برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

قیامت در قرآن

مسأله معاد و برپایی قیامت در قرآن کریم یکی از مباحث مهم و محوری است. این مقاله درباره موضوعات زیر بحث می‌کند:

  1. جایگاه قیامت در قرآن
  2. دسته‌بندی آیات معاد و توضیح هر کدام
  3. سیر آیات معاد در قرآن

چکیده

  • قرآن برای انسان چهار دوره وجودی را مطرح می‌کند که مباحث معاد و قیامت در قرآن یک بخش آن را تشکیل می‌دهد.

  • مسأله معاد و قیامت در قرآن کریم جایگاه ویژه‌ای دارد. بنابر آموزه‌های قرآن، زندگی ما یک سیر برنامه‌ریزی شده و دقیق دارد که محدود به این دنیا نیست.

  • آنچه قرآن دربارهٔ قیامت می‌گوید:
    1. قرآن تلنگر می‌زند.
    2. قرآن برای قیامت دلیل می‌آورد.
    3. چگونگی برپایی قیامت در قرآن.
    4. قرآن بر ایمان کامل برای آخرت تأکید می‌کند.
    5. قرآن از قیامت بر حذر می‌دارد.
    6. قرآن با معاد نحوهٔ ساختن دنیایی کامل را نشان می‌دهد.

آیات قیامت در قرآن

خداوند در قرآن برای انسان چهار دوره وجودی را مطرح می‌کند که مباحث معاد در قرآن یک بخش آن را تشکیل می‌دهد. یکی از آیاتی که این چهار دوران را به خوبی بیان می‌کند آیه ۲۸ سورهٔ بقره است که می‌فرماید:

«کَیفَ تَکفُرونَ بِاللَّـهِ وَ کُنتُم أَمواتًا فَأَحیاکُم ثُمَّ یُمیتُکُم ثُمَّ یُحییکُم ثُمَّ إِلَیهِ تُرجَعونَ»

چگونه به خدا کفر می ورزید در حالی که دوره‌ای در حال موت بودید، بعد از آن شما را زنده کرد، سپس شما را به حال مرگ برمی‌گرداند، آن گاه دوباره زنده می‌کند، سپس به سوی او بازگردانده می شوید.

نکته‌ای که وجود دارد این است که انسان قبل از این دنیا نیز وجود داشته است اما در حال موت بوده؛ یعنی موت یک حالت وجودی است و به معنای نیستی و نابودی نیست، همچنان که فرموده است:

«الَّذی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیاهَ لِیَبلُوَکُم أَیُّکُم أَحسَنُ عَمَلً»

خداوندی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان بهتر عمل می‌کنید. (ملک، ۲)

جایگاه قیامت در قرآن

بنابراین قیامت چنین جایگاهی در قرآن دارد و بخشی از زندگی انسان را تبیین می‌کند. در واقع قرآن کریم دارد چشم ما را به حقایق این عالم باز می‌کند و گویی به ما می‌گوید: «ای انسان چشمت را باز کن، نکند خیال کنی موجودی هستی که روزگار تو را به وجود آورده و چند روزی می‌خوری و می‌خوابی و کار تمام می‌شود. نه! تو قبل از این دنیا در عالم دیگری که عالم موت بود حضور داشتی، تو را به دنیا آوردیم و امکاناتی برایت فراهم کردیم تا رشد کنی. هنگامی هم که بمیری کار تمام نمی‌شود و دوباره بیدار خواهی شد و به زندگیی که خودت برای خودت رقم زده‌ای ادامه خواهی داد».

با این نگاه اولاً ما متوجه می‌شویم که زندگی ما یک سیر برنامه‌ریزی شده و دقیق دارد که محدود به این دنیا نیست. قبل و بعدی دارد و حساب و کتابی. ثانیاً آیات قیامت در قرآن را بهتر درک خواهیم کرد و نسبت آیات معاد را با زندگی خودمان بهتر خواهیم فهمید.

قرآن دربارهٔ قیامت چه می‌گوید؟

دسته‌بندی‌های مختلفی درباره قیامت در قرآن مطرح شده است. یک سیر که می‌توان با توجه به حالات مختلف انسان در نظر گرفت به این قرار است:

۱. قرآن تلنگر می‌زند

قرآن ابتدا به ما حواس‌جمعی می‌دهد که ای مردم نکند دلخوش به زندگی دنیا شوید و فراموش کنید که برای چه به دنیا آمده اید. این دست از آیات فراوان در قرآن آمده است:

«إِنَّ وَعدَ اللَّـهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیاهُ الدُّنیا»

ای مردم! بی تردید وعدهٔ خدا [درباره قیامت] حق است، پس [مراقب باشید] زندگی دنیا شما را نفریبد. (لقمان، ۳۳)

این دسته از آیات معاد برای انسان‌های روشن ضمیر و آزاده کفایت می‌کند. آن‌ها وقتی به این آیات می‌رسند دچار تحول فکری و روحی می‌شوند و همواره در یاد آخرت دل‌نگران می‌مانند و از رفتار و گفتار خود مراقبت می‌کنند: «وَ الَّذینَ یُؤتونَ ما آتَوا وَ قُلوبُهُم وَجِلَهٌ أَنَّهُم إِلىٰ رَبِّهِم راجِعونَ؛ کسانی که آنچه وظیفه بندگى و ایمان است به جاى می‌آورند و باز از این که [روزى] به خداى خود رجوع مى‏کنند دل‌نگرانند» (مؤمنون، ۶۰). حتماً‌ شما هم دیده یا شنیده‌اید از حالات افرادی که با دقت در یک آیه، به یکباره تغیر کرده‌اند و سبک زندگی خود را به کلی تغییر داده‌اند.

۲. قرآن برای قیامت دلیل می‌آورد

می‌دانیم که معاد از شاخه‌های توحید است و کسی که خدا را خوب بشناسد، بی‌تردید در مسأله معاد شک نخواهد کرد. از این رو شاید دیگر نیازی به بیان دلیل و برهان برای معاد نباشد. اما با این حال قرآن دلایلی کاملاً خردمندانه و قابل فهم برای ما بیان می‌کند که ایمان ما هر چه بیشتر محکم و استوار شود. شاید هم این دلایل را مطرح می‌کند تا همه افراد با هر ظرفیتی بتوانند مسأله قیامت را به خوبی درک کنند؛ بعضی انسان‌ها چنان قلب صاف و پاکی دارند که با یک اشاره حقایق بزرگی را دریافت می‌کنند، اما همه انسان‌ها از ظرفیت یکسان برخوردار نیستد و بعضی نیاز بیشتری به دلیل و مدرک دارند تا جانشان آرام بگیرد. چه بسا آیه ۱۱۵ سورهٔ مؤمنون از این دست آیات باشد:

«أَفَحَسِبتُم أَنَّما خَلَقناکُم عَبَثًا وَأَنَّکُم إِلَینا لا تُرجَعونَ»

آیا گمان کردید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟

یکی از استدلال‌های دقیق که در این آیات مطرح می‌شود همین است که اگر سرانجام انسان همین دنیا باشد، آفرینش او کار بیهوده‌ای خواهد بود، در حالی که خدای حکیم، از کار لغو و بیهوده پاک و منزه است. چطور ممکن است او انسان را به دوره‌ای پر مشقت وارد کند که رنج‌ها ببرد و در این بین، عده‌ای بر عده‌ای دیگر ظلم کنند و در نهایت همه چیز با مرگ انسان تمام شود!؟

۳. چگونگی برپایی قیامت در قرآن

بسیاری از آیات قیامت درباره چگونگی واقع شدن قیامت سخن می‌گوید. در واقع از روز قیامت تصویر سازی می‌کند. این دسته از آیات بسیار فراوان هستند. برای مثال این مباحث از قرآن به دست می‌آید: ابتدا تمام موجودات روی زمین خواهند مرد که از آن به نفخ صور اول تعبیر شده. زمین دچار زلزله‌های شدیدی خواهد شد. کوه‌ها چون پشم حلاجی شده در خواهند آمد و در نهایت سطح زمین صاف و مسطح خواهد شد. در مرحله دوم تمام انسان ها زنده خواهند شد. همه هاج و واج خواهند بود و تا مدتی نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده است، فکر می‌کنند نیم روزی یا یک روزی را خواب بوده‌اند.

پیامبران و امامان به صحنه وارد خواهند شد. هر کسی را در دسته رهبرانش قرار خواهند داد، بعضی امامشان پیامبران و صالحان و بعضی امامشان طاغوتیان خواهد بود. همه آشکارا عظمت خدا را می‌یابند و همه دوست دارند که برای او به خاک بیفتند و سجده کنند، اما فقط اهل توحید می‌توانند سجده کنند. کفار با حسرت می‌پرسند چرا ما نمی‌توانیم سجده کنیم و پاسخ می‌شنوند که شما در دنیا اهل سجده نبودید.

هزاران رمز و راز و هزاران بحث‌های مختلف از صحنهٔ قیامت در قرآن مطرح شده است. شاید حکمت این تصویر سازی‌ها برای این باشد که ما تصویری شفاف از صحنه‌های قیامت داشته باشیم تا در نتیجه ایمان ما به آخرت قوی‌تر شود.

۴. قرآن بر ایمان کامل برای آخرت تأکید می‌کند

ایمان یکی از مسائل بسیار مهم است که در صحنه قیامت نقش اصلی دارد. یعنی هیچ عملی بدون ایمان پذیرفته نخواهد بود. سر تا سر قرآن رستگاری را به ایمان و عمل صالح تعریف کرده است. ایمان در قرآن چهار رکن دارد ایمان بالله، ایمان به آیات الله یعنی نبوت انبیاء، ایمان به ولایت الله یعنی ایمان به ائمه هدی (ع) و ایمان به معاد. هر کسی که دانسته و با علم یکی از این چهار رکن را انکار کند، تمام اعمال او حبط و بی اثر خواهد شد. برای مثال در آیه ۳۹ سوره مبارکه نور، اعمال عبادی کسانی را که به ولایت اهل‌بیت رسول خدا کفر ورزیده‌اند این طور توصیف می‌کند:

«وَ الَّذینَ کَفَروا أَعمالُهُم کَسَرابٍ بِقیعَهٍ یَحسَبُهُ الظَّمآنُ ماءً حَتّىٰ إِذا جاءَهُ لَم یَجِدهُ شَیئًا»

کسانی که [به امامت] کفر می‌ورزند اعمال [خوب] ایشان مانند سرابی در بیابانی مسطّح و صاف است که تشنه، آن را آب می‌پندارد، اما وقتی به آن می‌رسد هیچ چیز در آنجا نمی‌یابد.

روشن است منظور از اعمال در این آیه اعمال نیکو و پسندیده است، چرا که کسی گمان نمی‌کند که اعمال بدش برای او فایده‌ای داشته باشد.

اما به راستی چرا باید کارهای خوب این افراد نادیده گرفته شود؟ این بحث مفصلی است که باید در جای خودش باز شود. شما می‌توانید در مباحث آیه نور جواب کاملی در این باره به دست آورید. (برای دیدن درس آیه نور به اینجا مراجعه کنید). اما اگر بخواهیم کوتاه و خلاصه آن را توضیح دهیم می‌توانیم شما را به این به مثال توجه دهیم: فرض کنید عده‌ای از دانشجویان در مقابل نظام آموزشی دانشگاه و اساتید آن موضع بگیرند و بگویند ما خود بهتر می‌دانیم چه درسی را بخوانیم و چه درسی را نخوانیم، ما خودمان اساتید بهتری می‌شناسیم و … و با این حرف‌ها از نظام آموزشی دانشگاه فاصله بگیرند.

در این بین آن‌ها کارهایی انجام می‌دهند و درس‌هایی می‌خوانند که به گمان خودشان خوب است. روزها به همین سبک و روش می‌گذرد و دوره دانشجویی این افراد سر می‌رسد؛ زمان، زمان اعطای کارنامه و مدرک است. به نظر شما آیا این دانشجوها از دانشگاه طلبی دارند؟ می‌توانند از دانشگاه درخواست کارنامه و مدرک داشته باشند؟!

ایمان در دنیا حقیقتی شبیه به این مثال دارد. عده‌ای به انبیاء ایمان نمی‌آورند یا عده‌ای به انبیاء ایمان می‌آورند اما به اوصیاء و جانشینان ایشان ایمان نمی‌آورند و خودسرانه تشکیلاتی راه می‌اندازند و چه بسا در ظاهر کارهای خوبی هم انجام می‌دهند، بعد در روز جزا از خداوند پاداش کارهایشان را می‌خواهند! روشن است پاسخ خواهند شنید که شما به دلالت ولیّی که ما برای شما تعیین کردیم عمل نکردید، چگونه انتظار دارید اعمال شما ثبت شود؟ مگر قرآن نخواندید و درباره اعمال سراب‌گونه نشنیدید؟

۵. قرآن از قیامت بر حذر می‌دارد

عده‌ای از افراد هستند که چنان دلداده و شیفتهٔ دنیا شده‌اند که دائم مباحث ایمانی را مسخره می‌کنند از جمله معاد. قرآن کریم دربرابر این دسته چند کار انجام می‌دهد. گاهی از انگیزه آن‌ها سخن می‌گوید. گاهی علت کارشان را بیان می‌کند که یا سطحی نگری و شتاب زدگی است یا شدت علاقه آن‌ها به دنیا یا برای این که دوست دارند دست به هر کاری بزنند و هیچ قید و بندی آن‌ها را محدود نکند و … .

«زُیِّنَ لِلَّذینَ کَفَرُوا الحَیاهُ الدُّنیا وَ یَسخَرونَ مِنَ الَّذینَ آمَنوا وَ الَّذینَ اتَّقَوا فَوقَهُم یَومَ القِیامَهِ وَ اللَّـهُ یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حِسابٍ»

زندگی [زودگذرِ] دنیا برای کافران آراسته شده، و [به این سبب] مؤمنان را مسخره می‌کنند، در حالی که اهل تقوا در روز قیامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند، و خدا هر که را بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد. (بقره، ۲۱۲)

«أَیَحسَبُ الإِنسانُ أَلَّن نَجمَعَ عِظامَهُ * بَلىٰ قادِرینَ عَلىٰ أَن نُسَوِّیَ بَنانَهُ * بَل یُریدُ الإِنسانُ لِیَفجُرَ أَمامَهُ»

آیا انسان گمان می‌کند که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد؟! آرى قادریم که حتی سر انگشتانش را بازسازی کنیم. [نه! انسان چنین گمانی ندارد] بلکه مى‏‌خواهد [آزاد باشد و بدون ترس از قیامت] در تمام عمر گناه کند! (قیامت، ۳ تا ۵)

گاهی هشدار می‌دهد که مبادا انسان در تبعیت از این دسته زندگی دنیا و آخرت خود را خراب کنند.

«فَأَعرِض عَن مَن تَوَلّىٰ عَن ذِکرِنا وَ لَم یُرِد إِلَّا الحَیاهَ الدُّنیا * ذٰلِکَ مَبلَغُهُم مِنَ العِلمِ»

بنابراین از کسانى که از یاد ما روى گردانده‌‏اند و جز زندگى دنیا را نخواسته‏‌اند، روى بگردان. این [دنیا خواهى‏] آخرین مرز دانش و معرفت آنان است؛ (نجم، ۲۹ و ۳۰)

به هر حال قرآن هر روشنگری که لازم بوده درباره این گروه انجام داده است. چرا که این دسته بر کار باطل خود بسیار اصرار دارند. در مقابل انبیاء صف‌‌آرایی می‌کنند و با خدعه و نیرنگ بندگان خدا را به سوی خود جذب می‌کنند. از این رو خداوند از وضعیت فلاک‌بار آن‌ها در قیامت بسیار سخن می‌گوید. حتی گاهی باطن زندگی دنیایی آن‌ها را برای ما مطرح می‌کند تا ما فریب شوکت ظاهریشان را نخوریم.

۶. قرآن با معاد نحوهٔ ساختن دنیایی کامل را نشان می‌دهد

شاید بسیاری از افراد هنگامی که با آیات معاد و آموزه‌های اهل‌بیت دربارهٔ آن مواجه می‌شوند، این فکر به ذهنشان خطور می‌کند که هر مردمی که زندگی خود را بر اساس معاد شکل می‌دهد، در دنیا زندگی فلاکت‌باری خواهد داشت! چرا که آیات و روایات زندگی دنیا را در برابر آخرت همچون کالای کوچکی در این دنیا می‌دانند. اما چنین پنداری مطلقاً‌ با معارف اسلامی سازگار نیست. در اینجا ما تنها اشاره‌ای کوتاه به این مسأله داریم و بحث اصلی و کامل آن را در جای خودش مطرح خواهیم کرد.

همان طور که در ابتدای این مقاله مطرح شد، خدای متعال برای زندگی انسان برنامه‌ریزی دقیقی کرده است و آن هم محدود به همین دنیا نیست و سعادت این دنیا تنها بخش کوچکی از این برنامه است. برای نمونه به آیه ذیل توجه کنید:

«وَ لَو أَنَّ أَهلَ القُرىٰ آمَنوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرضِ وَ لـٰکِن کَذَّبوا فَأَخَذناهُم بِما کانوا یَکسِبونَ»

و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، یقیناً [درهایِ] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می‌گشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند گرفتیم. (اعراف، ۹۶).

ببینید!‌ در برنامه‌ای که خدا برای انسان در نظر گرفته است، جامعهٔ ایمانی به نقطه‌ای می‌رسد که برکاتی فراوان از آسمان و زمین برای او پدیدار خواهد شد. اما چرا مردم چنین نظامی را تشکیل نمی‌دهند و یا اگر تشکیل می‌دهند، دچار سستی می‌شوند؟ شاید یکی از دلایل، وجود قدرت‌های مستکبر در عالم است که در برابر انبیاء مانع تراشی کرده و می‌کنند. این‌ها از جهاتی به علومی هم دست می‌یابند و با همان مقدار اندک علم «ذٰلِکَ مَبلَغُهُم مِنَ العِلمِ» چنان جلوه‌فروشی می‌کنند که چشم و دل بندگان خدا را کور و مسحور می‌کنند.

«فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا کاَنُواْ بِهِ یَسْتهَْزِءُون‏»

هنگامى که پیامبرانشان دلایل روشن براى آنان آوردند، به اندک دانشى که نزد خود داشتند خوشحال بودند [و غیر آن را چیزى به حساب نمى‌‏آوردند] ولى عذابى که همواره آن را به مسخره مى‌‏گرفتند، آنان را احاطه کرد. (غافر، ۸۴)

تمام مشکل در این است که بشر به اندک دانش خود دل‌خوش گشته و حاظر نیست گامی بلند‌تر بردارد و آثار آن را ببیند.

نتیجه‌گیری بحث قیامت در قرآن

همان طور که می‌دانید آیات قیامت در قرآن حدود یک سوم از تعداد آیات را به خود اختصاص داده، که نشان اهمیت آن است. خود آیات معاد نیز بحث‌های فراوان و مختلفی را مطرح کرده که در اینجا به بعضی از آن‌ها اشاره کردیم. حال به نظر شما نخ تسبیحی که تمام این مباحث را به یکدیگر مرتبط می‌کند چیست؟ به عبارت دیگر این حجم از آیات با این فراوانی از مطالب مختلف درباره قیامت چه هدفی را دنبال می‌کند؟

یکی از علمای ربّانی در این باره نکته لطیفی را بیان کردند، ایشان می‌فرمودند به گمان من خداوند می‌خواهد عالَم انسان را عوض کند. ظرفیت انسان بسیار بسیار بزرگ‌تر از این دنیا است. اگر چشم انسان به حقایق بزرگی که در این عالم وجود دارد باز شود و اگر ببیند خدای متعال چه چشم‌روشنی‌هایی برای او در نظر گرفته است، خوب می‌فهمد که چگونه باید با این دنیا رفتار کند. اگر انسان و به تبع آن جامعهٔ انسانی دلدادهٔ آخرت که عالم اکبر است شد، کارهای بسیار بزرگی خواهد کرد که قابل تصور نخواهد بود، همچنان که از دوران ظهور حضرت مهدی سلام الله علیه خبر داده‌اند و فرموده‌اند که نعمات دنیایی به وفور در اختیار همه قرار خواهد گرفت و عدالت در جان انسان‌‌ها و به تبع در جامعه برپا خواهد شد. بنابراین قرآن در جهت سازندگی انسان و رشد و اعتلای او با این جدیّت به مسأله قیامت پرداخته است.

دکتر سید محسن میرباقری درسی را درباره قیامت در قرآن و با عنوان آخرین سفر، در موسسه نور المجتبی(ع) تدریس کرده‌اند. شما در این درس با مباحثی نو و تازه درباره کیفیت معاد آشنا خواهید شد. این درس در یک بسته آموزشی و به صورت مجازی در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. برای اطلاعات بیشتر از محتوای این درس می‌توانید سرفصل‌های این درس را در اینجا مطالعه کنید.

از خدای منان عاجزانه درخواست می‌کنیم ما را از مؤمنین و اهل یقین به معاد قرار دهد.

سید محمد کاظم میرباقری