه/ 5 ـ 4.

[14]. واژۀ «العهن» به معنای پشم رنگارنگ است. باید توجه کرد که کوه‌ها رنگهای گوناگون دارند؛ على‌اکبر قرشى، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیه، 1378 هـ. ش، ج 5، ص 64.

[15]. سورهٔ قارعه/ 11 ـ 6.

[16]. ر.ک: محمّد‌فرید، وَجدی؛ دائره معارف القرن العشرین، مادۀ «أرض»، «فلک».

[17]. سورهٔ حاقه/ 15 ـ 13.

[18]. سورهٔ بروج/ 15 ـ 13.

[19]. سورهٔ دخان/ 16.

[20]. سورهٔ قیامه/ 9 ـ 5.

[21]. سورهٔ نازعات/ 35 ـ 34.

[22]. سورهٔ صافات/ 19.