برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی

در طول تاریخ کتاب‌های آسمانی متعدّدی از طرف خدای متعال برای بشریت فرستاده شده است که برخی از این کتاب‌ها برتر از کتاب‌های دیگرند. از نگاه قرآن کریم و بر اساس تعالیم اسلام برترین کتاب آسمانی قرآن کریم است. در این مقاله قرآن و دیگر کتب آسمانی را مقایسه کرده و به بررسی وجوه برتری قرآن کریم بر دیگر کتابهای آسمانی می‌پردازیم. عناوین مطرح شده در این مقاله عبارتند از:

  • قرآن و دیگر کتب آسمانی
  • نشانه‌های برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی
  • معنای تأیید کتب آسمانی
  • ابعاد برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی
  • نمونه‌هایی از خضوع غیر مسلمانان در برابر قرآن

چکیده قرآن و دیگر کتب آسمانی :

  • قرآن کتابی است که هم کتاب‌های گذشته را تصدیق کرده و هم مهیمن بر آن‌ها بوده است و بر آنها برتری و فضیلت دارد.

  • البته قرآن اصل نزول کتاب‌های گذشته را تصدیق کرده اما تصدیق قرآن به معنای عدم تحریف آن‌ها نیست. قرآن کریم در چند آیه به تحریفاتی که در کتاب‌های آسمانی گذشته وارد شده است اشاره کرده است.

  • ابعاد برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی عبارت است از:
    1. اعجاز جاوید: قرآن سند رسالت پیامبر گرامی اسلام (ص) است و هر انسانی می‌تواند این سند را مشاهده کند، در حالی که معجزه انبیاء گذشته چنین ویژگی ندارد.
    2. وحیانی بودن عبارات و مضامین: قرآن کتابی است که تمام آن از جانب خداوند نازل شده، الفاظ و مضامین آن و این نیز از ویژگی‌های منحصر به فرد این معجزه الهی است.
    3. جهانی بودن قرآن: قرآن کریم کتابی جهانی است و اختصاص به منطقه خاصّی ندارد و مایه هدایت برای همه مردم است.
    4. جامعیت محتوا: محتوا و آموزه‌های قرآن کریم به همه نیازهای انسان می‌پردازد؛ قرآن تمام بینش‌ها و رفتارهای ظاهری و باطنی انسان را رهنمون می‌سازد.
    5. عدم تحریف به حفظ الهی: خدای متعال وعده داده است که قرآن را از تحریف حفظ می‌کند. خداوند در قرآن فرموده: ما قرآن را فرو فرستادیم و ما خود مراقب و نگهبان قرآن هستیم. اما سایر کتاب‌های آسمانی از انگیزه‌های باطل مصون نماندند و دستخوش تحریفاتی شده‌اند.

  • با توجه به این که قرآن مهیمن و برتر از کتاب‌های پیشین است، چند کار انجام داده است:
    1. مطالب درستی را که در این کتاب‌ها بوده است حفظ کرده است.
    2. آنچه را که در عهدین بوده است تکمیل می‌کند.
    3. تحریفاتی را که در آن‌ها وارد شده اصلاح می‌کند.

  • نمونه‌هایی از خضوع دانشمندان غیر مسلمان در برابر قرآن:
    1. آلبرت انیشتین دانشمند بزرگ جهان از جنبه هدایتی قرآن سخن به میان آورده است.
    2. گوستاو لوبون فیلسوف فرانسوی از جامعیّت قرآن کریم به شگفت آمده و سخنانی را در این باره مطرح کرده است، خصوصاً مسائل اخلاقی که در قرآن مطرح شده است.
    3. پروفسور هانری کُربن تأکید قرآن بر علم و علم آموزی را سند حقانیّت قرآن کریم دانسته است.
    4. لئون تولستوی فیلسوف و نویسنده مشهور روسی از آموزه‌های قرآن و سبک بیان آن که روان و شیوا است تعریف و تمجید کرده است.
    5. پروفسور آرتور آربری، خاورشناس انگلیسی از تجربه خود درباره آرامش روحی‌ای که قرآن به او داده سخن می‌گوید و خود را رهین منّت آن می‌داند.
    6. جِیم رودول اسلام شناس انگلیسی ذکر و یاد خدای عزّ و جل را در قرآن امری بزرگ دانسته و از این جنبه به تعریف قرآن پرداخته است.

قرآن و دیگر کتب آسمانی

موضوع بحث ما قرآن در مقایسه با کتاب‌های آسمانی پیشین است. همان‌طور که مستحضر هستید خدای متعال کتاب‌های آسمانی متعدّدی را فرو فرستاده است که برخی از این کتاب‌ها برتر از کتاب‌های دیگر هستند. از نگاه قرآن کریم و بر اساس تعالیم قرآن، برترین کتاب آسمانی قرآن کریم است.

نشانه‌های برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی

خدای متعال در سوره مبارکه مائده آیه 48 می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْه‏» ما کتابی را به سوی تو به حق فرو فرستادیم که این کتاب‌، کتاب‌های دیگری را که پیش روی او است تصدیق می‌کند. کلمه مصدّق به معنای تصدیق کننده است و این واژه در این آیه شریفه قید برای کتاب است. یعنی این کتاب در حالی نازل شد که کتاب‌های دیگر را تأیید و تصدیق می‌کند.

امّا علاوه بر این‌که آن‌ها را تصدیق می‌کند مهیمن بر آن‌ها هم است. این واژه مهیمن نشانه برتری و فضیلت قرآن بر سایر کتاب‌های آسمانی است. کلمه مهیمن را این‌طور معنا می‌کنند. مهیمن یعنی حافظ، شاهد، امین، مراقب و نگه داری کننده از چیزهای دیگر. بنابراین قرآن کریم حافظ سایر کتب است، شاهد بر صدق و درستی سایر کتاب‌های آسمانی است، امین سایر کتاب‌های آسمانی است، مراقب و نگهداری کننده از آن‌ها است و به تعبیر دیگر قوام و اعتبار سایر کتاب‌های آسمانی به قرآن وابسته است.

معنای تأیید کتب آسمانی

 درباره این آیه شریفه این نکته را باید عرض کنیم که برخی‌ها این‌طور ادّعا کردند که از آیات قرآن استفاده می‌شود که قرآن تمامی محتوای تورات و انجیل را تأیید می‌کند و لذا همین آیه را دلیل گرفتند برای این‌که تورات و انجیل تحریف نشدند. این‌طور استدلال کردند که تورات کنونی با توراتی که صدر اسلامی در دست مسلمان‌ها و نزد آن‌ها بوده است خیلی تفاوتی ندارد و اگر قرار است تحریفی در تورات و انجیل رخ داده باشد باید قبل از نزول اسلام رخ داده باشد.

امّا می‌بینیم قرآن کریم در آیاتی از جمله همین آیاتی که تلاوت شد یعنی آیه 48 سوره مائده می‌فرماید: این کتاب تورات و انجیل و سایر کتب آسمانی را تأیید می‌کند، تصدیق می‌کند و شاهد صدق آن‌ها است. تأیید و تصدیق قرآن کریم شاهدی بر این مدّعا است که آنچه که در کتاب‌های آسمانی در زمان پیامبر اکرم (ص) بوده درست بوده است و همان‌ها امروز هم است، پس تورات و انجیل تحریف نشدند.

امّا نکته مهم این است که باید بدانیم معنای کلمه مصدّق تأیید محتوای این دو کلمه نیست، بلکه تصدیق کتاب‌های گذشته یعنی اصل صدور این کتاب‌ها و اصل نزول این کتاب‌ها از طرف خدای متعال مورد تأیید قرآن کریم است. قرآن کریم تأیید می‌کند که خدای متعال این‌ کتاب‌ها را فرو فرستاده است و البتّه خود قرآن تأکید می‌کند که این کتاب‌ها را بعد از آن‌که خدای متعال فرو فرستاد تحریف کردند.

در چند جای قرآن اشاره به تحریف تورات و انجیل شده است، از جمله آن‌جا که می‌فرماید: «یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِه‏»[1] یا می‌فرماید: «فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً»[2] ای وای بر کسانی که مطالبی را از پیش خود می‌نویسند و بعد این‌ها را به خدا نسبت می‌دهند. از نگاه قرآن معلوم می‌شود اصل نزول تورات و انجیل مورد تأیید است، امّا محتوای آن‌ها در بسیاری از موارد مورد تأیید قرآن قرار ندارد.

پس قرآن کریم تصدیق کننده کتاب‌های آسمانی گذشته است، امّا در افقی فراتر از کتا‌ب‌های آسمانی گذشته. مقصود ما از این‌که در افقی فراتر از کتب آسمانی گذشته تأیید می‌کند عبارت است از همان نکته‌ای که در واژه مهیمن نهفته است. قرآن کریم هیمنه دارد، سیطره دارد، بر سایر کتاب‌های آسمانی تسلّط دارد و بر سایر کتاب‌های آسمانی برتری دارد.

ابعاد برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی

در این‌جا به ویژگی‌های قرآن کریم و ابعاد برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی اشاره می‌کنیم:

1- اعجاز جاوید

اوّلین نکته‌ای که از رموز برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی به شمار می‌رود مسئله سند بودن قرآن برای رسالت پیامبر گرامی اسلام (ص) است. همان‌طور که عرض کردیم در برنامه‌های قبل قرآن کریم معجزه پیامبر گرامی اسلام (ص) است. یکی از مهمترین ادّله حقّانیّت رسول گرامی اسلام (ص) همین کتاب شریف است، قرآن عظیم است و لذا عرض کردیم هر مسلمانی یک نسخه از معجزه پیامبر خود را در خانه خود دارد.

مسیحیان و یهودیان درباره معجزه پیامبر خود صرفاً مطالبی را شنیدند. مسیحیان شنیدند که حضرت عیسی (ع) کور مادرزاد را شفا می‌داد. یهودیان شنیدند که حضرت موسی (ع) رود نیل را شکافت. امّا مسلمان‌ها نه تنها شنیده‌اند، بلکه دیدند که پیامبر آن‌ها معجزه‌ای را آورده است و این معجزه در خانه هر مسلمانی است. لذا اوّلین ویژگی و برتری قرآن بر سایر کتب آسمانی این است که قرآن کریم سند حقّانیّت رسالت پیامبر گرامی اسلام (ص) است و این ویژگی در سایر کتاب‌‌های آسمانی وجود ندارد.

2- وحیانی بودن عبارات و مضامین

نکته دوم وحیانی بودن و آسمانی بودن الفاظ قرآن کریم است. همان‌طور که قبلاً عرض کردیم هم مضامین قرآن کریم توسّط وحی بر قلب مطهّر پیامبر (ص) القاء شده است و هم الفاظ نورانی این کتاب الفاظی است که توسّط پیک وحی بر قلب مطهّر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است. امّا این مطلب در مورد سایر کتب آسمانی یکسان نیست و مورد اتّفاق قرار ندارد.

3- جهانی بودن قرآن

نکته سوم جهانی بودن و جاودانه بودن قرآن کریم است. همان‌طور که مستحضر هستید قرآن کریم کتابی است که جهانی است، فرا قومی است، اختصاص به منطقه خاصّی ندارد، اختصاص به قوم و قبیله خاصّی ندارد، می‌فرماید: «هُدىً لِلنَّاس‏»[3] می‌فرماید: این کتاب مایه هدایت برای همه مردم است، لذا این کتاب جهانی است و جاودانه است. اختصاص به زمانه خاصّی ندارد. در سوره مبارکه انعام خدای متعال می‌فرماید: «وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ‏» این قرآن به سوی من نازل شده است تا شما را و هر کسی که پیام قرآن به او می‌رسد انذار کنم.

یا در آیه نخستین سوره مبارکه فرقان می‌خوانیم: «تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً» سرشار از خیر و برکت است آن خدایی که فرقان را بر بنده خود نازل فرمود تا او بیم دهنده جهانیان باشد. یا در سوره مبارکه مدثّر می‌فرماید: «وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْرى‏ لِلْبَشَر»[4] قرآن وسیله تذکّر برای بشریّت است. اختصاص به قوم خاصّی ندارد، اختصاص به قبیله خاصّی ندارد و اختصاص به زمانه خاصّی ندارد. این کتاب، کتابی فرا عصری است، این کتاب، کتابی فراقومی است، فرا منطقه‌ای است.

این نکته را عرض کنیم که دین اسلام دین جهانی است، کتاب ما کتابی جهانی است و پیامبر ما هم پیامبری جهانی است. پیغمبر گرامی اسلام (ص) مخاطب تمامی مردم در طول تاریخ هستند. در سوره مبارکه سبأ می‌خوانیم می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّهً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً»[5] ما تو را به سوی همه مردم فرستادیم، قبله‌گاه ما هم قبله‌گاه جهانی است. می‌دانید خانه کعبه خانه‌ای است که قبله همه ادیان توحیدی بوده و هست. «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً»‌[6] اوّلین خانه‌ای که برای انسان‌ها بنا نهاده شد، نه فقط برای مسلمان‌ها. خانه کعبه خانه انسانیّت است. خانه‌ای است که به دست حضرت آدم بنا نهاده شده است.

اوّلین انسانی که پا بر روی کره خاکی نهاد و ابو البشر بود. به خدا عرضه داشت: خدایا وقتی در بهشت بودم صدای مناجات فرشتگان می‌شنیدم. می‌خواهم در زمین هم مکانی وجود داشته باشد که به مثابه فرشتگان که دور عرش تو می‌گشتند در زمین تو را عبادت کنم. دستور رسید که خانه خدا در این منطقه بساز و دور این خانه طواف کن. بانی این خانه حضرت آدم است و حضرت ابراهیم تجدید بنای این خانه را می‌کند و پیامبران بزرگ الهی به این منطقه آمدند و در این منطقه عبادت کردند. لذا قبله‌گاه ما مسلمان‌ها قبله گاه جهانی است، قبله‌گاهی که مورد تعظیم و تکریم همه پیامبران الهی قرار داشته است.

4- جامعیت محتوا

ویژگی‌ چهارم قرآن کریم که بر اساس این ویژگی باز قرآن بر سایر کتب آسمانی سیطره دارد و مهیمن است، جامعیّت محتوای قرآن کریم است. محتوای قرآن کریم محتوایی است که به همه نیازهای انسان می‌پردازد. به مسائلی که در بعد اعتقادات ما به آن‌ها نیاز داریم. به مسائلی که در اخلاقیّات خود به آن‌ها نیاز داریم و به آنچه که در احکام شرعی به آن وابسته هستیم.

به طور کلّی قرآن کریم بینش‌های ما و رفتارها و گرایش‌های ما را مورد توجّه قرار می‌دهد. بینش ما در قالب اعتقادات در قرآن کریم بیان شده است. رفتارهای ما که به رفتارهای ظاهری و رفتارهای باطنی تقسیم می‌شود در قالب احکام شرعی و اخلاقیّات توسّط قرآن کریم بیان شده است و لذا قرآن کریم به همه نیازهایی که انسان در مسیر هدایت به آن‌ها نیازمند است اشاره کرده است.

قرآن کریم شامل مسائل مربوط به دنیا و مسائل مربوط به آخرت ما می‌شود. آنچه که در دنیای ما و زندگی دنیوی ما نقش دارد و در سعادت دنیوی ما اثرگذار است مورد توجّه قرآن کریم قرار گرفته است. قرآن کریم به مسائل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتّی ساده‌ترین مسائل اخلاقی اشاره کرده است. از این دستور ساده اخلاقی که وقتی در مجلسی نشسته‌اید و کسی وارد می‌شود و جا نیست، سزاوار است که به او جا بدهید گرفته تا دستورات مهم درباره توحید و پرهیز از شرک و ضرورت احسان به همنوعان، احسان به پدر و مادر، احسان به همسایه، احسان به دوستان، احسان به همسر، احسان به کارکنان و کارمندان و زیردستان.

قرآن کریم هیچ مطلبی از آنچه را که به سعادت دنیا و آخرت انسان مربوط می‌شود فروگذار نکرده است. این هم نکته چهارم درباره ویژگی‌های قرآن کریم که منجر به هیمنه و برتری قرآن نسبت به عهدین می‌شود.

5- عدم تحریف به حفظ الهی

امّا نکته پنجم، محفوظ بودن قرآن به حفظ الهی. قرآن کریم مورد حفظ خدای متعال قرار دارد. خدای متعال وعده داده است که قرآن را از تحریف حفظ می‌کند. در سوره مبارکه حجر، آیه 9 می‌خوانیم «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» ما قرآن را فرو فرستادیم. کلمه ذکر در این آیه شریفه به معنای قرآن کریم است. ما قرآن را فرو فرستادیم و ما خود مراقب و نگهبان قرآن هستیم. خدای متعال در این آیه شریفه وعده داده است که حفاظت و حراست از قرآن را به عهده داشته باشیم. بر همین اساس یکی از ادلّه ما بر عدم تحریف قرآن، آیه 9 سوره مبارکه حجر است.

البتّه آیات دیگری هم در قرآن کریم است که این آیات بر عدم تحریف قرآن دلالت می‌کند. از جمله آن‌ها در سوره مبارک فصّلت خدای کریم می‌فرماید: «وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزیزٌ * لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِه‏»[7] قرآن کتاب شکست ناپذیری است. کلمه عزیز به معنای شکست ناپذیر است. باطل از پیش رو و پشت سر به سوی قرآن نمی‌آید و به قرآن راه ندارد. «لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ»[8] قرآن از طرف خدایی فرو فرستاده شده است که آن خدا حکیم است و آن خدا حمید است، مورد ستایش است.

بنابراین قرآن کریم وعده داده است و خدای متعال تضمین کرده است که این کتاب تحریف نمی‌شود. امّا سایر کتب آسمانی تحریف شدند. تورات تحریف شده است، انجیل تحریف شده است. متأسّفانه در این کتاب‌ها مطالبی وجود دارد که بعضی از آن‌ها را انسان شرم می‌کند بر زبان بیاورد. برخی از مطالبی که در عهدین آمده است نزد انسانی که از کمترین خرد و اندیشه‌ای برخوردار باشد مطالب مردودی است.

در برخی از این کتاب‌ها به عنوان مثال این‌طور آمده است که خدا از آسمان پایین آمد با حضرت داوود کشتی گرفت و حضرت داوود بر خدا غلبه کرد و او را به زمین زد! این تعابیر و مانند این‌ها که در عهدین فراوان است که با اوّلیات اعتقادات دینی سازگاری ندارد از موارد تحریف این کتاب‌ها است. این هم از ویژگی‌های قرآن کریم که مایه برتری قرآن بر سایر کتب است و لذا همان‌طور که عرض کردیم کلمه مهیمن به معنای حافظ و شاهد و امین است.

می‌توانیم بگوییم قرآن کریم مطالب درستی را که در این کتاب‌ها بوده است حفظ کرده است و در خود نگه داشته است. در بسیاری از آیات قرآن مطالبی به نقل از عهدین آمده است. «وَ کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْن»[9]‏ در تورات نوشتیم که در مقابل یک نفس حق وجود دارد که انسان قصاص کند و نفس دیگری را در مقابل یک نفس به قتل برساند. در مقابل چشم قصاص چشم است، در مقابل گوش قصاص گوش است، این مطالب و مطالب دیگری که قرآن کریم از عهدین نقل کرده است از موارد امین بودن قرآن و حافظ بودن قرآن است.

قرآن بسیاری از مندرجات درست عهدین را حفظ کرده است. لذا می‌توانیم عرض کنیم محفوظ بودن قرآن به حفظ الهی یکی دیگر از جلوه‌های برتری قرآن بر عهدین است و در یک کلمه قرآن کریم مهیمن بر عهدین است. البتّه مهیمن بودن را می‌توانیم این‌طور معنا کنیم که قرآن کریم آنچه را که در عهدین بوده است تکمیل می‌کند. اصول کلّی که در عهدین قرار داشته است مورد تأیید قرآن کریم است. اصول کلّی که درباره توحید، درباره پیامبران و درباره معاد در تورات و انجیل اصلی وجود داشته است مورد تأیید است.

قرآن کریم آمده برنامه زندگی را کامل‌تر کرده است و لذا می‌توانیم بگوییم قرآن کریم تکمیل مطالب کتب آسمانی گذشته است. البتّه آن مواردی که مورد تحریف قرار گرفته است تصحیح می‌کند و اصلاح می‌کند و لذا قرآن کریم چون تکمیل می‌کند و تصحیح می‌کند مهیمن بر کتاب‌های آسمانی گذشته است.در کتاب شریف صحیفه سجّادیه در دعای 42 از امام سجّاد (ع) این‌طور می‌خوانیم. می‌فرماید: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَعَنْتَنِی عَلَى خَتْمِ کِتَابِکَ الَّذِی أَنْزَلْتَهُ نُوراً»[10] خدایا به من کمک کردی که قرآن را ختم کنم.

این دعای ختم قرآن است که امام (ع) هنگام ختم قرآن این دعا را می‌خواند. خدایا به من کمک کردی که این کتاب را ختم کنم، «الَّذِی أَنْزَلْتَهُ نُوراً» کتابی که آن کتاب را نور قرار دادی. «وَ جَعَلْتَهُ مُهَیْمِناً عَلَى کُلِّ کِتَابٍ أَنْزَلْتَهُ» این کتاب را مهیمن بر هر کتاب دیگری که فرو فرستادی قرار داده‌ای. «وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى کُلِّ حَدِیثٍ قَصَصْتَه‏» خدایا این کتاب را بر هر سخنی که بازگو کرده‌ای برتری دادی. از این فرمایشات امام سجّاد (ع) که ویژگی‌های قرآن را بیان می‌فرماید به خوبی برتری قرآن بر سایر کتاب‌های آسمانی استفاده می‌شود.

نظرات بعضی از اندیشمندان درباره قرآن

در پایان به برخی از نمونه‌های تاریخی از خضوع دانشمندان غیر مسلمان در برابر قرآن اشاره می‌کنیم. دانشمندان متفکّر حتّی کسانی که مسلمان نبودند، وقتی از روی حقیقت طلبی قرآن کریم را مورد مطالعه قرار دادند در برابر عظمت و بزرگی این کتاب احساس خضوع می‌کنند. عبارت‌هایی که از برخی اندیشمندان بزرگ جهان به یادگار مانده است شاهد عظمت قرآن حتّی در نظر غیر مسلمان‌ها است. حالا من به بخش‌هایی از این عبارت‌ها اشاره می‌کنم.

آقای آلبرت انیشتین متفکّر و فیزیکدان بزرگ درباره قرآن این‌طور می‌گوید: «قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست، بلکه مجموعه‌ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگ‌ترین فلاسفه از تعریف آن عاجز هستند هدایت می‌کند.» عظمت قرآن در این عبارت نسبت به کتب آسمانی دیگر مشهود است. قرآن کتاب هدایت است. قرآن انسان را به آن سمت و سویی می‌برد که هیچ کسی نتوانسته برای هدایت به آن جهت همانند قرآن اقدامی کند.

آقای دکتر گوستاو لوبون که از مورّخان بزرگ فرانسوی است درباره قرآن این‌طور می‌گوید: «قرآن که کتاب آسمانی مسلمین است به تعالیم و دستورات مذهبی منحصر نمی‌شود، بلکه مشتمل است بر دستورات سیاسی و اجتماعی. (همان‌طور که عرض کردیم قرآن کتابی است که جامعیّت دارد. دستورات قرآن در ابعاد مختلف مطرح شده است.) خیرات، نیکی، مهمان نوازی، اعتدال در خواهش‌های نفسانی، وفای به عهد، اکرام به والدین، کمک به بیوه و یتیم وسرپرستی آن‌ها، نیکی کردن در مقابل بدی که در موارد متعدّدی بر آن تأکید شده است (که اشاره به آیات متعدّدی در قرآن اشاره شده است که می‌فرماید: «ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ»[11] بدی را با خوبی از خود دور کن) و در تمام این کتاب صفات و خصلت‌های پسندیده تعلیم داده شده است. تعلیمات اخلاقی قرآن به مراتب بالاتر از تعلیمات انجیل است.» این هم عبارتی دیگری از آقای گستاو لوبون است.

مورد دیگر آقای پروفسور هانری کُربن است که ایشان هم یک فیلسوف معاصر فرانسوی است. می‌گوید: «اگر اندیشه پیامبر اکرم خرافی بود و اگر وحی او وحی الهی نبود هرگز جرأت نمی‌کرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ یک از افراد بشر و هیچ شیوه تفکّری به اندازه پیامبر گرامی اسلام بر قرآن، انسان را به دانش دعوت نکرده است. (عجیب است آقای پروفسور هانری کُربن معتقد است که خود دعوت قرآن به علم سند حقّانیّت قرآن کریم است.) تا آن‌جا که در قرآن 950 بار از علم، فکر و عقل سخن به میان آمده است.»

مورد بعد آقای لئون تولستوی فیلسوف و نویسنده مشهور روسی است. ایشان می‌گوید: «هر کسی بخواهد سادگی و بی‌پیرایه بودن اسلام را دریابد باید قرآن مجید را مطالعه کند. در آن‌جا قوانین و تعلیماتی بر مبنای حقایق روشن و آشکار صادر شده است و احکام آن آسان و ساده برای عموم بیان شده است.» در واقع قرآن را بین دو ویژگی جمع کرده است. یک بیان حقایق بلند، دو عبارت‌هایی ساده و روان که هر کسی می‌تواند آن‌ها را متوجّه شود. عظمت قرآن در این نهفته است که هم عوام آن را می‌فهمند و هم خواص به عظمت قرآن پی می‌برند.

فرد دیگری که از او یاد می‌کنیم آقای پروفسور آرتور آربری، خاورشناس انگلیسی است. ایشان قرآن را ترجمه می‌کرد و در زمانی که قرآن را ترجمه می‌کرد حال خوشی داشته است و تحت تأثیر قرآن قرار گرفته بود. وقتی ترجمه قرآن او به پایان می‌رسد این جملات را نوشته است. می‌نویسد «زمانی که به پایان ترجمه قرآن نزدیک می‌شدم موضوعی سخت مرا پریشان کرده بود. امّا در طول ایّام پریشانی قرآن چنان مرا آرامش بخشید و چنان حفظ کرد که برای همیشه رهین منّت آن گردیدم.» حالا مشکل اخلاقی، خانوادگی، روحی یا هر چیزی برای او پیش آمده بود می‌گوید قرآن به من آرامش داد و آرامش قرآن من را برای همیشه مدیون خود کرد.

مورد آخر آقای جِیم رودول اسلام شناس انگلیسی است که ایشان درباره قرآن می‌گوید: «قرآن مقام والایی دارد، زیرا نام خداوند و خالق جهان و ستایش او را در میان ملل بت پرست نشر داد و آن را به همه کس اعلام کرد.»

ویژگی قرآن این است که توانست به جنگ بت پرستان برود. در شرایطی نام خدا را بلند کرد که بت پرستی در جهان حرف اوّل را می‌زد. فضای شبه جزیره، آن فضایی که قرآن در آن فضا نازل شد تحت سیطره تفکّر بت پرستی بود. بت‌ها در خانه کعبه و در خانه یکایک مردم حجاز حرف اوّل را در باور و اعتقاد آن‌ها می‌زدند. معتقد بودند همه‌ کاره عالم بت‌ها هستند. معتقد بودند که بت‌ها هستند که به آن‌ها رزق و روزی می‌دهند. بت‌ها هستند که به آن‌ها فرزند می‌دهند. بت‌ها هستند که مایه آبادانی محصول آن‌ها هستند. مایه رونق تجارت آن‌ها هستند. قرآن در چنین فضایی آمد و با بت پرستی مبارزه کرد و بت شکنی را در آن جامعه ترویج کرد.

بنابراین قرآن کریم حتّی در نگاه سایر اندیشمندان و کسانی که در حوزه‌های دیگر مطالعه می‌کنند امّا قرآن را به عنوان یک موضوع مورد مطالعه قرار دادند کتاب باعظمتی است و این نمونه‌های تاریخی خضوع اندیشمندان در برابر قرآن شاهدی بر حقانیّت قرآن کریم و شاهدی بر صدق و درستی این کتاب و برتری قرآن نسبت به کتب عهدین است. إن‌شاءالله خدای متعال همه ما را قدردان این کتاب بزرگ قرار دهد و توفیق انس بیشتر با این کتاب آسمانی را به ما عنایت بفرماید.

حجه‌الاسلام والمسلمین حاج ابوالقاسم

Cinque Terre

آشنایی با قرآن

این مقاله بخشی از درس «شرح زلالی آب» است که توسط استاد ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین حاج‌ابولقاسم در موسسه نورالمجتبی (ع) تدریس شده است. شرح زلالی آب درسی است با موضوع آشنایی با قرآن کریم که در دوره آموزشی «انس با قرآن» تدریس شده است. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این دوره به اینجا مراجعه کنید.


[1]– سوره مائده، آیه 41.

[2]– سوره بقره، آیه 79.

[3]– سوره بقره، آیه 185؛ سوره آل عمران، آیه 4.

[4]– سوره مدثّر، آیه 31.

[5]– سوره سبأ، آیه 28.

[6]– سوره آل عمران، آیه 96.

[7]– سوره فصّلت، آیات 41 و 42.

[8]– سوره فصّلت، آیه 42.

[9]– سوره مائده، آیه 45.

[10]– الصّحیفه السّجادیه، ص 174.

[11]– سوره مؤمنون، آیه 96.