برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

صفات سلبی

در مباحث خداشناسی برای بیان اوصاف پروردگار گاهی همه کمالات برای خداوند اثبات می شود یعنی اینگونه بیان می شود که خدا همه اوصاف کمال را دارا است. که به این صفت ها، صفت ثبوتی می‌گویند. مثل علم و قدرت و رحمت و… که بیانگر کمال است و خداوند همه آنها را دارا است. در مقابل، صفات سلبی است. صفات سلبی صفاتی هستند که یک نقص یا محدودیتی را از خداوند سلب می‌کنند یعنی بیان می‌کنند که خدا از این نقص مبرا است. به عنوان مثال خدا ظالم نیست، جاهل نیست و نیازی به جسم ندارد.
در این مقاله قصد داریم شما را با صفات سلبی و برخی ویژگی های آن آشنا کنیم و در ابتدا چکیده‌ای از مطلب ارائه می‌شود.
همچنین شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با اوصاف و اسماء الهی به مقاله «اسماء و صفات الهی» مراجعه کنید.

چکیده

از جمله تقسیم بندی های اسماء و صفات خدا، تقسیم آن به صفات ثبوتی و صفات سلبی است.

صفات ثبوتی، کمالی را برای خدا اثبات می‌کنند؛ مانند ظاهر و باطن؛ اما صفات سلبی، نقص و محدودیتی را از خداوند سلب می‌کنند؛ همچون شبیه نبودن به مخلوقات.

نکته: بیشتر صفاتی که در قرآن و روایات برای خداوند بیان شده، صفات فعلی و پس از آن صفات سلبی است. به این جهت که انسان به ذات خداوند دسترسی ندارد و از طریق افعال خدا به او پی می‌برد. در تفسیر صفات اثباتی یا ثبوتی برای رعایت قاعده خروج از حدین، این صفات با بیان سلبی توضیح داده می‌شود.


تفاوت صفات ثبوتی و سلبی

یکی از تقسیماتی که برای اسماء و صفات الهی وجود دارد، تقسیم صفات به صفات ثبوتی و صفات سلبی است. تفاوت صفات ثبوتی و صفات سلبی از لفظ آنها معلوم است؛ صفات ثبوتی یک کمالی را برای خدا اثبات می‌کنند، اما صفات سلبی یک نقصی را، یا حدی یا محدودیتی را از خدا سلب می‌کند.

برای مثال، در این آیه شریفه: «هُوَ الْاوّل وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ» 1 پنج صفت ثبوتی آمده است. «الْاوّل» به این معنا که ابتدایی ندارد. «الْآخِرُ» به این معنا که انتهایی ندارد، «وَ الظَّاهِرُ» در روایت تفسیر شده است که از طریق مخلوقات و یا افعالش بر عقل ما ظاهر است و ما می‌توانیم خدا را بفهمیم «الظاهِرُ بِعَجائِبِهِ لِلمَخلوقین» به عجائب خلقتش بر مخلوقین ظاهر و آشکار است. «الْباطِنُ» یعنی این که ما نمی‌توانیم به ذات او برسیم، ذات او از این که ما با قوای خود به او احاطه پیدا کنیم، مخفی است. «وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ» او بر همه امور بسیار دانا است. در این گونه صفات ویژگی‌هایی برای خداوند اثبات می‌شود.

اما در مورد صفات سلبی در بعضی از آیات، مثل سورهٔ توحید می‌خوانیم «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ * وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَد» خدا زاده نشده است یعنی «زاده شدن» را از خدا سلب می‌کنیم. خدا نزاییده است. این که یک موجودی از خدا متولد شود و از خدا صادر شود، این را هم نفی می‌کنیم. بعد می‌گوییم خدا شبیهی ندارد یعنی «شبیه داشتن» را از او نفی می‌کنیم. اینها از صفات سلبی است.
اجمالاً این مطلب روشن است که تعابیر قرآن و روایت درباره صفات الهی گاهی ویژگی را اثبات می‌کند و گاهی صفتی را از ساحت خدای سبحان سلب می‌کند.

ویژگی صفات سلبی

اکثر صفاتی که در قرآن و در روایات برای خداوند بیان شده صفات فعلی و بعد از آن صفات سلبی است. مثلاً خالق، شافی، کریم، غفور، رازق، اینها صفات فعلی هستند و هزار صفتی که در دعای جوشن کبیر بیان شده است. و برای صفات سلبی مثل «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ * وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» 2 خدا زاده نشده، نزاییده، شبیه چیزی نیست. نفی شریک، حتی در توضیح صفات ثبوتی در بسیاری از موارد توضیحات سلبی می‌دهند «عَالِمٌ لَا یَخفَی عَلَیهِ شَیءٌ» یعنی چیزی بر خدا مخفی نیست. بعضی از روایات در این‌باره فرموده‌اند:

﴿ الَّذِی سُئِلَتِ الْأَنْبِیَاءُ عَنْهُ فَلَمْ تَصِفْهُ بِحَدٍّ وَ لَا بِبَعْضٍ بَلْ وَصَفَتْهُ بِفِعَالِهِ وَ دَلَّتْ عَلَیْهِ بِآیَاتِهِ﴾ 3

او کسی است که وقتی از انبیاء دربارهٔ او سؤال می‌شد انبیاء او را به حدی وصف نمی‌کردند و او را به بعضی شبیه نمی‌کردند بلکه او را به افعالش وصف می‌کردند و با نشانه های او برایش استدلال می‌کردند.

در مورد ترکیب که خداوند مرکب از اجزاء نیست؛ این نیز از صفات سلبی است یا اینکه خداوند جهت و مکان ندارد. و در یک جهت و در یک مکان خاصی نیست. حلول و اتحاد ندارد خدا در جایی حلول پیدا نمی‌کند، با شیء دیگری متحد نمی‌شود، خدا زاده نشده و نزاییده و … . این صفات، صفات سلبی هستند که به بخشی از آنها اشاره شد.

بیان صفات سلبی به جای توصیف ذات خدا

انبیاء ذات خدا را توصیف نمی‌کردند، بلکه بیشتر صفات فعلی خدا را بیان می‌کردند «وَصَفَتْهُ بِفِعَالِهِ» یعنی خدا را به افعال خدا توصیف می‌کردند «وَ دَلَّتْ عَلَیْهِ بِآیَاتِهِ» و به آیات و صفات خدا دلالت و اشاره می‌کردند، آیات که همان مخلوقات و افعال خدا هستند. علت این است که ما به ذات خدا دسترسی نداریم، ما از طریق افعال خدا به افعال خدا پی می‌بریم لذا با صفات فعلی خدا را بیشتر توصیف می‌کردند، و همچنین صفات سلبی و این که خدا چگونه نیست؛ یعنی نواقص را از خدا رد می‌کردند. اگر هم صفات اثباتی یا ثبوتی بیان می‌شود وقتی این صفات ثبوتی را توضیح می‌دادند باز با بیان سلبی بود. مثلاً می‌گفتند خدا عالم است؛ یعنی خدا حد ندارد، در واقع آنها ماهیت علم خدا را بیان نکرده‌اند چون اگر بخواهند ماهیت علم خدا را بیان کنند، در واقع ذات خدا را بیان کرده‌اند که او خارج از دسترس ما است.
مثلاً ما به کیفیت علم خدا دسترسی نداریم. چون نمی‌دانیم ماهیت و کیفیت علم خدا از چه نوع است؛ نوع علم ما کیف نفسانی است، آیا خدا هم علم کیف نفسانی دارد؟ اگر این‌طور باشد علم در ذات خدا حلول کرده است پس خدا هم محتاج می‌شود، خدا قبل از حلول جاهل می‌شود. بنابراین اگر بخواهیم ماهیت آن را بیان کنیم در واقع همان ماهیتی که برای خود ما است را بیان می‌کنیم و دچار تشبیه می‌شویم. این رمز است که تأکید بیشتر در صفات، بر صفات فعلی و صفات سلبی است. اگر صفات ثبوتی هم بیان می‌شود برای این نیست که ماهیت و کنه صفت ثبوتی خدا بیان شود و چنین بیانی در روایات نیست بلکه بر عکس از طریق سلب بیان می‌شود.

هنگامی که خدا را بر خودمان قیاس می‌کنیم و یک نوع علمی که در ما وجود دارد را به خدا نسبت می‌دهیم، اشکالاتی ایجاد می‌شود. بنابراین ما باید این قاعدهٔ خروج از حدین (تشبیه و تعطیل) را رعایت کنیم. باید در توصیف خدا به گونه‌ای عمل شود که نه خدا را تعطیل و نه خدا را تشبیه کرد. یعنی نباید توضیح و بیانی از علم خدا و صفات ثبوتی خدا ارائه بدهیم که باعث تشبیه بشود و از طرفی هم نباید توصیف را کلا تعطیل کرد. در مورد صفات فعلی نیز همین‌طور است؛ برای مثال اگر می‌گوییم که خدا رازق است نباید با فعل انسان و مخلوقات قیاس کنیم. ما چگونه روزی می‌دهیم؟ همان چیزی که خدا خلق کرده، مثلاً باران می‌فرستد، گندم رویش پیدا می‌کند، همان گندم را به شخصی می‌دهیم. این روزی دادن ما است اما خداوند که این‌طور نیست، خدا خلق می‌کند. براساس قوانین و سنت‌هایی که در عالم طبیعت قرار داده است؛ در صفات فعلی نیز آن چیزی که ما داریم همان چیزی نیست که خدا دارد و این نفی تشبیه را همیشه باید لحاظ کنیم و این قاعدهٔ خروج از حدین را در تمام مباحث مربوط به اسماء و صفات رعایت کنیم.

صفات سلبی در یک جمله

اگر بخواهیم در یک جمله صفات سلبی را بیان کنیم، باید بگوییم خدا شبیه مخلوقات نیست. تمام این صفاتی که گفتیم، صفات سلبی در مخلوقات است. مخلوقات دیده می‌شوند، شنیده می‌شوند، لمس می‌شوند، مسح می‌شوند، در مخلوقات حلول و اتحاد، ترکیب و اجزاء، زاده شدن، زاییده شدن ممکن است. مکان‌دار بودن و زمان‌دار بودن، اینها ویژگی‌های مخلوق است. بنابراین تمام صفات سلبی را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد که خدا شبیه مخلوقات نیست.

Cinque Terre

درس شکوه یکتایی

این مقاله بخشی از درس‌های توحید است که توسط استاد ارجمند حجه الاسلام برنجکار در موسسه نورالمجتبی علیه السلام تدریس شده است. توحید یکی از چهار درس عقاید است که با نام «شکوه یکتایی» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این درس به اینجا مراجعه کنید.


پی نوشت ها

  1. – سورهٔ حدید، آیهٔ 3.
  2. – سورهٔ توحید، آیات 3 و 4.
  3. – الکافی، ج 1، ص 141.